Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
letter of intent
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
Other Matches
intent
نیت
intent on doing anything
مصمم درکردن کاری
intent on doing anything
سخت مشغول کاری
intent on doing anything
کاری
intent on doing anything
سرگرم کرد
intent
موشکاف
intent
دقیق
intent
قصد
an intent look
یک نگاه مشتاقانه
intent
مرام
intent
مفاد
intent
معنی منظور
intent
مصمم
intent
قصد و نیت
basic intent
نیت عام
general intent
نیت عام
specific intent
نیت خاص
with good intent
با حسن نیت با قصد نیک
with intent to defraud
بقصد کلاه برداری
i wrote letter a letter
هی کاغذ نوشتم
Get the letter to him . Have the letter handed to him.
نامه را بدستش برسان
i wrote letter a letter
چندین کاغذ پشت سرهم نوشتم
Read out the letter. Read the letter aloud.
نامه را بلند بخوان
letter
اثارادبی
letter
کاغذ ادبیات
to the letter
<adv.>
نکته به نکته
letter of a
اگاهی نامه
letter of a
اطلاع نامه
letter
حرف چاپی
letter
نویسه
letter
نامه
letter
مراسله
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
letter
حروف ارسالی به چندین آدرس با نام بدون تغییر در متن
to the letter
<idiom>
طبق قانون
d. letter
حرفی که درسالنامه دلالت برروز یک شنبه میکند
to a. letter
فرستادن
letter no
نامه شماره 5
to the letter
<adv.>
مو به مو
letter
معرفی نامه
letter
سند
letter
نوشته
to the letter
طابق النعل بالنعل
letter
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
to the letter
<adv.>
کلمه به کلمه
letter
معرفت دانش
letter for letter
<adv.>
نکته به نکته
letter
باحروف نوشتن باحروف علامت گذاشتن اجازه دهنده
letter for letter
<adv.>
کلمه به کلمه
letter for letter
<adv.>
مو به مو
letter
حرف
letter
حرف الفباء
letter sheet
نامه تمبردار پستی
letter shift
مبدله حروف
the letter is urgent
نامه فوری است
take this letter to the post
این نامه راببرید به پستخانه
the letter of the law
لفظ یا نص قانون
the letter of the law
عبارت قانون
letter weight
کاغذ نگاه دار
the original letter
عین نامه
letter quality
کیفیت حرفی
to readdress a letter
عنوان نامهای را عوض کردن
the letter of the law
نص یا لفظ شریعت
under cover of letter no
ضمن نامه شماره
letter quality
چاپ با کیفیت خوب
omission of a letter
انداختن یا حذف یک حرف
recredential letter
recredential
nundinal letter
حرفی برای نامیدن هریک ازهشت روز بازار بکار میرفت
near letter quality
خروجی چاپ شده توسط چاپگرهای نقطه ماتریسی که به اندازه خروجی چاپگرهای با کیفیت حروف عالی خوانانمیباشد
letter writing
نامه نگاری
letter writer
کاغذ نویس
letter writer
کتاب
letter writer
نامه نویس
letter writer
نامه نگاری
red letter
با حروف قرمز
red letter
مربوط به روزهای تعطیل و اعیاد مخصوص ایام خوشحالی فراموش نشدنی
referring to your letter of
با اشاره بنامه .......عطف بنامه ....... راجع بنامه .......
small letter
حرف ریز
send a letter
کاغذ بدهید
send a letter
نامهای بفرستید
sea letter
سند بیطرفی کشتی
scarlet letter
حرف A برنگ سرخ که روی سینه زناکاران نصب میشده
repetitive letter
نوشته شده است
repetitive letter
یات آدرس
registered letter
نامه سفارشی
letter testamentary
تصدیق انحصار وراثت
letter of dismissal
انفصال
letter of reference
توصیه نامه
letter of reference
معرفی نامه
to kern a letter
فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
letter of attorney
اجازه نامه
letter of attorney
اختیار نامه
I read through the letter.
