English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 179 (8 milliseconds)
English Persian
limnetic zone لایه نورگیر اب
Other Matches
limnetic دریاچهای
limnetic وابسته به اب شیرین
limnetic زیست کننده در اب شیرین
zone حیطه محدوده
zone منطقه Prohibited-Neutral-Occupation
zone منطقه دفاعی
zone نوار
zone زون
zone محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود
zone ناحیه یا بخشی از صفحه تصویر که برای چاپ مخصوص بیان شده است
zone ناحیه دسته بندی
inner zone منطقه داخلی
inner zone منطقه اتش داخلی
zone دفاع منطقهای
zone کمربند حبه باروت
zone مدارات
zone مدار
zone قلمرو
zone بخش
zone منطقه ناحیه
zone حوزه
zone محات کردن جزو حوزهای به حساب اوردن
zone ناحیهای شدن
zone ناحیه
zone محوطه
zone منطقه عمل
zone منطقه
zone کمربند
oral zone ناحیه دهانی
photic zone نوار نوری
pickup zone منطقه بارگیری و بار کردن وسایل
plastic zone منطقه ثانویه قیف انفجارگلوله
prohibited zone منطقه ممنوعه
prohibited zone حریم
skip zone منطقه کور رادیویی
shadow zone منطقه کور عمق اب
separation zone منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
separation zone منطقه حد
sensitive zone منطقه حساس
saturated zone منطقه اشباع
safety zone بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
red zone دایره قرمز صفحه هدفگیری
neutral zone منطقه بیطرف
neutral zone منطقه بی طرف
intemperate zone منطقه غیر معتدل یرد یا بسیارگرم
interference zone ناحیه ی تداخل امواج
intermediate zone ناحیه ی میانی
intertidal zone نوار جذر و مدی
intertidal zone نوار کشندی
joint zone منطقه مشترک
kill zone کشتارگاه
kill zone منطقه کشتاردشمن
landing zone منطقه فرود
landing zone منطقه نشست هوایی
landing zone فضای دیسک سخت که داده عبور نمیکند
life zone منطقه حیاتی
life zone منطقه زیست شناسی
neutral zone منطقه خنثی
plastic zone منطقهای که در ان خاکها زیر و رو میشوند
somatosensory zone منطقه حسهای تنی
strike zone منطقه خط سیر
zone of contact ناحیه تماس
zone of contact محل برخورد
zone of dispersion منطقه پراکندگی گلوله ها
zone of fire منطقه تیر
zone of fire منطقه اتش منطقه تیراندازی
zone punch سوراخ دسته بندی
zone purification تصفیه منطقهای
zone refining پالایش منطقهای
zone ride کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
zone time وقت یا ساعت منطقهای سیستم ساعت 42 ساعتی جهانی
attacking zone منطقهحمله
defending zone نقطهدفاعی
school zone قلمرومدرسه
service zone بخشسرویسزدن
battle zone منطقهجنگی
exclusion zone مکانممنوعه
zone of aeration منطقه هواگیر
zone of action منطقه عملیات یکان
zone of action منطقه عمل
strike zone سیرمجاز گوی چوگان زن
sublittoral zone نوار زیر کرانهای
sublittoral zone زون زیرکرانهای
tensile zone منطقه کششی
the frigid zone منطقه افسرده
the frigid zone منطقه منجمده
torrid zone منطقه حاره
weight zone مربع وزن گلوله
zone bits بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند
zone bits بیت منطقه بیت دسته بندی
zone decimal دسته بندی اعشاری
zone decimal دسته بندی ده دهی
zone defence دفاع منطقهای
zone fire اتش درو
zone fire اتش درو در عمق
zone of acceptability منطقه قابل قبول
smokeless zone مناطقیکهدرآنهاسیگارکشیدنممنوعاست
erogenous zone ناحیه شهوتزا
combat zone منطقه رزم
combat zone منطقه رزمی منطقه نبرد
communication zone منطقه مواصلات
commutation zone ناحیه کموتاسیون
contiguous zone منطقه مجاور
