Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (8 milliseconds)
English
Persian
lines of latitude
خطوطعرضجغرافیایی
Other Matches
latitude
عرض
co latitude
متمم عرض جغرافیایی
latitude
عرض جغرافیایی
latitude
ازادی عمل وسعت
latitude
عمل
latitude
عرض جغرافیائی
latitude
بی قیدی
geocentric latitude
عرض جغرافیایی زمینی
geographical latitude
عرض جغرافیایی
Longitude and latitude.
طول وعرض جغرافیایی
latitude scale
مقیاسجغرافیایی
horse latitude
مدار اسب
middle latitude
منطقه معتدله
latitude band
کمربند عرضی
parallels of latitude
مدارات
parrallels of latitude
مدارات عرض جغرافیایی
latitude band
نوار عرضی
celestial latitude
میل
latitude band
نوار عرضی زمینی
lines
رشته
lines
لاین
outside lines
خطوط حمله
lines
شعبه
lines
اتصال فیزیکی به ارسال داده
by-lines
خط دوم یافرعی
by-lines
خط فرعی راه اهن
by-lines
کار یاشغل اضافی وزائد
lines
خط زدن
lines
محصول
lines
ترازکردن
lines
اراستن
lines
سطر
lines
بخط کردن
lines
خط دار کردن
lines
خط انداختن در
lines
لجام
lines
دهنه
lines
جاده
lines
طناب سیم
lines
رسن
lines
ریسمان
lines
رشته بند
lines
ردیف
lines
: خط
lines
: خط کشیدن
lines
استرکردن
lines
رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
lines
لوله منفردی در سیستم سیالات
lines
جبهه جنگ
lines
سیم
lines
در سمت
lines
حدود رویه
lines
صفی در خط
lines
خط صف
lines
پوشاندن
lines
خط
lines
طرز
lines
طناب خط
lines
نسب
fraunhofer lines
خطوط فرانهوفر
hard lines
بدبختی
front lines
خط مقدم جبهه
front lines
خطوط جلو جبهه
lines of force
خطوط نیرو
front lines
خطوط مقدم
lines of force
خطوط قوا
guide lines
دستورالعملها
guide lines
خط مشیها
hard lines
سختی
inside lines
خطوط حمله شمشیربازی
isostatic lines
خطوط ایزواستاتیک
grid lines
خطوط شبکه
ghost lines
نوارهای فسفردار
lines man
سرباز صف
lines of communication
خطوط مواصلاتی
load lines
علایم بارگیری
marriage lines
گواهی نامه عروسی
hot lines
تلفن قرمز
hot lines
خط تلفنی بیست و چهار ساعته
fuel lines
خطوطسوخت
lines of longitude
خطوططولجغرافیایی
suspension lines
خطوطآویزان
read between the lines
<idiom>
پیدا کردن مفهوم ضمنی
curvature lines
خطوط منحنی
curvature lines
خطوط مدور
lazy lines
سفیدک
[رشته تارهای نخ پود که در پشت فرش آزاد بوده و جزء گره قرار نگرفته اند.]
stepped lines
خطوط کنگره ای
[خطوط شکسته]
[در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
voltage between lines
ولتاژ بین خطوط
two parallel lines
دو خط موازی
to read between the lines
معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن
open lines
خطوط باز شطرنج
papillary lines
خطهای برجسته انگشتها
passage of lines
عبور از خط
passage of lines
عبور کردن ازخط یک یکان دیگر
retrace lines
خطهای بازگشتی
return lines
خطهای بازگشتی
side lines
محوطه بیرون از خط کناری
spectral lines
خطوط طیفی
stream lines
خطوط جریان
symmetry lines
خطوط تقارن
striped lines
خطوط راه راه
[همچون نقش محرمات]
frapping lines
طناب تعادل کمکی ناو
picket lines
خط دستکها
branch lines
خط فرعی
branch lines
شاخه
power lines
خط جریان قوی
party lines
خط خصوصی تلفن
party lines
خط مشترک
party lines
مرز مشترک
party lines
خط دستهای
clothes lines
ضبه زدن و انداختن حریف
main lines
نهر اصلی
main lines
نهر مادر
main lines
کانال اصلی
main lines
خط اصلی
plumb lines
ریسمان شاغول
plumb lines
خط عمودی
plumb lines
شاقول
picket lines
خط پرچین
picket lines
خط نرده ها
picket lines
صف کارگران اعتصابی
production lines
خط تولید
assembly lines
تیمار خط
assembly lines
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines
خط مونتاژ
assembly lines
خط کلی
assembly lines
خط تولید
punch-lines
لب مطلب
punch-lines
جمله اساسی واصلی
contour lines
خط هم ارتفاع
cotidal lines
خطوط هم مد
cotidal lines
خطوط مدیکسان
dark lines
خطوط تاریک
dedicated lines
خطوط اختصاصی
drawing lines
خط کشی
contour lines
منحنی تراز
equipotential lines
خطوط هم پتانسیل
extension lines
خطوط دنباله
floating lines
خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
floating lines
خطوط مواج عکس هوایی
flow lines
خطوط جریان
flying lines
لولههای متحرک
contour lines
خطوط میزان منحنی
plumb lines
خط قائم
absorption lines
طیف جذبی
absorption lines
خطوط دراشامی
active lines
خطهای فعال
adjacent lines
خطهای مجاور
balmer lines
خطوط بالمر
boundry lines
خطوط اطراف زمین والیبال
buttock lines
نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
equal cost lines
خطوط هزینه برابر
magnetic lines of force
خطوط قوای مغناطیسی
magnetic lines of force
خطوط نیروی مغناطیسی
microwave transmission lines
خطوط انتقال ریزموج
emission spectrum lines
خطوط نشری
chisel marking fine lines
پرداز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com