Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
logical state
حالت یک منطقی
Search result with all words
logical 0 state
حالت صفر منطقی
Other Matches
national
[state, federal state]
<adj.>
حکومتی
national
[state, federal state]
<adj.>
دولتی
logical
معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر
logical
حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
logical value
ارزش منطقی
logical
منطقی
logical
استدلالی
logical
EEEI استاندارد بیان پروتکل ارسال در سطح اتصال داده
logical
ای خالی با صفر پر می شوند
logical not
نقص منطقی
logical not
نفی منطقی
logical
آنچه از منط ق در عملیاتش استفاده میکند
non logical
غیر منطقی
logical value
مقدار منطقی
logical
نمایش گرافیکی قط عات منط قی
logical
یری توان پردازش موتور واسط
logical
مسیر Token در بین لایههای هر گره . در توپولوژی فیزیک FDDI حلقه منط قی را تحت تاثیر قرار نمیدهد
logical
ال
logical
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
logical
معادل وضعیت منط قی درست یا یک
logical
تابعی که از چندین عملگر منط قی مثل AND و OR تشکیل شده است
logical
حرفی که به دیسک درایو یا فضای ذخیره سازی انتساب میشود که به عنوان درایو محل قابل استفاده است
logical
LU ارتاط بین وسایلی و LU را فراهم میکند و یک پروتکل peer-to-Reer است
logical
مجموعه پروتکل IBM که امکان ارتباط در شبکه SNA فراهم میکند. W,W,LU حاوی کنترل بخش هستند
logical
مراحل و تصمیمات و ارتباطات آنها
logical
تابع بررسی یکسان بودن دو سیگنال منط قی
logical
خطا در طراحی برنامه که باعث جهش یا عملیات نادرست شود
logical
یچ بسته
logical
گرافیکی که حاوی اطلاعات رنگ مورد نیاز است
logical trace
رد منطقی
logical unit
واحد منطقی
logical connective
رابط های منطقی
[ریاضی]
[زبان شناسی]
logical operators
رابط های منطقی
[ریاضی]
[زبان شناسی]
logical conjunction
عطف منطقی
[ریاضی]
logical symbol
علامت منطقی
logical sum
جمع منطقی
logical expression
مبین منطقی
logical multiply
ضرب منطقی
logical empiricism
فلسفه عملی
logical empiricism
منطق عملی
logical drives
گردانندههای منطقی
logical difference
تفاضل منطقی
logical error
خطای منطقی
logical function
تابع منطقی
logical add
جمع منطقی
logical cognition
شناخت منطقی
logical comparison
مقایسه منطقی
logical connective
رابط منطقی
logical connector
رابط منطقی
logical decision
تصمیم منطقی
logical design
طرح منطقی
logical design
طراحی نطقی
logical fallacy
سفسطه منطقی
logical file
پرونده منطقی
logical shift
تغییر مکان منطقی
logical representation
نمایش منطقی
logical record
رکورد منطقی
logical record
مدرک منطقی
logical reasoning
استدلال منطقی
logical product
رکورد منطقی
logical positivism
اثبات گرایی منطقی
logical positivism
فلسفه عملی
logical positivism
منطق عملی
logical operator
عملگر منطقی
logical operations
عملیات منطقی
logical operation
عملکرد منطقی
logical operation
عمل منطقی
logical instruction
دستورالعمل منطقی
logical file
فایل منطقی
logical design
طراحی منطقی
logical format
قالب بندی یا فرمت منطقی
logical data design
طرح داده منطقی
A logical remark has no answer.
<proverb>
یرف یساب جواب ندارد .
logical unit number
شماره منطقی دستگاه
two state
دو حالتی
state
مقام ورتبه
state
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد
state
وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
to be in a state of a
بیم داشتن
corresponding state
حالت متنافر
to be in a state of a
هراسان بودن
to be in a state of f.