من این نامه را کاملا میخوانم.
letter of dismissal
بطلان
letter of dismissal
انقضا
letter of dismissal
خاتمه
letter of dismissal
الغا
letter of dismissal
رها سازی
letter of dismissal
متارکه
letter of dismissal
ترک
letter of attorney
وکالت نامه
He signed with the letter
امضاء با حرف او
letter opener
سرنامهبازکن
letter-bombs
بمب نامهای
letter-bomb
بمب نامهای
four-letter words
واژهی قبیح
four-letter words
واژهیچهار حرفی
four-letter word
واژهی قبیح
four-letter word
واژهیچهار حرفی
chain letter
نامهی زنجیری
letter scale
مقیاسنامهها
To mail a letter.
نامه ای رابه پست انداختن
I have just received your letter.
کاغذت تازه به دستم رسیده است
Has a letter arrived for me?
آیا برای من نامه ای رسیده است؟
The letter is well typed .
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
I had a letter from my father .
از پدرم کاغذ داشتم
The letter is addressed to you .
نامه بعنوان شما نوشته شده است
This letter has been tampered with .
در این نامه دست برده شده
The letter is in his own handwriting .
نامه بخط خودش است
Letter of recommendation.
توصیه نامه
with reference to letter no
با اشاره بنامه شماره ....عطف بنامه .......نسبت بنامه ......
letter quality
کیفیت حرف
letter of admission
اقرارنامه
letter box
صندوق پست
letter balance
ترازوی نامه کشی
letter book
کتاب رونوشت
letter book
رونوشت نامه
in letter and in spirit
از حیث نص و معنی هردو
in letter and in spirit
لفظاومعنا
in letter and in spirit
ئر لفظ و در معنی
i am in receipt of your letter
نامه شما واصل گردید
i am in receipt of your letter
نامه شما به من رسید
letter drop
صندوق پست
letter card
کاغذ پستی تا شده که لبههای چسب دارانرابهم چسبانده به پست میدهند
letter carrier
نامه رسان پستچی
letter missive
امریه
letter missive
اجازه نامه ابلاغیه
letter missive
امر نامه
letter head
کاغذیکه نشان چاپی دارد
letter head
سر کاغذ
letter founder
حروف ریز
letter de chancellerie
نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
letter de chancellerie
نامه رسمی
letter carrier
چاپار
drop letter
نامه پست شهری
dead letter
نامه غیر قابل توزیع
blind letter
نامهای که نام ونشان روشن ندارد
air letter
نامهء هوایی
adverting to letter
عطف بنامه
action letter
فرم بازرسی ویژه در ردههای بالا
open letter
نامه سر گشاده
letter lock
قفل حروفی
covering letter
نامه توضیحی
covering letter
نامه یایادداشتی که همراه اسنادفرستاده میشود و در ان دلیل ارسال اسناد و مطالب دیگر درج میگردد
covering letter
نامه پوششی
love letter
نامه عاشقانه
air letter
نامهء مخصوص پست هوایی
an open letter
نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
back letter
گواهی تضمین
dead letter
قانون منسوخ
curled letter
کاهوی پیچ
computer letter
حرف کامپیوتری
circular letter
نامه اداری
circular letter
بخشنامه اداری
capital letter
حرف بزرگ
block letter
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
block letter
چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ
black letter
حرف سیاه
form letter
فرم نامه
letter press
نوشته وابسته به عکسها
letter of introduction
معرفی نامه
letter of instruction
دستورالعمل انجام کار
letter of indemnity
غرامت نامه
letter of indemnity
ضمانت نامه
letter of even date
نامه همین تاریخ
letter of d ult
مامه سوم ماه گذشته
letter perfect
جزء بجزء
letter of invitation
دعوت نامه
letter of invitation
رقعه دعوت
letter of marque
پروانه دستگیر کردن کشتی بازرگانی دشمن و غارت کردن اتباع ایشان
letter press
مواد چاپی
letter perfect
از بر
letter perfect
کاملاوارد
letter perfect
کلمه بکلمه
letter paper
کاغذ نویسی
letter of recommendation
توصیه نامه
letter of recommendation
سفارش نامه
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
letter of credit
اعتبار نامه بانکی
letter of advice
آگهی
letter of attrney
وکالتنامه
letter of credit
اعتبار اسنادی
letter of credence
اعتبارنامه
letter of credence
credence
letter of credit
اعتبارنامه
letter of credit
ورقه اعتبار
letter of credit
برگه اعتبار
letter of attorney
مدعی
letter of attorney
وکیل
letter of attorney
نیرو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com