English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (9 milliseconds)
English Persian
lock spit شیاری که مسیر راه را نشان میدهد
Other Matches
spit شمشیر
spit بزاق
spit اب دهان خدو
spit تف
spit اب دهان پرتاب کردن
spit سوراخ کردن تف انداختن
spit دشنه بسیخ کشیدن
spit سیخ کباب
spit بیرون پراندن
spit پیشرفت خشکی در دریا
spit یک نقطه از خشکی
To spit at someone (something). بکسی (چیزی ) تف کردن
spit دماغه
spit زبانه
To spit out curses at someone. این تف سر بالاست
to spit out food تف کردن غذا
to spit out food بیرون دادن غذا
lock out حبس کردن
lock up حبس کردن
to lock out نگاه داشتن
to lock out پشت در
to lock off جدا کردن
lock up توقیف بازداشت کردن حبس کردن
lock up حبس
lock up بازداشتگاه
lock up در محلی محصور کردن
lock up زیر قفل نگه داشتن
lock up وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
lock up وضعیتی که در ان امکان انجام عمل دیگری نمیباشد
lock out حبس کردن تحریم کردن
lock out قفل کردن
lock out بسته شدن کارخانه
lock out تعطیل کارخانه
lock out درتنگنا قراردادن یا بمحل کار راه ندادن
lock out تحریم کردن مستخدمین رااز مزایای استخدامی محروم کردن
lock on قفل کردن توپ روی هدف هنگام تعقیب ادامه مستمرتعقیب هدف
lock on باعلائم مخابراتی و رادارچیزی را تعقیب کردن
lock in از بیرون در را روی کسی بستن
lock away درجای قفل شده نگه داشتن
lock قفل گلنگدن
lock بوسیله قفل بسته ومحکم شدن محبوس شدن
lock چفت
lock قفل کردن بستن قفل
lock چفت شدن
to lock somebody [yourself] out [of something] در را روی [خود] کسی قفل کردن [و دیگر نتوانند داخل شوند چونکه کلید در آنجا فراموش شده]
lock طره گیسو
lock قفل کردن
lock قفل شدن گیره دریچههای کانال ناو
lock قفل
lock همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
lock محکم نگهداشتن
lock محل پرچ یااتصال دویاچند ورق فلزی قفل کردن
lock چفت و بست مانع
lock سد متحرک
lock سدبالابر چشمه پل
lock دسته پشم
lock بغل گرفتن
lock راکدگذاردن
lock مانع دستیابی به سیستم یا فایل شدن
lock قفل شدن
lock عمل جلوگیری از نوشتن روی فایل
lock up <idiom> اطمینال کامل از موفقیت
lock قفل چخماق تفنگ
pollack or lock یکجور ماهی روغن
percussion lock ماشه تفنگ
net lock قفل چهارراه
putlog or lock تیر افقی
drawbar lock قفلمیلهکشنده
net lock سیم بند چهارراه
lock washer واشر قفلی
lock washer واشر پشت گیر
lock rail ریلقفلشده
putlog or lock چوب بست
putlog or lock زیرتختهای
puzzle lock قفل رمزی
column lock قفلپایه
cycle lock قفلدوچرخه
equipment lock قفلتجهیزات
key lock قفلرمزی
lock dial تنظیمقفل
lock ring حلقهقفل
lock switch کلیدقفل
lock-chamber منفذقفل
switch lock دکمهقفل
swivel lock قفلچرخان
tape lock قفلنوار
tubular lock قفلمیلهای
canal lock سرمتحرککانال
arm lock قفلبازو
vapor lock قطع کامل جریان سیال
retraction lock وسیله مکانیکی برای جلوگیری از جمع شدن غیرعمدی ارابه فرود
rim lock سیم بند دو راه
time lock گاه قفل
rim lock قفل دو راه
safety lock قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد
safety lock ضامن اسلحه
safety lock قفل ضامن
safety lock چفت ضامن سلاح
scalp lock کاکل
time lock قفل ساعتی
two bolt lock قفل دو زبانه
under lock and key زیر قفل
lock-up garage صندوقامانات
mortise lock قفل و بست
dead lock گیر کردن گیر
