Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
make shift construction
طرح موقتی
make shift construction
طرح پیشنهادی
Other Matches
to make a shift
موفق شدن
to make a shift
گذراندن
to make a shift
تاه کردن
to make a shift
ساختن
make-shift
<adj.>
موقتی
to make a shift
با تدبیروکوشش
construction need
نیاز سازندگی
construction
عمارت
construction
ساختن یک سیستم
construction
ساخت
construction
ایجاد
construction
سازندگی
it is the p of construction
دردست ساختمان است
construction
ترکیب
construction
تعبیر ساختمان
construction
تاویل
construction
تفسیر
construction
هنر سازندگی
construction
ساختمان
re construction
دوباره سازی
under construction
دردست ساختمان
design and construction
طراحی و ساخت
road construction
جاده سازی
sandwitch construction
ساختمان لایهای
modular construction
ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
dwelling construction
اپارتمان سازی
construction costs
هزینه های ساخت و ساز
plant construction
ساختمان کارخانه
construction of a treaty
تفسیر معاهده
construction costs
هزینه های ساختمان
auxiliary construction
ساختمان کومکی
integral construction
ساختمان یکپارچه
construction joint
درز ساختمانی
test construction
ازمون سازی
Construction works .
عملیات ساختمانی
element of construction
سازک
construction drowling
نقشه کارگاهی
cost of construction
هزینه ساختمان
construction batalion
گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
railroad construction
ساختمان راه اهن
crane construction
ساختمان جرثقیل
cost of construction
بهای ساختمان
steel construction
ساختمان فولادی
ceiling construction
سقف سازی
building construction
معماری
building construction
روسازی
construction joints
درزهای ساختمانی
capital construction
ساختمان سرمایه
dwelling construction
خانه سازی
hydraulic construction
ساختمان ابی
laminated construction
ساختمان ورقهای
crane construction
ساختار جرثقیل
construction electrician mate
تکنیسین برق ساختمان
construction work in progress
هزینه ساختمانهای نا تمام
pattern construction drawing
الگوی نقشههای ساختمانی
wood frame construction
ساختمان با استخوانبندی چوبی
basic construction unit
واحد ساختمانی
low loss construction
ساختمان کم تلفات
reinforced concrete construction
ساختمان بتن فولادی
bitumen gronted construction
اسفالت نفوذی
construction cost index
شاخص هزینه ساختمانی
to make friends
[to make connections]
رابطه پیدا کردن
[با مردم برای هدفی]
To make money. To make ones pile.
پول درآوردن ( ساختن )
shift out
انتقال به بیرون
shift
کد حروف ارسالی که نشان میدهد که کد بعدی باید جابجا شود
shift
حرکت
shift
دگرگونی
shift out
تغییر مکان به بیرون
right shift
تغییر مکان به سمت راست
to shift
تعویض کردن
to shift
عوض کردن
shift
انتقال
shift
تبدیل
shift
تبدیل صورت
shift
تغییر مکان
shift
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز
shift
انتقال تیر دادن
shift
حرکت دادن
shift
انتقال دادن اتش تغییرمکان دادن اتشها و یایکانها
shift
شیفت کار
shift
نوبت کاری
shift
جابه جایی
shift
گروهکار
shift
نوبتکار
shift
تغییرمحل شعاعی
shift
نوبتکاری
shift
تعویض
shift
تغییر جهت
shift
تغییر مکان انتقال
shift
تغییر دادن
shift
تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
shift
جابجایی مرکزقوس
shift
جابجایی شعاعی
shift
جابجائی
shift
نقشه خائنانه
shift
تعبیه
shift
ابتکار
shift
نوبتی استعداد
shift
نوبت تعویض
shift
تناوب
shift
بوش
shift
تغییرجهت
shift
حقه
shift
توط ئه
shift
پخش کردن
shift
تغییردادن
shift
مبدله
shift
تغییرمکان
shift
تغییرمسیر دادن
shift
انتقال دادن
shift
تغییرمکان دادن
shift
تعویض کردن
shift
انتقال
shift
جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shift
در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
shift
چرخش بیتها در یک کلمه به طوری که آخرین بیت در محل اولین بیت درج خواهد شد
shift
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shift
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shift
انتقال جابجا کردن
shift
جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shift
کلیدمبدل
shift
دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
shift
جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
shift
محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
shift
نوبت کار
trajectory shift
انحراف مسیر سهمی گلوله ازمسیر استانداد بالیستیکی
to shift one's lodging
تغییردادن منزل
to shift off responsibility
مسئولیت را ازخودسلب کردن وبدوش دیگری گذاردن
to shift a burden
کاری رابدوش دیگری گذاشتن
red shift
انتقال سرخ
reversal shift
تغییر وارون
red shift
تغییر مکان سرخ
stick shift
دندهی دستی
prime shift
نوبت اول
red shift
جابجایی به سوی قرمز
phase shift
تغییر زاویه فاز
left shift
تغییر مکان به چپ
left shift
تغیر مکان به چپ ریاضی یک بیت از داده در کلمه . عدد دودویی با هر تغییر مکان دوبرابر میشود
letter shift
مبدله حروف
logic shift
تغییر مکان منطقی
logical shift
تغییر مکان منطقی
phase shift
تغییر فاز
nonreversal shift
تغییر ناوارون
phase shift
اختلاف فاز
night shift
شیفتشب شبکار
split shift
تقسیم ساعات کار بدو یا چندقسمت
to shift to the new building
اسباب کشی کردن
shift upward
حرکت به سمت بالا
shift upward
انتقال به طرف بالا
shift the rudder
معکوس کردن سکان
shift forward
انتقال به جلو
shift forward
انتقال به عوامل بعدی حرکت به سمت جلو
shift instruction
دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
shift of a curve
انتقال یک منحنی
shift of a curve
جابجائی یک منحنی
shift of a tax
انتقال مالیات
shift register
ثبات تغییر مکان
shift register
ثبات تغییرمکان
shift fire
انتقال دادن اتش
shift fire
انتقال اتش دادن
stokes shift
جابجایی استوک
shift the rudder
تغییر دادن سکان
rightward shift
انتقال به طرف راست
ring shift
تغییر مکان حلقهای
ring shift
جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
shift backward
انتقال به عقب
shift backward
حرکت به سمت عقب
shift click
ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
shift colors
پرچم را تعویض کنید
shift colors
تعویض پرچم ناو
shift downward
انتقال به سمت پائین
shift downward
حرکت به سمت پائین
shift reagent
واکنشگر جابجایی
image shift
جابجایی تصویر
doppler shift
انتقال دوپلری
graveyard shift
شیفت شب تا صبح
arithmetic shift
تغییر مکان حسابی
stick shift
دسته دنده
gear shift
دسته دنده اتومبیل
blue shift
جابجایی به سوی ابی
chemical shift
جابجایی شیمیایی
alkyl shift
جابجایی الکیلی
end around shift
تغییر مکان دورگشتی
shift keys
کلید shift
doppler shift
تغییر مکان دوپلری
doppler shift
جابجایی دوپلر
die shift
تغییر مکان حدیده
doppler shift
اندازه پدیده دوپلر
shift key
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
shift key
کلید shift
shift keys
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
associative shift
جابجایی تداعی
demand shift
تغییر تقاضا
demand shift
انتقال تقاضا
circular shift
تغییر مکان دایرهای
functional shift
تغییر یک کلمه یا عبارت برحسب مقتضیات دستوری
deflection shift
تغییرات سمت گردش در سمت
deflection shift
تغییرات انحراف
hydride shift
جابجایی هیدریدی
shift schedule
برنامه شیفت کاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com