English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 36 (4 milliseconds)
English Persian
nested subroutine زیرروال تو در تو
nested subroutine زیرروال لانهای
Other Matches
nested تودرتو
nested اشیانهای
nested structure ساختار لانهای
nested loop حلقه لانهای
nested loop حلقه تو درتو
nested loop حلقه اشیانهای
nested block بلوک تو در تو
the boxes were nested جعبه ها یکی در توی دیگری قرار گرفته بودند
subroutine کد زیر تابع که در حافظه پس از پیدا شدن دستور فراخوانی کپی میشود
subroutine زیر تابعی که از هیچ متغیری حدا از آدرس عملوندها استفاده نمیکند
subroutine زیرروال
subroutine زیر تابعی که حاوی زیر تابع دیگر باشد
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
subroutine دستور برنامه نویسی کامپیوتری که کنترل زیر تابع را هدایت میکند
subroutine بخشی از برنامه که تابع مورد نظر را انجام میدهد و در هر زمان از داخل برنامه اصلی قابل فراخوانی است
subroutine reentry ورود جمله به زیرروال
subroutine linkage پیونددهی زیرروال
subroutine library کتابخانه زیرروال
subroutine library کتابخانه زیرروال ها
subroutine jump جهش زیرروال
subroutine call فراخوانی زیرروال
standard subroutine زیرروال متعارف
closed subroutine زیرروال بسته
closed subroutine زیرروال مسدود
dynamic subroutine زیرروال پویا
dynamic subroutine زیر روال پویا
in line subroutine زیر روال درون برنامهای
library subroutine زیروال کتابخانهای
linked subroutine زیربرنامه پیوند یافته
open subroutine زیرروال باز
recursive subroutine زیر روال بازگشتی
recursive subroutine زیرروال بازگشتی
reentrant subroutine زیرروالی که فقط یک نسخه ازان در حافظه اصلی قرار می گیرد و تگسط چندین برنامه دیگر به طور مشترک استفاده میشود
two level subroutine زیر تابعی که حاوی زیر تابع دیگر است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com