Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (6 milliseconds)
English
Persian
mission mast
دکل سوم کشتی
Other Matches
mission
بماموریت فرستادن
mission
وابسته به ماموریت
mission
ماموریت
mission
رسالت
mission
هیات
mission
ماموریت جنگی هیئت سیاسی خدمت میسیون
mission
هیات اعزامی هیات تبلیغی
immediate mission
ماموریت فوری هوایی
specified mission
ماموریت تصریحی
immediate mission
تک فوری هوایی
mission
ماموریت هیئت اعزامی یا تبلیغی
mission call
درخواست پشتیبانی هوایی کردن
mission , oriented
لازم برای انجام ماموریت ضروری برای انجام ماموریت
mission type
متضمن ماموریت
search mission
ماموریت تجسس زمینی به وسیله هواپیما
political mission
ماموریت سیاسی
mission load
بار مبنای عملیاتی
surface mission
ماموریت دفاع زمینی
surface mission
پدافندزمینی با توپخانه پدافندهوایی در نقش زمینی
implied mission
ماموریت استنتاجی
air mission
ماموریت هوایی
political mission
هیئت سیاسی
mission critical
برنامه نرم افزاری ه بدون آن شرکت شما کار نمی:ند
mission type
حاوی ماموریت
mission load
اماد عملیاتی
primary mission
ماموریت اصلی
mission objectives
هدفهای ماموریت
mission ready
اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
mission essential
حیاتی از نظر انجام ماموریت
mission ready
هواپیمای اماده برای پرواز
mission ready
اماده پرواز
mission request
درخواست اجرای ماموریت هوایی
mission time
مدت ماموریت
mission critical
که شرکت شما به آن بستگی دارد
head of the mission
رئیس هیات اعزامی
mission essential
ضروری برای انجام ماموریت
fire mission
ماموریت اتش
diplomatic mission
هیئت سیاسی
end of mission
ماموریت تمام
financial mission
هئیت مامورین مالی
call mission
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
nt mast
دکلجانبیرویعرشه
mast
دکل قایق بادبانی
mast
افراشتن پرچم به دکل ناو
mast
دیرک
mast
دکل
mast
دیرک بادکل مجهز کردن
mast
دکل یکپارچه
mast
تیر
action mission ship
ناو اماده
action mission ship
guardship ,dutyship : syn
close support mission
ماموریت پشتیبانی نزدیک
aircraft mission equipment
وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
request mast
از طریق سلسله مراتب
pole mast
دکل یک تیکه
mast sleeve
روکشدکل
mast foot
پایه چوبی یا فلزی که دکل بر روی آن قرار دارد.
tubular mast
دکل لولهای
the mast has raked
کج شدگی
the mast has raked
مایل کردن
the mast has raked
کج شدن
tower mast
برجدکل
radar mast
دکلرادار
radio mast
بخشرادیو
request mast
گزارش از طریق سلسله مراتب
the mast has raked
مایل شدن
pole mast
دیرک یک پارچه
pine mast
سیب صنوبر جوزکلاغ
half mast
نیم افراشتن پرچم
half mast
نیم افراشتگی پرچم
half mast
نیم افراشته
half mast
نیم افراشتن
half mast
نیم افراشتگی
crosstree mast
دکل صلیبی
aerial mast
دکل انتن
half-mast
نیمه افراشتگی
half-mast
نیمه افراشتن
half-mast
پرچم نیمه افراشته
lattice mast
دکل مشبک
pine mast
میوه کاج
goalpost mast
دکل دو پایه
mast high
تمام افراشته
mast high
پرچم افراشته
mast head
نوک دکل کشتی
mast frame
قاب چهارگوش
main mast
دکل اصلی
lower mast
دکل پایین
fore-royal mast
دکلاصلیکشتی
made or built up mast
دگل چند تیکه
half mast high
نیمه افراشته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com