dead lock مانع
die lock گیره حدیده
door lock قفل در
door lock کلید خانه
door lock قفل
double lock دوبارکلیدگردانیدن در
elf lock موی درهم برهم
elf lock زلف ژولیده
elf lock گیس جنی
firing lock قفل اتش
flint lock تفنگ
flint lock چخماقی
dead lock اشکال
dead lock کوچه بن بست
combination lock قفل حروفی
letter lock قفل حروفی
air lock راهروی فشار
air lock اطاقک فشارهواپیما
air lock دریچه هوابند
ankle lock فیتیله پیچ
bail lock قفل قرقره ماهیگیری
advisory lock قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند
check lock ساعت امتحان کننده
check lock مهره پشت گیر
control lock وسیلهای برای قفل کردن سطوح فرامین و جلوگیری ازحرکت انها وقتیکه هواپیمامتوقف است
cylinder lock قفل میلهای
dead lock وقفه
goldie lock فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
lock forward هرکدام از دو نفر خط تهاجم در طرفین ردکننده توپ
lock hospital بیمارستان ناخوشیهای مقاربتی
lock step محدود
lock nut مهره قفلی
lock spring قاب ساعت فنری
lock nut مهره پشت گیر
lock option اختیار کاربرد قفل
keep under lock and key مهر و موم کردن
lock code رمز قفل
lock chain زنجیربرای بستن چرخ
hydraulic lock قفل هیدرولیکی
lock step غیر قابل انعطاف
ignition lock قفل موتور
gust lock قفل داخلی سطوح فرامین که از حرکت انها در اثر باد شدیدجلوگیری میکند
lock step گیردار
light lock درب نوربند
lock torque قفل پیچش
light lock نوربند
rip fence lock قفلشکافنردهای
shift lock key دکمهقفل
side-tilt lock قفلکنندهکناری
lock, stock, and barrel با همه چیز
Luer-Lock tip لوئر
mortise dead lock قفل داخل کار قفل داخل درب
air lock caisson صندوقه تحت فشار
mortise dead lock قفل توکار
lock with wooden bolt کلیدان
Luer-Lock tip نوکلاک
To insert the key in the lock. کلید را به قفل زدن
To lock horns with someone. To take issue with someone. با کسی سر شاخ ( شاخ بشاخ ) شدن
caps lock key کلید Lock Caps
num lock key کلیدی که کارایی قسمت عددی صفحه کلید را از کنترل نشانه گر به ورودی عددی تط بیق میدهد
num lock key کلید Lock Num
lock in base tube لامپ قفلی
steering wheel lock قفل غربالک
camera platform lock محلقفلدوربینبهپایه
blade tilting lock قفلتیغهواژگون
outside hook and overan lock لنگ تندر
scroll lock key کلید Lock Scroll
side wall of a lock بدنه سد دریچهای
steering column lock قفل فرمان اتومبیل
horizontal motion lock دستهتنظیمافقی
lock filling opening قفلبازکنندهمکش
lock filling intake قفلمکش
laboratory air lock آزمایشگاهحبسهوا
lift cord lock قفلطناببالابر
lock emptying system قفلسیستمتخلیه
interior door lock button دکمهقفلدستگیرهداخلیدر
lock filling and emptying system دستگاهتخلیهوپرکردن
lock filling and emptying opening قفلبازوبستهکردنوتخلیهوپرکردن
Be sure to lock ( shut , close ) the door . مبادا در راباز بگذاری
The key stuck in the door lock . کلید درقفل گیر کرد
internal tooth lock washer واشرداخلدندانهای
external tooth lock washer قفلواشوندهدندانهای
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen <proverb> کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
lock the barn door after the horse is stolen <idiom> نوشدارو پس از مرگ سهراب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com