English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 100 (6 milliseconds)
English Persian
linear molecule مولکول خطی
Other Matches
molecule مولکول
molecule ملکول
molecule مادیزه
molecule مولکل
linear system [system of linear equations] دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
gramme molecule مولکول گرم
gaint molecule درشت مولکول
monoatomic molecule مولکول تک اتمی
gram molecule ملکول گرم
polar molecule مولکول قطبی
polyatomic molecule مولکول چند اتمی
gram molecule مول
quasi molecule شبه مولکول
replicating molecule مولکول همتاساز
gram molecule مولکول گرم
semipolar molecule مولکول نیم قطبی
heteroatomic molecule مولکول ناجور اتم
diatomic molecule مولکول دو اتمی
asymmetric molecule مولکول بی تقارن
homoatomic molecule مولکول جور اتم
tringular planar molecule مولکول سه گوش مسطح
homonuclear diatomic molecule مولکول دو اتمی جور هسته
trigonal bipyramidal molecule مولکول دو هرمی مثلث القاعده
square pyramidal molecule مولکول هرمی مربع القاعده
free molecule flow جریان مولکولهای ازاد
linear دراز
linear طولی
linear باریک کشیده
linear روش شکستن ریاضی مشکل به طوری که دو قسمت باکامیوتر قابل حل باشد
linear روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا به جواب برسد.
linear لیستی که فضای خالی برای رکورد جدید در ساختارش ندارد
linear برنامه کامپیوتری که حلقه یا جهشی ندارد
linear خطی
linear scale مقیاس خطی نقشه
linear scale مقیاس خطی
linear shaped خرج خطی
linear relationship رابطه خطی
linear target هدفهای درخط
linear target هدفهای خطی
linear shaped خرج در خط
linear search جستجوی خطی
linear sheaf مروحه در خط
linear speed روش محاسبه سبقت به طریقه خطی سبقت خطی هدف
linear scale درجه بندی خطی
linear speed سرعت خطی
linear strain تغییر شکل نسبی خطی
linear structure ساختار خطی
linear sheaf مروحه خطی
linear function نگاشت خطی [ریاضی]
linear space فضای خطی [ریاضی]
linear space فضای برداری [ریاضی]
linear approximation تقریب خطی [ریاضی]
linear independence استقلال خطی [ریاضی]
linear combination ترکیب خطی [ریاضی]
linear transformation نگاشت خطی [ریاضی]
linear mapping نگاشت خطی [ریاضی]
linear map نگاشت خطی [ریاضی]
linear algebra جبر خطی [ریاضی]
linear regression برگشت خطی
linear distance خط هوایی
linear deformation تغییر شکل خطی
linear detector اشکارساز خطی
linear equation معادله خطی
linear equations معادلههای خطی
linear function تابع خطی
linear correlation همبستگی خطی
linear combination ترکیب خطی
linear acceleration شتاب خطی
linear accelerator شتابده خطی الکترون
linear accelerator شتاب دهنده خطی
linear amplifier تعویض کننده خطی
linear array ارایه خطی
linear circuit مدار خطی
linear code رمز خطی
linear code برنامه بدون حلقه
linear list لیست خطی
linear measure مقیاس طولی
linear metre متر طولی
linear polymer بسپار خطی
linear portion قسمت خطی
linear portion شاخه خطی
linear probing کاوش خطی
linear programming برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
linear programming برنامه ریزی خطی
linear programming برنامه نویسی خطی
linear rectifier یکسوکننده خطی
linear perspective نمای خطی
linear metre متر کرباسی
linear perspective پروژکتور دارای عدسی مخطط
linear momentum نیروی ضربه که برابراست باحاصلضرب جرم در سرعت خطی
linear optimization بهینه سازی خطی
linear momentum اندازه حرکت
linear movement حرکت خطی
quasi linear equation معادله شبه خطی
system of linear equations دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
linear or long measure اندازه یا مقیاس در درازا
linear polarized light نور قطبیده مسطح
linear homogenous production function تابع تولید خطی همگن
linear combination of atomic orbitals ترکیب خطی اوربیتالهای اتمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com