English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
long radial extensor of wrist عضلهیمنبسطبلندشعاعیمچ
Other Matches
short radial extensor of wrist عضلهشعاعیکوتاهمچ
ulnar extensor of wrist زندزبرینعضلهمچ
long extensor of toes عضلهیمنبسطماهیچهایبلندانگشتان
extensor عضله بازکننده
extensor عضلهء منبسط ماهیچهء بازکننده
extensor بازکننده
extensor thrust پرش انبساطی
common extensor of fingers عضلهمنبسطانگشتان
short extensor of toes عضلهکوتاهپنجه
wrist مچ دست
wrist مچ
wrist قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
wrist wrestling مچ اندازی
wrist wrestling مسابقه نیروی بازو
wrist strap حلقهمچ
wrist watch ساعت مچی
wrist pin گژن پین
twist of the wrist تردستی
twist of the wrist استادی
wrist pin انگشتی
wrist pin پینی که در موتور رادیال دسته پیستون را به شاتون اصلی متصل میکند
wrist roller مچ بند
break one's wrist پیچاندن مچ برای زدن توپ
ulnar flexor of wrist زندزبرینعضلهتاکنندهمچ
ankle/wrist weight کمربندلاغری
wrist-length glove دستکشمچ
radial of a well شعاع یک چاه
radial شعاعی
radial ستارهای
radial منشعب
radial پرتوی
radial تابشی
radial رادیال
radial اشعهای
radial شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
radial محوری مربوط به رادیو
radial potential پتانسیل شعاعی
radial tyre لاستیکشعاعی
radial velocity سرعت شعاعی
radial motor موتور شعاعی
radial artery شریان زند اصلی
radial motor موتور ستارهای
radial artery سرخرگ زندزبزین
radial nerve پی زندزبزین
radial transfer انتقال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساختیافته هستند.
radial nerve عصب زنداعلی
radial play بازی عرضی
radial play بازی شعاعی
radial bearing یاطاقان شعاعی
radial brick اجر دمبی
radial road راه شعاعی
radial stress تنش شعاعی
radial deformation تغییر شکل شعاعی
radial load بار عرضی
radial davit جرثقیل چرخشی قایق
radial flow جریان شعاعی
radial davit قایق بالابر چرخشی
radial velocity تندی شعاعی
radial section برش شعاعی
radial form شکل ستارهای
radial cut برش شعاعی
one port radial pump تلمبه شعاعی یک پرهای
bench type radial میز نوع شعاعی
radial probability distribution توزیع احتمال شعاعی
radial probability density چگالی شعاعی احتمالی
radial drilling machine دستگاه مته بازویی
radial quantum number عدد کوانتومی شعاعی
radial ball bearing بلبرینگ شعاعی
radial line plot روش تعیین محل نقاط بااخراج اشعه
radial flow pump تلمبه با جریان شعاعی
belted radial tyre تایرباتسمهشعاعی
radial flow turbine توربین با جریان شعاعی
double bank radial engine موتور ستارهای دوبل
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on. طولش نده (زود باش )
before long بهمین زودی
it will not take long مدت زیادی نمیخواهد
before long بزودی
long on موضه گرفتن در جلو توپزن ودور از او در طرف دیگر
long for اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
get a long with you بروپی کارت
so long بامیددیدار
very long شعاع عمل زیاد
not long a go چندی پیش
not long a go همین تازگی ها
it will not take long طولی
it will not take long نخواهدکشید
long little پاینده باد
long a مدت مدیدی بعد
long a مدتهاپس ازان
long a go مدتی پیش
as long as <idiom> به شرط اینکه ،به این شرط که
how long since is it? چندوقت است
not long a مدتی نگذشته است
how long تاکی تاچه وقت چقدر
so long as تاوقتی که
so long as مادامی که بشرطی که
long a go مدت زیادی پیش
long little زنده باد
long course استخر 05 متر
for long مدت زیادی
for long خیلی
long off موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
go long تلاش درپاس طولانی بجلو
not long a چندوقت پیش
very long برد خیلی زیاد
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- :اشتیاق داشتن
long- دیر گذشته ازوقت
long- کشیده
long- مدید
long- طولانی طویل
long- دراز
long مدت زیاد
come a long way <idiom> برنامه بزرگی ریختن
long طولانی
how long since is it? چند وقت پیش بوده است
long- مناسب بودن
to say so long to somebody با کسی خداحافظی کردن
I've known her at least as long as you have. آشنایی من با او [زن] کمک کمش به اندازه مدت آشنایی تو با او [زن] است.
How long will it take? چقدر طول می کشد؟
long- مدت زیاد
long- طولانی
long- بلند
so long خدا حافظ
long- طی مسافت زیاد توپ
long بلند
long دراز
at long last اخرالامر
at long last عاقبت
as long as بشرطی که
as long as تا زمانیکه بمقدار زیاد
long- توپ بلند به اوت
as long as بمدت طولانی
at long last بالاخره
as long as از زمانیکه
long توپ بلند به اوت
long طولانی طویل
long مدید
long طی مسافت زیاد توپ
long مناسب بودن
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long :اشتیاق داشتن
long دیر گذشته ازوقت
long کشیده
See you again . So long. به امید دیدار
To wish (long) for something. آرزوی چیزی را کردن (داشتن )
as long as ازوقتی که
long sight نظر دوررس
of long continvance ماندگار
long sight دوربینی
long shunt شنت دراز
long shot شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
long shot شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
long shot کسیکه درمسابقات
long wind دراز نفسی
long sighted دوربین
long sighted تیزبین
long sighted دوراندیش
long term دراز مدت
long term طویل المدت
long term بلند مدت
long thrust وضعیت سخمه بلند
long thrust سخمه بلند
long thrust تک نفوذی طولانی یادوردست
long tom توپ دریایی دور رس یاساحلی
long tom تغار یا فرف مخصوص طلاشویی
long tom درخت الواراسترالیایی
long ton تن بزرگ
long ton تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
night long از سر شب تا بامداد
long tongue وراجی
long tongue پر حرفی
long wind طاقت زیاد دویدن
long windedness روده درازی
not long ago اخیرا
not long ago چندی پیش
long suffering زحمت کشی
long sightedness دوربینی
long sightedness دور اندیشی
long siht دور بینی
long siht نظردور رس
of long standing بادوام
of long standing طولانی
long splice پیوند بلند
long spot موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
long string خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
long suffering رنج کش
of long duration دیرپای
long suffering رنجبر
long suffering زحمت کش
of long continvance دیرپای
long suffering سختی کش
long suffering بردباری رنجبری
long windedness پرگویی
in the long run <idiom> آینده دور،درآخر
over the long run <idiom> درآخر
long shot <idiom> شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
long haul <idiom> مدت درازی بین کاری که ادامه داد
long haul <idiom> مسافت دراز یا سفرکردن
long face <idiom> افسرده وغمگین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com