English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (1 milliseconds)
English Persian
may the Lord be your refuge and protector. خدا پشت وپناهت باشد
Other Matches
refuge اواره گاه حیات وحش
refuge پناهگاه
refuge ملجا پناهندگی
refuge تحصن
refuge پناه دادن پناه بردن
refuge پناه
house of refuge پناه گاه بی نوایان
they took refuge in a cave در غاری پنهان شدند
they took refuge in a cave بغاری پناه بردند
taking refuge پنهانی
to seek refuge پناه جستن
to seek refuge پناه بردن پناهنده شدن
protector نیکدار
protector قیم
protector حامی سرپرست
protector پشتیبان
protector نگهدار
To seek refuge ( shelter). پناه آوردن ( بردن )
point protector چیزی که نوک مدادراپوشانده ازشکستن حفظ میکند
shank protector پایهنگهدار
surge protector محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ محافظ نوسان برق
point protector سرمداد
tip protector درپوشنوک
chest protector لایی کلفت محافظ سینه توپگیریا داور بیس بال
throat protector حافظگلو
hand protector پشتیباندست
chin protector پشتیبانچانه
voltage surge protector محافظ تغییر ولتاژ ناگهانی
keeper [protector] [presever] نگاهدار [محافظ ]
the lord رب
the lord is my p خداوندپناه من است
the lord of all being رب العالمین
lord it over <idiom> رئیس بازی درآوردن ،به صورت رئیسبودن ، رفتارکردن
our lord خداوند ما
lord ملاک حکمروایی کردن
lord عنوان لردی دادن به
lord مانند لردرفتار کردن
lord صاحب
lord مالک
lord a مدعی العموم
lord لرد شاهزاده
lord فرمانروا
lord ارباب خداوندگار
lord خداوند
lord ارباب
Lord's Prayer دعای خداوند
lord paramount خداوند
lord paramount صاحب تیول عمده
Law Lord فردحائزشرایطرسیدگیبهدادگاه
lord chancellor بزرگترین لرد انگلیس که بامورقضایی رسیدگی کرده ومهردارسلطنتی ومشاورمخصوص پادشاه ورئیس مجلس اعیان میباشد
lord chancellor رئیس کل داوران
the lord's supper شام خداوند
lord's day یکشنبه
lord's supper شام خداوند
lord's supper شام واپسین
lord's table میز مخصوص شراب ونان وعشای ربانی
lord paramount اقا
lord advocate دادستان کل مامور به اسکاتلند
lord of misrule متصدی وسرپرست تفریحات ونمایشات مخصوص عید تولد مسیح
lord lieutenant نماینده پادشاه در ایالات
the lord will provide خداوسیله خواهد ساخت
the lord's supper عشاربانی
the lord will provide خدا میرساند
lord chancellor رئیس کل قضات محاکم
lord chief justice رئیس کل محکمه استیناف انگلستان
lord stew of the household خوانسالار
to create a man a lord کسیراسمت سردی دادن
lord high stew of england رئیس تشریفات تاجگذاری رئیس دادگاه دادرسی
Dead ( blind ) drunk. As drunk as a lord . مست خراب ( مست لایعقل )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com