Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
mean high water neaps
متوسط ارتفاع اب دریا
Other Matches
mean low water neaps
ارتفاع متوسط پس رفت اب دریا
mean high water
مد میانگین
mean high water
اب بالای میانگین
high water
مد
high water
فراز اب
high water
حداکثر ارتفاع اب مد دریا
high water
طغیان اب
high water
دریا درحال مد
high water
مد دریا
hell and high water
<idiom>
هر نوع مشکلاتیاسختی
mean higher high water
ارتفاع متوسط پیشرفت اب دریا
freshet
[high water]
طغیان آب
freshet
[high water]
سیل
come hell or high water
<idiom>
هیچ فرقی نمیکنه چه اتفاقی بیافته
high-water marks
بالاترین داغ اب
lower high water
پایین ترین پیشرفت اب دریا
high water mark
بالاترین داغ اب
high-water mark
بالاترین داغ اب
high water line
خط مد دریا
high
خیلی بزرگ
high
بزرگ
high
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
high
بالا
high
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high
بوگرفته
high
باصدای بلند
high
تند زیاد باصدای زیر
high
خشن متکبر
high
خشمگینانه
high
اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
high
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high
رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
high
زبان سطح بالا
high
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high
ت
high
برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high
واچرخه
high
عظیم
high
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high
سخت گران
high
اندکی فاسد
high
زیاد
high
متکبرانه
on high
در اسمان
on high
در بالا
on high
به اسمان
high
وافر گران گزاف
very high
ارتفاع خیلی بالا
about as high
تقریبا` همان اندازه بلند
you were then that high
ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
high
روش ذخیره سازی اطلاعات فایل که از DOS-MS FAT سریع تر و انعط اف پذیرتر است
high
وسیله گران یا با کارایی بالا
high value
قیمتی
high
متعال رشید
high
بلند پایه
high-up
فردیباقدرتونفوذفراوان
high
جای مرتفع
high
عالی
high
مرتفع
high
بلند
high
فراز
high value
گران قیمت
high (1 9 to 36)
بلند
by water
از راه دریا
by water
از راه رودخانه
by water
با کشتی
first water
درجه اول
first water
بالاترین مقام
She let the water out .
آب را ول کرد
to keep ones he above water
از زیر بدهی بیرون آمدن
to p something with water
اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
water still
دستگاه تقطیر اب
on the water
در کشتی
of the first water
بهترین
f.water
عرق رازیانه
mean water
میان اب
water
آب
water
اب دادن
water
مایع
water
پیشاب
water
اب
to water something
آب دادن
[گیاه]
water course
مجرای اب
water way
راه ابی
water way
ابراهه
above water
<adj.>
شناور
water
ابگونه
to water
آب ریختن
water down
<idiom>
ضعیف شدن
water course
حق الشرب
to water
آب دادن
water way
مسیل
water course
حق المجری
above water
<adj.>
روی آب
high grade
قوی
high frequency
بسامد بالا
high frequency
دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
high light
تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
high frequency
پربسامد
high lights
نکات مهم
high lights
موضوعات مهم مطالب مهم
high grade
درجه اعلی
high gear
دنده قوی خودرو
high frequency
فرکانس بالا
high frequency
فرکانس رادیویی بین 3 تا 03مگاهرتز مورد استفاده درمخابرات هوا به دریا
high gloss
پر جلاء
high grade
عالی
high grade
مرغوب
high grade
خیلی پیشرفته پرقدرت
high light
نکات برجسته یا جالب
high horse
مغرور
high horse
پر افاده
high hurdles
مسابقه کوتاه دو بامانع
high hurle
مانع بلند
high impedance
امپدانس بالا
high interest
بهره سنگین
high jack
دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
high land
زمین کوهستانی
high hat
افاده کردن
high hat
متکبر وپر افاده اشرافی ماب
high handed
مکارانه
high grown
بلند بالا
high grown
بلند قد
high grown
دارای سبزیکای یا درخت کاری بلند
high handed
امرانه
high handed
خودخواهانه
high interest
بهره گران
high hat
کلاه بلند
high jumper
پرنده پرش ارتفاع
high jinks
سروصدا و شادی
high born
اصیل
high born
نجیب زاده
high bred
اصیل
high bred
باتربیت
high burst
ترکش بالا
high burst
تیر زمانی بالا
high climb
مسابقه اتومبیلرانی سربالایی
high cloud
ابرهای مرتفع
high colour
سرخی
high colour
خجالت
high conductivity
قابلیت هدایت زیاد
high boiling
دیر جوش
high board
سکوی شیرجه 3 متری
high bids
مزایده
high jinks
جست و خیز
high jinks
جشن و پایکوبی
with a high hand
امرانه
high aerial
آنتن مرتفع
high airburst
ترکش هوایی در ارتفاع زیاد ترکش بالای افسر تیر
high altitude
از ارتفاع زیاد
high altitude
ارتفاع زیاد
high angle
تیر قائم
high asia
قسمت بلند و مرکزی امریکا
high beam
نقطه درخشان ونورانی جلووسایل نقلیه
high beam
نور بالای چراغ اتومبیل
high contrast
تغایر عالی
high contrast
تغایر بالا
high court of
دیوانعالی تمیز
high explosive
سوختار شدید
high explosive
ماده منفجره شدید
high field
میدان قوی
high flier
مرغ یا شخص بلند پرواز
high flown
گزاف
high flown
اغراق امیز
high flown
پرطمطراق قلنبه
high flying
بلند پرواز
high flying
بلند خیال
high flying
یاوه اندیش
high explosive
مواد منفجره قوی
high explosive
ماده منفجره
high energy
پر انرژی
high court of
دیوانعالی کشور
high crowned
نوک بلند
high day
روز عید
high day
روز جشن
high density
چگالی عالی
high dollar value
قیمتی
high dollar value
سنگین قیمت
high dutch
زبان المانی
high efficiency
راندمان بالا
high efficiency
ضریب بهره بالا
high end
گرانترین محصول یا مدل
high flying
خیال پرور
high seasoned
خوش طعم پرچاشنی
high sticking
خطا با ضربه چوب لاکراس
high storage
انباره بالا
high strung
بسیار حساس
high strung
عصبانی
high strung
کوک
high temperature
دمای بالا
high tender
مزایده
high tender
به مزایده گذاشتن
high tension
فشار قوی
high tension
فشارقوی
high sticking
بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
high stick
بالا بردن غیرمجاز چوب
high status
بلندپایه
high souled
با جرات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com