English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
line spacing فاصله سطرها
line spacing فاصله سطر
line spacing فاصله خطوط
line spacing سطر جداکنی
Search result with all words
line to line spacing فاصله سطور
Other Matches
spacing فاصله گذاری
spacing فاصله بندی
spacing در فواصل مساوی تقسیم بندی
spacing فضای خالی قرار دادن بین حروف یا خط های متن چاپ شده
spacing مراعات فواصل
spacing فاصله
intercharacter spacing خصوصیت کلمه پرداز که حاوی فضاهای متغیر بین کلمات است تا خط در وسط قرار گیرد
terraces spacing فاصله تراسها
interplanar spacing فاصله بین صفحهای
interword spacing فضای متغیر بین کلمات متن برای اینکه خط وط وسط و مرتب قرار گیرند
frequency spacing فاصله فرکانس
barrier spacing فاصله بین موانع
barrier spacing مرزبندی کردن
buttress spacing دوری محورهای پشت بندها
track spacing فاصله بین تعقیبها
lattice spacing فاصله شبکه
interatomic spacing فاصله بین اتمی
proportional spacing سیستم چاپ که در آن هر حرف نسبت به اندازه اش فضای خالی بعد از خود دارد.
spacing bias پیشقدر فاصله
spacing impulse نوعی روش رادیو تله تایپ که در ان ارسال امواج به طوریک در میان ضربانی است
fixed spacing فاصله دهی ثابت
proportional spacing فضادهی مناسب
incrementul spacing microspacing
proportional spacing فاصله دهی مناسب
disc spacing lever نمایشمقدارفضا
interplanar crystal spacing فاصله بین صفحهای
line to line voltage ولتاژ زنجیر شده
line by line milling فرز کردن سطری
line by line analysis تجزیه سطر به سطر
line by line milling فرز کردن سطر به سطر
line to line fault تماس خطوط
line to line fault اتصال کوتاه دوقطبی
line to line voltage ولتاژ بین دو خط
line to line fault اتصال کوتاه بین دو فاز
line to line fault اتصال کوتاه خط به خط
line up <idiom> به صف کردن
down the line <idiom> درآینده
on line داخل رده
line up به خط شدن
Which line goes to ... ? کدام خط به ... میرود؟
on line مورداستعمال
on line درون خطی
line of d. مرز
on line متصل
line up <idiom> به درستی میزان کردن
line up <idiom> سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
Which line goes to ... ? کدام خط راه آهن به ... میرود؟
line of d. حد فاصل
line-up ردیف ایستادن تیم
in line <idiom> با محدودیت متداول
out of line <idiom> ناصحیح
line-up به ترتیب ایستادن
line-up به خط شدن
line up ردیف ایستادن تیم
line up به ترتیب ایستادن
on line در خط
on line مستقیم
all along the line درامتدادهمه خط
in line شمشیر در وضع حمله
mean line خط میان
necessary line خط یاری که تیم مهاجم بایدبه فاصله چهار تماس به ان برسد
o o line خط تقسیم دیدبانی
o o line خط دیدبانی سپاه
old line دارای قدرت در اثر ارشدیت ارشد
down line بار کردن پایین خطی
on the line هواپیمای اماده پرواز
down the line ضربه از کنار زمین
out of line خارج از خط جبهه
in line همراستا
old line محافظه کار
the line صف
all along the line در همه جا
along line در امتداد خطوط
along line در خط
line by line سطر به سطر
line out با خط علامت گذاشتن
line out قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
on line help کمک مستقیم
below the line درامد یا هزینه غیر مترقبه
to come in to line موافقت کردن
to come in to line در صف امدن
out of line جملاتی مربوط به یک برنامه کامپیوتری که در خط اصلی برنامه نیستند
line اراستن
line رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
line دهنه
line اتصال فیزیکی به ارسال داده
line جاده
line شعبه
line طناب خط
by-line خط فرعی راه اهن
line رسن
line ریسمان
line محصول
line رشته بند
line ردیف
line لجام
line : خط کشیدن
line خط
by line خط دوم یافرعی
by line خط فرعی راه اهن
by line کار یاشغل اضافی وزائد
by-line خط دوم یافرعی
by-line کار یاشغل اضافی وزائد
line ترازکردن
line استرکردن
line بخط کردن
line پوشاندن
line خط دار کردن
line خط انداختن در
line سطر
line نسب
line در سمت
line لوله منفردی در سیستم سیالات
line طرز
off line وسایلی که جزو دستگاه کامپیوتری مرکزی نیستند وسایل غیر کامپیوتری یاخودکار
off line برون خطی
off line غیر متصل
Are you still on the line? خط را قطع نکردی؟
line حدود رویه
off line قطع
off line منفصل
line خط زدن
line : خط
line جبهه جنگ
Are you still on the line? هنوز پشت تلفن هستی؟
line طناب سیم
line لاین
line سیم
line صفی در خط
line رشته
line خط صف
lyman line خط لیمان
mach line موج ضربهای ضعیف
line width پهنای خط
load line خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
load line خط بار
marriage line گواهینامه ازدواج
marriage line عقدنامه سند ازدواج
mason's line ریسمان کار
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
local line خط محلی
line up billiard بیلیارد کیسه دار با روش برگرداندن گویهای کیسه افتاده به زمین
loop line دوراهی
lubber line خط عمودی بر روی صفحه قطب نما
line transformer مبدل خط
line voltage ولتاژ خط
phantom line خط فرضی
line voltage ولتاژ شبکه
lubber's line نشانگر سینه
line voltage ولتاژ خطی ولتاژ زنجیرشده ولتاژ خط
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
lumber's line خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
lumber's line خط سینه ناو
marline or line طناب کوچک دولا
principal line خط رابط نقاط اصلی در روی عکس هوایی خط رابط
penny a line ارزان نویس بی مایه
penny a line پست
penny a line ارزان
peaked line خط پاره پاره
peaked line خط چین
pass a line رد کردن طناب
overhead line خط هوایی
overhead line سیمکشی هوایی
outhaul line برون کش
out of line coding کدگذاری برون خطی
out line font قلم متغیر
percolation line خط نفوذ
phase line خط خیز
phase line خط مبداء حرکت جنگی
price line خط قیمت
poverty line خط فقر
line inductance اندوکتانس خط
line insulator مقره خط
line integral انتگرال خطی
possibilities line خط بودجه
possibilities line خط امکانات
pitch line مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
pipe line خط لوله
phantom line خط سری
out line font فونت متغیر
orienting line خط توجیه
on line system سیستم درون خطی
neutral line خط بی اثر
multipoint line خط چند نقطهای
multidrop line پیکربندی سیستم مخابراتی که یک کانال یا خط منفرد رابرای سرویس دادن به ترمینالها بکار می برد خطی با چند افت
multicore line خط چند رشتهای
mould line خط حاصل از تلاقی دو سطح
morning line امتیاز شرطبندی پیش ازمسابقه
mooring line طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
mooring line سیم مهار
mooring line طناب مهار مین
message line خط مخابره
new line character دخشه تعویض سطر
night line ریسمان ماهی گیری شبانه
no fire line خط منع اتش
on line storage حافظه درون خطی
on line operation عمل درون خطی
on line operation عملکرد درون خطی
on line database پایگاه داده درون خطی
lubber line خطی که روی صفحه قطب نماامتداد محور طولی هواپیما رانشان میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com