English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (1 milliseconds)
English Persian
music stool کرسی پیانو زنان
Other Matches
stool عسلی
stool کرسی [سه یا چهار پایه]
stool گروه فریبنده شکار
stool ادرارکردن
stool سکوب
stool پیخال
stool کرسی صندلی مستراح فرنگی مدفوع
stool چارپایه
night stool صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
step stool چارپایه پله دار تاشو
bar stool میلهچهارپایه
corner stool چهارپایه
ducking stool کرسی ای که زنان بدکاررابدان بسته ودراب پرت کرده غوطه میدادند
cutty stool چهارپایه کوتاه وکوچک
ring stool چهارپایه مخصوص استراحت بین روندهای بوکس
bar stool کرسی میکده
green stool مدفوع سبز رنگ [پزشکی]
music موزیک
music موسیقی
music در رهگیری هوایی به معنی پخش پارازیت دردستگاههای الکترونیکی است
music خنیا رامشگری
music اهنگ
music to one's ears <idiom> صدایی که شخص دوست دارد بشنود
play music موزیک ساختن
rock music موسیقیRock
make music موزیک ساختن
play music موسیقی ساختن
make music موسیقی ساختن
face the music <idiom> پذیرش نسخه
to let music wash over somebody به موسیقی متن گوش دادن [اصطلاح روزمره]
make music آهنگ ساختن
play music آهنگ ساختن
music track تیتر موسیقی [روی محیط ضبط صوت]
music track تیتر آهنگ
background music موسیقی پس زمینه
ambient music موسیقی پس زمینه
background music موزیک متن
ambient music موزیک متن
background music موسیقی متن
ambient music موسیقی متن
piped music موسیقیکهبابلندگودرمکانهایعممیپخششود
music rest خروجموزیک
music mistress بانویی که موزیک یاد میدهد معلمه موسیقی
music chip مدار مجتمع قادر به تولید صوت موسیقی و tane
music box جعبه محتوی ساز کوکی
martial music مزیک جنگی یا نظامی
instructor of music مشاق موسیقی
indiental music موزیک همراه
indiental music ساز و اوازی که با نمایشی همراه باشد
electronic music موسیقی الکترونیکی
ear for music موسیقی
ear for music گوش
devotion to music دلبستگی به موسیقی
computer music موسیقی کامپیوتری
an airy music ساز یا موزیک با روح
music halls سالن موسیقی
music halls اطاق ساز ورقص
music hall سالن موسیقی
music hall اطاق ساز ورقص
music of the spheres اهنگ جنبش سیارات
music of the spheres اهنگ حرکات افلاک
sheet music نتهای موسیقی که روی صفحات جدا از هم چاپ شده است
music stands میزی که نت های موسیقی را روی آن گذاشته و جلو نوازنده قرار میدهند
chamber music موسیقی مجلسی
soul music سول
soul music موسیقی مذهبی سیاهپوستان
to face the music دلیرانه با چیزی روبرو شدن
to a ones voice to music صدای خودراباسازجفت کرد
range of music حدود یا میدان علم موسیقی
program music موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
music therapy موسیقی درمانی
music synthesizer ایجادکننده موسیقی
To compose music (potery) . آهنگ ( شعر ) ساختن
Beautiful music ( weather ) . موسیقی ( هوای ) قشنگ
college of [music, technology,...] دانشگاه فناوری
to set a poem to music اهنگ برای شعری ساختن
to perform a piece of music قطعه موسیقی رادرست درساز ادا کردن
to perform a piece of music ساز زدن
To accpt the consequences . to face the music . پای لرزش نشستن ( عواقب کاری را پذیرفتن )
high fidelity music reproducing system سیستم بازیابی موسیقی باکیفیت عالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com