Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (6 milliseconds)
English
Persian
male connector
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
male connector
متصل کننده نر
male connector
دوشاخه نر
Other Matches
male
جنس نر
male
نرینه
male
نر
male
گشن
male
نرین
male
مردانه نرینه
male
مذکر
male protest
نر نمایی
male salve
عبد
male salve
برده
male sterile
گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
male cone
کاجنو
tail male
اسب نر از اجداد اسب مسابقه
male muslim
مسلم
the male sex
جنس نریا مرد
the male sex
جنس ذکور مردان وپسران
male nurse
پرستار مرد
male alto
countertenor =
male nettle
گزنه نر
male nettle
انجره
male muslim
مرد مسلمان
male nurse
مردپرستار
male fern
بسفایج
male fern
کیل دارو
male fern
سرخس نر
male courage
جرات مردانه
male ascendants
اجدادcountertenor
male f.or tercel
قوش جره
male urethra
مجرایپیشابآقایان
Male and female .
نر وماده
male chauvinist
معتقدبهبرتریمرداززن
male chauvinism
معتقدبهبرتریمرداززن
male ferrule
بستنری
male agnate ascendants
اباء
male union nut
محلقرارگیریپیچ
male slave or servant
غلام
male agante relatives
عصیه
connector
وسیله اتصال دهنده
connector
متصل کننده
connector
رابط
connector
اتصال
connector
بست
connector
رسانا
connector
اتصالی
connector
وسیله اتصال
connector
وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
connector
در یک شبکه FDDI وسیلهای که روی یک تابلو نصب میشود ویک اتصال است
connector
مین مسیر الکتریکی
D SUB connector
ویدیو اتصالی که در صفحه تصویرهای PC برای ارسال سیگنالهای ویدویی دریک کابل به کار می رود
connector
در یک شبکه FDDI وسیلهای متصل کننده درانتهای فیبرنوری یا کابل مسی
DB connector
CONNECTOR BUS DATA
DB connector
اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
connector
تبدیل
RJ connector
نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
RJ connector
استاندارد عمومی اتصال چهارسیمی
ST connector
اتصالی در انتهای فیبرنوری
T connector
اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
connector
اتصال دهنده
Qualified Nurse
[male]
[British]
کمک پرستار
[مرد]
Qualified Nurse
[male]
[British]
کمک بهیار
[مرد]
D type connector
اتصالی که شبیه حرف D است . که مانع از نصب برعکس میشود
dividing connector
رابطهمسبقیمتقسیمکننده
expansion connector
صفحهاتصال
hose connector
اتصالدهندهشلنگ
logical connector
رابط منطقی
connector plug
دوشاخه رابط
cable connector
دو شاخه کابل
tap connector
سراتصال
box connector
رابط جعبه
BNC connector
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
cell connector
رابط پیل باتری
battery connector
رابط پیل باتری
AUI connector
اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
wiring connector
رابط
connector switch
کلید رابط
connector symbol
علامت اتصال
lamp connector
رابط لامپ
IEC connector
استانداردی برای اتصال سر سوزنه در سوکتی که الکتریسیته اصلی را به کامپیوتر منتقل میکند
female connector
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
multiple connector
بست چند گانه
off page connector
اتصال دهنده برون صفحهای
female connector
اتصال ماده
plug connector
پریز
female connector
بسط ماده
electrical connector
اتصال برق
ediswan connector
رابط ادیسوان
edge connector
رابط لبه
dry cell connector
رابط پیل خشک
BNC T piece connector
فلزی به شکل ح T که کارت آداپتور را به انتهای دو بخش RG وصل میکند کابل Loaxial باریک در نصب شبکههای اینترنت به کار می رود
high tension connector
رابطارتفاعکشش
licensed practical nurse
[LPN]
[male]
[American]
کمک بهیار
[مرد]
licensed practical nurse
[LPN]
[male]
[American]
کمک پرستار
[مرد]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com