Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
licence plate
پلاک اتومبیل
Search result with all words
The car had no licence ( number ) plate .
اتوموبیل بی نمره بود
Other Matches
licence
اجازه
licence
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
off-licence
فروشگاه نوشابههای الکلی
on licence
پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
licence
امتیاز
licence
پروانه دادن مرخص کردن
licence
جواز شغل
licence
پروانه جواز
licence
پروانه
licence
جواز
licence
مجوز
licence
اجازه رفتن دادن
driver's licence
گواهینامهرانندگی
poetic licence
آزادیبیانحقیقت
licence fee
مخارج پروانه
Here is my driving licence.
بفرمائید، این گواهینامه من.
driving licence
گواهینامه رانندگی
licence number
شماره پروانه
licence owner
صاحب امتیاز
import licence
جواز واردات
occasional licence
پروانه فروش نوشابه درمواقع و جاهای معین
export licence
پروانه صادرات
police licence
ضرورت شعری
export licence
جوازصادرات
export licence
پروانه صدور
export licence
جواز صدور مجوز صدور
poetical licence
ضرورت شعری
Here ist my driving licence card.
بفرمائید این گواهینامه رانندگی من است.
plate
تسمه
plate
کلیشه
plate
شیشه
Could we have a plate please?
ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟
a plate
یک بشقاب
L-plate
تحتتعلیم
x plate
صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
plate
روکش کردن
plate
ورقه
plate
صفحه اند
plate
اندودن
plate
متورق کردن
plate
:بشقاب
plate
صفحه فلزی ورقه
plate
صفحه
plate
لوحه روکش
plate
قاب
plate
پلاک
plate
لوح
plate
بقدر یک بشقاب
plate
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
plate
زره
plate
لوحه
plate
ورقه اهن
plate
ورقه تنکه
plate
پلیت
plate
نعل اسب
plate
پلاکهای توضیحات دستگاهها
plate
اب دادن
plate
زره پوش کردن
plate
روپوش دادن
plate rectifier
یکسوسازاندی
plate roll
غستگاه نورد صفحه
screw=plate
حدیده
plate rheostat
رئوستای صفحهای
plate shears
قیچی ورق بر
screw plate
حدیده
rating plate
پلاک قدرت
rating plate
پلاک مشخصات
rating plate
صفحه مشخصات
positive plate
صفحه مثبت
pole plate
حمال تیر شیروانی که سرلاپه هارا نگاه میدارد
screw plate
مفتول کش
plate strap
تسمه صفحه
plate spring
فنر بشقابکی
plate rectifier
یکسوساز صفحه
plate rack
جایی که بشقاب هامی گذارندخشک شود
plate condenser
خازن صفحهای
plate clutch
کلاج دیسکی
plate clutch
کلاج صفحهای
plate circuit
مدار صفحه اند
plate capacitor
خازن صفحهای
plate basket
سبد قاشق و چنگال
pattern plate
صفحه مدل
nickel plate
اب نیکل دادن گالوانیکی
negative plate
صفحه منفی
shamrock plate
plate union eyed three
plate girder
تیر ساخته شده از تسمه
plate layer
متصدی تعمیر خط اهن
plate pulsing
ضربه گری صفحه اند
plate puller
انبر صفحه باتری
plate proof
نمونه اول صفحات و مطلب چاپ شده
plate press
پرس صفحه باتری
plate point
نقطه پلیت
plate mill
غستگاه نورد صفحه
plate mill
دستگاه فرز غلطکی
plate mark
طرف ودولت روی سیمینه وزرینه گذاشته میشود
plate mark
انگ
plate mark
نشان عیار
plate valve
سوپاپ بشقابکی
shielded plate
صفحه محافظ
paper plate
بشقاب کاغذی
side plate
پیشدستی
salad plate
بشقابسالادخوری
reel plate
صفحهقرقرهای
pressure plate
صفحهنگهدار
plate grid
صفحهمشبک
pitcher's plate
صفحهاتصال
needle plate
صفحهسوزنی
mounting plate
صفحهپایه
home plate
صفحهبازی
foot plate
صفحه پایه
escutcheon plate
صفحهروقفلی
sill plate
صفحهپایه
slide plate
صفحهلغزان
finger-plate
ورق دست خور
crown-plate
بالشتک
There is a plate missing.