contiguous zone منطقهای ازابهای متصل به ابهای ساحلی کشور را گویند که هرچند قواعد مربوط به ابهای ساحلی در مورد انها رعایت نمیشود ولی برای کشورمجاور در محدوده ان حقوق استیلایی خاص و محدودی وجود دارد
control zone منطقه کنترل هوایی
control zone منطقه فضای هوایی تحت کنترل
convergence zone منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
danger zone منطقه خطر
dead zone زاویه بیروح
defense zone منطقه پدافند
demilitarized zone منطقه بی طرف
demilitarized zone منطقه غیرنظامی
coastal zone منطقه ساحلی
blind zone منطقه کور
beatten zone منطقه مضروبه
buffer zone منطقه پیشگیری
buffer zone منطقه تامین
buffer zone منطقه جلوگیری ازخطر احتمالی
time zone منطقه جغرافیایی دارای ساعت یا نصف النهار معینی
time zone منطقه ساعتی جهانی
active zone of well حوزه فعال چاه
active zone of well حوزهای که چاه را تغذیه میکند
aeration zone منطقه هواگیر
aphotic zone طبقه تاریک اقیانوس
aphotic zone لایه تاریک اقیانوس
attack zone منطقه حمله
attacting zone منطقه دروازه
back zone منطقه عقب زمین والیبال
beatten zone منطقه مورد اصابت
depletion zone ناحیه تخلیه
landing zone نوک وارد این ناحیه میشود و به دیسک یا داده آسیبی نمیرساند
indifference zone ناحیه خنثی
equisignal zone منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
exchange zone فاصله 02 متری خط کشی شده برای ردکردن چوب
free zone منطقه ازاد
extraction zone منطقه پرتاب بار
floral zone منطقه گیاهی
hot zone ناحیه تعریف شده توسط استفاده کننده
forbidden zone ناحیه ممنوع
free zone منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
free zone منطقه ازاد تجاری
frigid zone منطقه منجمده
grid zone منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
genital zone ناحیه تناسلی
end zone منطقه اخر زمین هاکی از خط ابی تادیوار پشت دروازه
hypnogenic zone ناحیه خواب زا
drop zone منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
edge zone اطراف لبه
edge zone ناحیه لبه
drop zone منطقه فرود
identification zone منطقه تشخیص هدف
identification zone منطقه تشخیص هواپیماهای دشمن
heating zone منطقه یا ناحیه حرارتی
end zone منطقه 09 متری بین خط دروازه و خط انتهایی
drop zone منطقه فرود چترباز
air surface zone منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
air surface zone منطقه عملیات ضد زیردریایی
heat affected zone منطقه حرارت دیده
heat affected zone ناحیه پیوند
root-hair zone بخشموییریشه
hot temperature zone ناحیه بسیار گرم
zone of rock fracture ناحیهای از سنگ کره که دارای سنگهای شکافدار میباشد
zone of rock flowage منطقه سنگهای روان
desired ground zone صفر زمین مورد نظر
depth of hardening zone عمق ناحیه سخت گردانی
depth of hardening zone عمق سختی
warm substeppic zone نوار نیمه جلگهای گرم
effective beaten zone منطقه ضربت موثر
the loose the maiden zone ازاله بکارت کردن
effective beaten zone منطقهای که 28 درصد گلوله ها دران فرود می اید
contingent zone of fire منطقه اتش احتمالی توپخانه
forbidden energy zone ناحیه انرژی ممنوع
blind bombing zone منطقه بمباران محدود
exclusive economic zone منطقه اقتصادی انحصاری
desired ground zone نقطه ترکش اتمی مطلوب
drop zone control center مرکز کنترل منطقه بارریزی یا فرود
runway touchdown zone marking علامتتماسهواپیمابازمین
Few reporters dared to enter the war zone. چندی از خبرنگاران جرأت کردند وارد منطقه جنگی بشوند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com