English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
main contractor مقاطعه کار اصلی
main contractor پیمانکاردست اول
Other Matches
sub contractor پیمانکار فرعی
contractor پیمانکار حمل و نقل
contractor پیمانکار
contractor مقاطعه کار
contractor پیمان کار
contractor plant کارخانه پیمان کار
building contractor پیمانکار ساختمان [اقتصاد]
hauling contractor پیمانکار حمل و نقل
principal contractor پیمانکار اصلی
road contractor مقاطعه کار جاده
road contractor پیمانکارجاده
builder and contractor پیمانکار ساختمان [اقتصاد]
civil engineering contractor مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
contractor inspection system سیستم بازرسی پیمانها
contractor quality control سیستم کنترل کیفیت پیمانها
net amount payable to contractor مبلغ خالص قابل پرداخت به پیمانکار
main بسیار مهم
in the main بطور کلی
in the main اساسا
in the main بیشتر اصلا
with might and main با تمام نیرو با همه توانایی
main مجموعه دستوراتی که بخش اصلی برنامه را می سازند و از آنجا سایر توابع فراخوانی می شوند
main سیگنال ساعت که تمام قط عات سیستم را سنکرون میکند
main عمده
main مهم
main دریا
main نیرومند
main با اهمیت
main کامل
main مهم تمام
main <adj.> اصلی
main مجموعه دستورات که پیاپی تکرار می شوند و عمل اصلی برنامه را انجام می دهند. این حلقه معمولا برای ورودی کاربر صبر میکند پیش از پردازش رویداد
main MAR با دستیابی سریع که محلهای آن به سرعت و مستقیما توسط CPU قابل آدرس دهی هستند
main کامل شاه لوله
main ی تر راهنمایی میکند
main ورود به کاتالوگ که در آن اطلاعات مهم درباره موضوع وجود دارد
main بزرگ تمام
main خط اصلی
main بخشی از دستورات که بخش اصلی برنامه را تشکیل می دهند.
main stem راه اصلی جویبار
main stem قسمت اصلی کانال
main stage عرشه اصلی
main stage طبقه اصلی
main spring شاه فنر
main signal سیگنال اصلی
main stem خط اصلی
main storage انباره اصلی
main storage حافظه اصلی
main topmast دگلی که درست بالای دگل اصلی قرار دارد
main port refrencestation : syn
main switch کلید اصلی
main unit واحد اصلی
main cleanout تمیزکنندهاصلی
main shaft محور اصلی
main shaft میل چرخ
main port port principal
main menu منوی اصلی
main motor موتور اصلی
main nozzle شیپوره یا نازل اصلی
main oscillator اسیلاتور اصلی
main port ,
main port بندر اصلی
main patent ثبت اصلی
main pipe لوله اصلی
main program برنامه اصلی
main sewer مجرای اصلی فاضلاب
main sewer لوله اصلی
main sequence رشته اصلی
main sector بخش اصلی
main score نمره اصلی
main sail بادبان اصلی
main routine روال اصلی
main regulator تنظیم کننده محور اصلی
main radio اطاق اصلی بی سیم ناو
main pole قطب اصلی
main voltage ولتاژ اصلی
main winding سیم پیچی اصلی
main tube تیوپاصلی
main vent منقذاصلی
main wheel چرخاصلی
rising main جنبشاصلی
To wonder from the main topic. از مطلب اصلی دور افتادن
What is the main obstacle ? مانع اصلی چیست ؟
main drag <idiom> مهمترین خیابان شهر
main diagonal قطر اصلی [ریاضی]
main color رنگ اصلی
main color رنگ زمینه
main stripe [خط یا نوار اصلی در فرش مانند خطوط طرح محلات]
main memory حافظه کامپیوتر [علوم کامپیوتر]
main store حافظه کامپیوتر [علوم کامپیوتر]
main memory حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
main store حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
main transformer تغییردهندهاصلی
main stand تکیهگاهاصلی
main stalk ساقهاصلی
main wire سیم اصلی
main yard قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
the main army بخش عمده ارتش
main clause رجوع شود به clause independent
main clauses رجوع شود به clause independent
main carriage حاملاصلی
main duct لولهاصلیآب
main engines موتورهایاصلی
main entrance ورودیاصلی
main fan پروانهاصلی
main glider غلتکاصلی
main inlet دهانهاصلی
main leg پایهاصلی
main mirror آینهاصلی
main parachute چتراصلی
main section قسمتاصلی
main column ستون اصلی
main beam شاه تیر
main battery باطری اصلی
main battery توپ اصلی ناو
main axis محور اصلی
main attack حمله اصلی
main attack تلاش اصلی نیروها
main attack تک اصلی
main armament جنگ افزار اصلی تانک یاهواپیما یا ناو
main beam شعاع اصلی
main body عمده قوا
main body عمده قوای کاروان دریایی نیروی اصلی تک
main coil بوبین اصلی
main coil سیم پیچ اصلی
main circuit مدار اصلی
main carburetor کاربراتور اصلی
main canal کانال اصلی
main camshaft میل بادامک اصلی
main cable کابل اصلی
main busbar شمش اصلی
main building ساختمان اصلی
main anode اند اصلی
main amplifier تقویت کننده اصلی
water main شاه لوله اب
main road جاده اصلی
main lines خط اصلی
main lines کانال اصلی
main lines نهر مادر
main lines نهر اصلی
main line خط اصلی
main line کانال اصلی
main line نهر مادر
main road راه اصلی
main roads جاده اصلی
gas main لوله اصلی گاز
gas main شاه لوله گاز
fire main لوله اب اتش نشانی
water main لوله هادی اب
coup de main حمله ناگهانی با تمام قوا
collecting main شبکه دریافت
collecting main شبکه جمع کننده
blast main لوله دم
main roads راه اصلی
main line نهر اصلی
main menu فهرست انتخاب اصلی
main office مرکز اصلی
main exchange مرکز اصلی
main electrode الکترود اصلی
main guard پست نگهبانی اصلی
main effort تلاش اصلی نیروها
main effort تلاش اصلی
main drain پمپ اصلی خن ناو
main drain زهکش اصلی
main feed تغذیه اصلی
main door در اصلی
main distribution مقسم اصلی
main exciter محرک اصلی
main field میدان اصلی
main memory حافظه اصلی
main members قطعات اصلی
main mast دکل اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
main gap فاصله تخلیه اصلی
main gap شکاف اصلی
main fuse فیوز اصلی
main frame کامپیوتر بزرگ
main fire سیستم تیراندازی اصلی
main fire سیستم اصلی اتش
main discharge تخلیه اصلی
main deck عرشه اصلی ناو
main connection اتصال اصلی
main contact کنتاکت اصلی
main current جریان اصلی
main direction جهت اصلی
main current اتصال سری
main deck پل اصلی
main quantum number عدد کوانتومی اصلی
main supply route راه اصلی تدارکات
main supply route اماد راه اصلی
What does Main Street think of this policy? بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
The main road bears to the right. این جاده اصلی به کمی راست [مورب در سمت راست] ادامه دارد.
deviate from the main subject از موضوع خارج شدن
main coupling transformer ترانسفورماتور پیوست شبکه
micro to main frame پیوند ریزکامپیوتر و کامپیوتربزرگ
main control lever اهرم کنترل اصلی
main circuit connection اتصال مدار اصلی
main line program بخشی از یک برنامه که ترتیب اجرای سایر واحدهای موجوددر برنامه را کنترل میکند
main line of resistance خط مقاومت اصلی
main line of resistance خط اصلی مقاومت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com