یک بشقاب کم است.
Could we have a plate for the child?
آیا ممکن است بشقابی برای بچه مان به ما بدهید؟
The plate is chipped.
لبه بشقاب پریده است
warning plate
صفحههشدار
warming plate
صفحهگرم کننده
top plate
صفحهبالایی
strike plate
صفحهتوپی
splash plate
صفحهآبپاش
specification plate
صفحهاختصاصی
double plate
صفحهیدوبله
dinner plate
بشقابپلوخوری
armoured plate
ورقهزرهی
tally plate
برچسب ازمایش
surface plate
تراز فلزی یا اهنی
surface plate
تراز
stencil plate
الگوی نقشه برداری
spring plate
صفحه فنری
sole plate
کف پنجره
sole plate
بالشتک
silver plate
بانقره اندودن
silver plate
فرف نقره
silver plate
اب نقره
tally plate
برچسب تست
theoretical plate
بشقابک نظری
absorbing plate
صفحه جاذب
license plate
پلاک
license plate
نمرهی اتومبیل
book plate
برچسب کتاب
wobble plate
دیسکی که بصورت لولایی یاصلب به عنوان مکانیزم حرکت دهنده روی شفت نصب شده است
wobble plate
صفحه جنبان
water plate
بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
wall plate
زیرسری
union plate
صفحه چند چشمی
tin plate
حلبی
tie plate
بالشتک ریل
silver plate
نقره اندود
mica plate
ورق میکا
cover plate
پشت بندصفحه بست
plate supply
تغذیه صفحه
plate voltage
ولتاژ اندی
cap plate
سرستون
cadminum plate
ابکاری کادمیومی کردن
butt plate
صفحه فلزی روی ته قنداق تفنگ
butt plate
صفحه ته قنداق تفنگ
butt plate
صفحه کف قنداق
buckled plate
صفحه تاشده
buckled plate
صفحه دولا شده
centre plate
keel drop
chain plate
صفحه فلزی کنار قایق برای بستن بادبان
cover plate
صفحه سرپوش
copper plate
ابکاری مس
angle plate
صفحه زاویه دار
copper plate
صفحه مس
plate of a capacitor
جوشن خازن
condenser plate
جوشن خازن
plate current
جریان صفحه اند
plate saturation
اشباع اند
chrome plate
روکش کردن با کروم
arched plate
صفحه قوس دار
armor plate
زره
bearing plate
صفحه تکیه گاه
bearing plate
صفحه اتکاء
battery plate
صفحه باتری
armor plate
ورق زرهی
base plate
صفحه زیر ستون
base plate
صفحه پای ستون
baffle plate
موج گیر
baffle plate
سپر
backing plate
صفحه تقویتی در هنگام تعمیرورقههای فلزی
bed plate
صفحه فلزی که در کف ابگیرنصب میشود تا از فرسایش جلوگیری کند
bed plate
پایه یا شاسی فولادی پیش ساخته که به عنوان فونداسیون به کار برده میشود
armor plate
حفاظ یا پوشش زرهی
bridge plate
پل بین سکوی بارگیری وخودرو
breast plate
سینه بند اسب
breast plate
زره سینه
armor plate
زره دار کردن پوشاندن بازره
bottom plate
صفحه مبنا
bolster plate
صفحه برای مهار کردن
boiler plate
سطح یخزده و سفت برف
block the plate
موضع گرفتن در خط پایگاه برای بیرون کردن و سوزاندن دونده با تماس توپ
back plate
صفحه متحرکی که سیلندرچرخ و کفشکها روی ان سوار میشوند
anchorage plate
صفحه مهاری
kicking plate
ورق پاخور
plate glass
شیشه سنگ شیشه تختهای
hot plate
چراغ خوراک پزی برقی یانفتی ویا گازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com