پیوسته درتغییربودن
state
حال
state
ابهت
to keep state
خود را گرفتن
to keep state
شان یا مقام خودراحفظ کردن
state-
دولتی حالت
state
تعیین کردن وقرار دادن
state
افهار کردن وتصریح کردن
state-
کشوری
the state
effusion seminal causedby cleanness ofجنابت
state-
ایالت
state-
دولت
state-
جمهوری کشور
state-
حالت
state-
ملت
state-
دولت استان
state-
کیفیت
state-
چگونگی
state-
تعیین کردن حال
state-
افهار داشتن افهارکردن
state-
جزء به جزء شرح دادن
state-
توضیح دادن
state
وضعیت
state
وضعیت چیزی
state
سیاسی رسمی وضع
state-
مقام ورتبه
state
کیفیت
state-
ابهت
state-
افهار کردن وتصریح کردن
state
چگونگی
state-
تعیین کردن وقرار دادن
state
تعیین کردن حال
state
افهار داشتن افهارکردن
state
جزء به جزء شرح دادن
state-
حال
state-
وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state-
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد
state-
وضعیت چیزی
state-
وضعیت
state-
سیاسی رسمی وضع
state-
دولتی
state
دولتی
state
ایالت کشوری
state
کشور
state
حالت
what state
در رهگیری هوایی یعنی میزان سوخت و مهمات واکسیژن باقیمانده خود راگزارش کنید
state
دولت
state
دولتی حالت
state-
ایالت کشوری
state
دولت استان
state-
کشور
state
ملت
state
جمهوری کشور
state
ایالت
state
کشوری
state
توضیح دادن
sending state
کشور اعزام کننده پرسنل
state attorney
نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور
state bank
بانک استان
state bank
بانک دولتی
state chicken
در رهگیری هوایی یعنی سوخت من در حال تمام شدن است بایستی برای تجدیدسوخت برگردم
state college
دانشکده دولتی
state craft
سیاستمداری
state criminals
مقصرین سیاسی
state criminals
مجرمین سیاسی
state diagram
نمودار حالات
state aid
کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره
state affairs
امور مملکتی
soild state
حالت جامد
sol state
حالت سولی
solid state
حالت جامد
solid state
نیمه هادی
spin state
حالت اسپین
stable state
حالت پایا
state enterprise
مالکیت دولتی
state enterprise
بنگاه دولتی
state equation
معادله حالتی
state flower
گل علامت مخصوص هر استان یا کشور
state of being cheated
غبن
state of being cheated
مغبونیت
state of equilibrium
حالت تعادل
state of grace
تائید
state of grace
توفیق
state of in her itance
ملک یا دارایی قابل توارث
state of purity
طهارت
state of rest
حالت ساکن
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
state of alert
وضعیت اماده باش یکان
state of alert
وضعیت هوشیاری
state function
تابع حالت
state government
دولت مرکزی
state guard
نیروی نظامی ایالتی
state hood
ایالتی
state hood
حالت وشرایط ایالات امریکا
state lamb
در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی ندارم که رهگیری انجام دهم و برگردم
state midicine
سیستم پزشکی ملی
state midicine
سیستم پزشکی تحت نظارت دولت
state of alert
وضعیت امادگی
state guard
ارتش ایالتی
unstable state
حالت ناپایا
two state variable
متغییر دو حالتی
two state jump
جهش دو حالتی
two state circuit
مدار دو حالتی
two state algebra
جبر دو حالتی
transition state
حالت گذار
totaliarian state
دولتی که دران یک نفر یا یک هیات حاکمه اختیار و تصدی همه امور رادر دست دارند
totaliarian state
دولت توتالیتر
state property
دارائی دولت
to state one's opinion
افهارعقیده کردن
three state logic
: بالای منط قی , پایین منط قی و امپدانس بالا
three state logic
دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد
the state of being married
احصان
the outward state
فاهر
territory of state
قلمرو دولت
supervisor state
وضعیت نظارت
supervisor state
حالت نظارت
unpolarized state
حالت ناقطبیده
wait state
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait state
حالت انتظار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com