English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (8 milliseconds)
English Persian
mixed government حکومت مختلط
mixed government حکومتی که در ان جنبههای پادشاهی واشرافی و دمکراسی با هم به کار گرفته شود
Other Matches
self-government حکومت بدست مردم
government دولت
government سرپرستی
government حکومت
government فرمانداری طرز حکومت هیئت دولت
government عقل اختیار
self government حکومت به دست مردم
government صلاحدید
get mixed up <idiom> گیج شدن
mixed up گیجشدن قاطیکردن
mixed مرکب
mixed توام
mixed یکان مختلط
(get or become) mixed up <idiom> گیج شدن ،سردرگم شدن
mixed مخلوط
mixed درهم
mixed قاتی
mixed امیخته
mixed مختلط
local government استانداری
local government حاکم محلی
local government حکومت محلی
government treasury خزانه دولت
government stock اوراق بهاداردولتی
government stock سهام دولت
government securities اوراق بهادار دولتی
government sector بخش دولتی
government regulation مقررات دولتی
military government دولت نظامی
military government حکومت نظامی فرمانداری نظامی
presidential government حکومت جمهوری
puppet government دولت پوشالی
puppet government حکومت پوشالی
representative government حکومتی که وضع قوانین ان بانمایندگان ملت باشد
seat of government مقر حکومت
state government دولت مرکزی
the policy of the government رویه دولت
parliamentary government حکومت پارلمانی
the policy of the government سیاست دولت
military government حکومت نظامی
government property مال دولتی
government expenditures هزینههای دولت
government bonds اوراق قرضه دولتی
federal government دولتهای متشکله یک دولت اتحادی که از نظر دول خارجی فقط واحدهای اداری مستقل تلقی می شوند
federal government حکومت متحده
democratic government حکومت ملی
constitutional government حکومت مشروطه
government department وزارتخانه دولت
coalition government حکومت ائتلافی
central government حکومت مرکزی
cabinet government حکومت حزب حائز اکثریت
national government ائتلافدولت
A new government wI'll take office . حکومت جدیدی سر کار خواهد آمد
government office اداره دولتی
government broadcasting پخش برنامههای دولتی
government budget بودجه دولت
government officials مامورین دولتی
government house اقامتگاه رسمی فرماندار
government house اداره حکومتی
colonial government دولت یا حکومت مستعمراتی
government enterprise موسسات تولیدی دولتی
government departments دوایر دولتی
government circles دوایر حکومتی
government control نظارت دولتی
government control کنترل دولتی
mixed pairs مسابقه تیمهای اسکیت دونفره زن و مرد
mixed reinforcement تقویت مختلط
mixed policy بیمه نامه مختلط
mixed number عدد امیخته
mixed number عددمختلط
mixed number عدد مرکب
mixed school اموزشگاه مختلط اموزشگاهی که پسران ودختران با هم درس می خوانند
mixed semiconductor نیمرسانای مخلوط
mixed strategy استراتژی مختلط
mixed strategy استراتژی ترکیبی
mixed farming مزرعهمخصوصکاشتمحصولونگهداریحیوانات
mixed bag جورواجور
mixed bag هرچیز قاتی پاتی
mixed bag آش شله قلمکار
mixed grill نوعیغذایکبابی
mixed blessing کمکحاللذتبخشودرعینحالگاهیمشکلساز
random mixed مخلوط شدن به طور شانسی
mixed tides کشندهای امیخته
mixed system نظام مختلط
mixed ability کلاسی که درآن شاگردان سطح علمی وتوانائی متفاوتی دارند
mixed gas گاز امیخته
mixed crystal کریستال امیخته
mixed crystal کریستال مخلوط
mixed economy اقتصاد مختلط
mixed economy سیستم اقتصادی که در ان روشهای کاپیتالیستی و سوسیالیستی در جوار هم به کار گرفته شود
mixed bathing اب تنی مرد و زن با هم
mixed doubles دونفره مختلط
mixed doubles پینگ پنگ یاتنیس 2 نفره مختلط
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
mixed capitalism سرمایه داری مختلط
applied or mixed ریاضیات علمی
mixed air توام هوا
mixed environment محیط درهم
mixed flow جریان مرکب
mixed foursome بازی گلف دو تیم دو نفره زن و مرد
mixed economies اقتصاد مختلط
mixed mode باب امیخته
mixed marriage پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
mixed laws قوانین مربوط به اشخاص واموال economy mixed
mixed highs بسامدهای زیاد مخلوط شده
mixed graze توام زمین
mixed goods کالاهای مختلط
mixed glue چسب ترکیبی
mixed glue چسب مخلوط
mixed gas گاز مخلوط
mixed economies سیستم اقتصادی که در ان روشهای کاپیتالیستی و سوسیالیستی در جوار هم به کار گرفته شود
counsel briefedby the government وکیل تسخیری
counsel briefed by the government وکیل تسخیری
To accord recognition to a new government. دولت جدیدی را برسمیت شناختن
The corruption in government offices . فساد دردستگاههای دولتی
government dificit surplus کسر بودجه
government owned industries صنایع متعلق بدولت
government transfer payments پرداختهای انتقالی دولت
government owned industries صنایع دولتی
ready mixed paints رنگهای مخلوط اماده
mixed mode macro درشت دستور امیخته باب
mixed radix notation نشان گذاری امیخته مبنا
mixed mode experssion عبارت امیخته یاب
mixed crude oil نفت خام مخلوط
ready mixed concrete بتن اماده
mixed cerebral dominance برتری نامتمایز مخ
mixed cell refernce ارجاع سل ترکیبی
transit mixed concrete بتن اماده
mixed cycle engine موتور سرسرخ
government-run [television, newspaper etc.] <adj.> حکومتی
government-run [television, newspaper etc.] <adj.> دولتی
mixed column line chart نمودار ستونی- خطی ترکیبی
mixed column line graph نمودار ستونی- خطی ترکیبی
The US government agencies dropped the ball in preventing the attack. سازمان های دولتی ایالات متحده در جلوگیری از حمله ناکام شدند .
Dont confuse the issue . Dont get it all mixed up . شلوغش نکن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com