English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 164 (2 milliseconds)
English Persian
mortar report گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
Other Matches
mortar هاون داروسازی خمپاره
mortar ملاط
mortar شن اهک
mortar ملات
mortar خمپاره انداز
mortar خمپاره
mortar باخمپاره زدن
mortar ساروج کردن
mortar شفته
mortar هاون
modern mortar خمپارهامروزی
base mortar قبضه مبنا
cement mortar ملاط سیمان
intrusion mortar ملاط پرکننده درزها
clay mortar ملات گل
clay mortar ملاط رستی
turn the mortar مخلوط کردن ملات
clay mortar ملاط از خاک رس
counter mortar ضد خمپاره
counter mortar اتش ضد خمپاره انداز
skin with mortar اندود کردن با ملات
mortar mill مخلوط کن ملات یا ماشین ملاتساز
gypsum mortar ملاط گچ
refractory mortar ملاط نسوز
prepare mortar تهیه ملات
prepare mortar ساختن ملات
plastic mortar ملات خمیری
mortar tub تشت ملات سازی یا استانبولی
mortar mixing ملات سازی
mortar board کلاه چتر گوش دانشکده
mortar board کپه ساروج
mortar board کپه ملاط
lime mortar ملاط اهک
lime mortar ملات اهک
lime mortar ملات اهکی
hydraulic mortar ملات اب بند
hydraulic mortar ملات ابی
trass mortar ملات تراس
gypsum mortar ملاط گچ و خاک
skin with mortar رومالی کردن با ملات
rendering mortar ملاط کاهگل
base mortar خمپاره مبنا
cement mortar ملات سیمانی
lime cement mortar ملاط اهک و سیمان
lime cement mortar ملات سه گرگه
lime cement mortar ملات باتارد ملات حرامزاده
seventeenth-century mortar خمپارهقرن71
lime cement mortar ملات کندگیر
water proofed mortar ملات اب بند
water proofed mortar اهک سیاه
water proofed mortar ملات ابی
cement mortar coating پوشش سیمانی
the report goes چنین گویند
report گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
report گزارش دیدبانی
report انتشار
report صدا
report گزارش دادن
report گزارش
report شایعه
report اطلاع دادن
report خبردادن
report معرفی کردن خود
report گزارش دادن به
report صدای شلیک
report خبر
report شهرت
report مدرک
report گواهی
shelling report گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
situation report گزارش وضعیت
to make out a report به تفصیل نوشتن گزارشی
to write out a report به تفصیل نوشتن گزارشی
snap report گزارش فوری یا انی
self report inventories پرسشنامههای خودسنجی
school report گزارش اموزشگاه
schedule report گزارش زمانبندی شده
report generator گزارش ساز ایجادکننده گزارش
report generator تولیدگزارش
report generator گزارش زایی گزارش گیری
report of survey گزارش تحقیقات یا بررسیها
report program برنامه گزارش
report writer گزارش نویسی
report writer نویسنده گزارش
spot report گزارش مشاهدات یا گزارش فوری از تحقیقات محلی
status report گزارش وضعیت
to report [to a body] گزارش دادن [به اداره ای]
viva report گزارش شفاهی
this report is incredible این گزارش را نمیتوان باورکرد
to report for duty برای کار حاضر شدن وخود رامعرفی کردن
to report to the police خود را به پلیس معرفی کردن [بخاطر خلافی]
press report گزارش خبری
subemit a report گزارش دادن
submit a report گزارش دادن
to draw up a report به تفصیل نوشتن گزارشی
to write up a report به تفصیل نوشتن گزارشی
survey report گزارش بازرسی
technical report گزارش فنی
to report oneself حاضر شدن وخود را معرفی کردن
report generator برای تامین گزارش کامل
report card کارنامه
docking report گزارش عملیات تعمیراتی در حوضچه
draft report گزارش نیمه نهایی
error report گزارش خطا
evaluation report گزارش ارزیابی وضعیت
feeder report گزارشات تکمیلی
feeder report گزارشات بعدی
final report گزارش نهایی
fitness report گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
fitness report تعرفه خدمتی
flash report گزارش برق اسا
hot report گزارش مهم
hot report اطلاعات مهم کسب شده از روی تفسیرعکس هوایی
docking report گزارش تعمیر ناو
detailed report گزارش مشروح
report cards کارنامه
action report گزارش عملیات جنگی گزارش درگیری با دشمن
amplifying report گزارش تماس با دشمن گزارش تکمیلی اخذ تماس بادشمن
an incomprehensive report گزارش کوتاه
annual report گزارش سالانه
annual report گزارش سالیانه
command report گزارش فرماندهی
contact report گزارش اخذ تماس
contact report گزارش تماس با هواپیمای دشمن
critic report گزارش نتیجه جلسه انتقاد
demand report گزارشی که به هنگام نیازتولید میشود
departure report گزارش پایان تعمیرات گزارش عزیمت ناو گزارش حرکت
i saw the report in the rough من پیش نویس این گزارش رادیدم
interim report گزارش پیشرفت کار
internal report گزارش داخلی
report file فایل گزارش
readiness to report امادگی برای پاسخ دادن
readiness to report حاضر جوابی
quarterly report گزارش سه ماهه
report generation تولید گزارش
progress report گزارش پیشرفت کار
report generation گهارش زایی
management report گزارش مدیریت
flash report گزارش انی
neither report was correct هیچیک از ان دو گزارش درست نبود
of good report نیک نام
report generator نرم افزاری که امکان ادغام فایل ازپایگاه داده ها به متن را میدهد
periodic report گزارش دورهای
report generator مولد گزارش
report generator گزارش زا
report progarm generator زبان ار- پی- جی
report progarm generator مولدبرنامه گزارش
cargo outturn report گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
report progarm generator تولیدبرنامه گزارش
aircraft accident report گزارش سانحه هوایی
report program generator زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
report tothe director خود را حضورا نزد رئیس معرفی کنید
daily progress report گزارش روزانه پیشرفت کار
periodic intelligence report گزارش نوبهای اطلاعاتی
a true and accurate report گزارشی درست و دقیق
project technical report گزارش فنی پروژه
project technical report گزارش فنی طرح
weekly progress report گزارش هفتگی کار
practical extraction and report language زبان برنامه نویسی مفسر
action oriented management report گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
practical extraction and report language برای توید متنهای CGI که می توانند فرم هایی را پردازش کنند یا روی وب سرور برای بهبود وب سایت توابعی انجام دهند
The details of the report were verified by the police. جزییات گزارش توسط پلیس تصدیق وتأیید شد
to report somebody [to the police] for breach of the peace از کسی به خاطر مزاحمت راه انداختن [به پلیس] شکایت کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com