English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
nominal interest rate نرخ بهره اسمی
Other Matches
interest rate نرخ بهره
rate of interest نرخ بهره
interest rate per annum نرخ بهره سالانه
pure rate of interest نرخ بهره خالص
money rate of interest نرخ بهره پولی
prime rate of interest نرخ بهره ترجیحی
natural rate of interest نرخ بهره طبیعی
neutral rate of interest نرخ بهره خنثی
real rate of interest نرخ بهره واقعی
real interest rate نرخ بهره واقعی
market rate of interest نرخ بهره بازار
high rate of interest نرخ سنگین بهره
high rate of interest نرخ بالای بهره
effective interest rate نرخ بهره موثر
long term interest rate نرخ بهره طویل المدت
short term rate of interest نرخ بهره کوتاه مدت
nominal فاهری
nominal value قیمت اسمی سهمی
nominal کم قیمت
nominal جزئی
nominal صوری
nominal اسمی
nominal value قیمت واقعی سهم که روی ان نوشته شده
nominal غیر واقعی
nominal value ارزش اسمی
nominal value بهای اسمی
nominal value قیمت اسمی
nominal value مقدار اسمی
nominal اعتباری
nominal size اندازه نامی
nominal load بار اسمی
nominal load بار خارجی اسمی
nominal size اندازه اسمی
nominal list صورت اسامی
nominal diameter قطر اسمی
nominal senator سناتور انتصابی
nominal frequency فرکانس نامی
nominal horsepower توان اسب اسمی دستگاه
nominal income درامد اسمی
nominal scale شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
nominal length طول نامی
nominal scale مقیاس
nominal filter صافی میکرونی
nominal diameter قطر نامی
nominal list فهرست نامها
nominal data داده اسمی
nominal cost هزینه اسمی
nominal price قیمت اسمی
nominal price بهای اسمی
nominal price قیمت عادی
nominal filter صافی به اندازه عبور معین
nominal weapon جنگ افزار هستهای که قدرت ان 02 کیلو تن باشد
nominal wage مزد اسمی
nominal voltage ولتاژ اسمی
nominal pitch گام اسمی
nominal rating کار اسمی
nominal capital سرمایه اسمی
nominal bandwidth پهنای باند نامی
nominal partner شریک اسمی
nominal partner شریکی که درسود و زیان شرکت سهیم نیست و فقط از اسمش استفاده میشود
nominal bandwidth پهنای بانداسمی
nominal scale مقیاس اسمی
nominal gross national product محصول ناخالص ملی اسمی
interest فرع
interest ربح
interest سهیم کردن
interest مصلحت
at % interest با بهره 21 درصد
self-interest نفع شخصی
i do it in your interest به خاطر شما این کار رامیکنم
i take no interest in that هیچ بدان دلبستگی ندارم هیچ از ان خوشم نمیاید
It is of no interest to me at all. من به این موضوع اصلا"علاقه ای ندارم
interest on interest ربح مرکب
interest on interest ربح در ربح
interest نفع
it is of interest to me من در ان علاقه مندم
it is of interest to me برای من سودمند است
interest سهم [قسمت]
in one's best interest به صلاح خود شخصی
own best interest صلاح
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
interest اهمیت [مهم ] [جالب]
interest بهره [اقتصاد]
to have an interest [in] سهم داشتن [شریک بودن] [در]
the interest of it is gone مزه اش رفت
the interest of it is gone دیگر خوش مزگی یا تازگی ندارد
interest سودیا بهره
interest توجه نظر
interest رغبت
interest علاقه
interest بر سر میل اوردن
interest دلبستگی
interest علاقه .
interest علاقمند کردن
interest سود مصلحت
interest ذینفع کردن
interest تنزیل
interest سود
self interest غرض شخصی
self interest نفع شخصی
interest بهره
economic interest منافع اقتصادی
default interest بهره معوق
declaration of interest اعلام بهره
high interest بهره گران
bank interest بهره بانکی
moneyed interest پول داران
loan interest بهره وام
legal interest ربح قانونی
legal interest بهره قانونی
interest profit عایدی حاصل از بهره
conflict of interest تضاد منافع
conflict of interest برخورد منافع
interest inventory پرسشنامه رغبت سنج
interest for delay بهره دیرکرد
contractual interest بهره کل وامی که وام گیرنده باید به وام دهنده بپردازد
interest blank برگ رغبت سنج
high interest بهره سنگین
point of interest نقطهبهره
the iron interest کسانی که در معاملات اهن علاقه مند هستند
that point was of p interest ان نکته جالبیست ویژهای داشت
to lose interest بی میل شدن
reversionary interest حق انتفاع موجل از مال غیر
compound interest بهره مرکب
rat of interest نرخ ربح
the iron interest کسانی که در اهن کار می کنند
interest-free وام بدونبهره
vital interest مصلحت حیاتی
interest group علایقگروهی
vested in interest واگذاری حق انتفاع موجل
May be I can interest you in this issue . شاید بتوانم علاقه شما را به این مطلب جلب نمایم
compound interest ربح مرکب
Principal and interest . مایه وسود
to lose interest جلب توجه نکردن
You have piqued my interest in ... تو من را به ... علاقه مند کردی.
rat of interest نرخ بهره
questionof interest پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
accrued interest بهره متعلقه
profound interest دلبستگی زیاد
principal and interest اصل پول و بهره
primary interest هدف توجه اصلی
primary interest مسئولیت اصلی
personal interest نفع شخصی
simple interest سود ساده
simple interest سود پول بر اساس سال 063 روزه
profound interest میل مفرط
interest groups گروههای ذینفع
public interest منافع عمومی
put out to interest به بهره گذاشتن
pure interest سود ویژه منافعی که پس از کسر کلیه استهلاکات به سرمایه گذارپرداخت میشود
pure interest منافع خالص
pure interest بهره خالص
public interest منافع عامه
public interest نفع عمومی
accrued interest بهره ای که عاید شده ولی هنوز پرداخت نشده است
vested interest منافع مقرره
I have lost my interest in football . دیگر به فوتبال علاقه ای ندارم
interest free loan وام بدون بهره
Such things just dont interest me. توی این خطها نیستم
matter of mutual interest موضوع دارای سود دوجانبه
i paid the debt plus interest بدهی را با بهره ان دادم
She did not show any interest in my problems, let alone help me. مشکلاتم برای او [زن] بی اهمیت بودند گذشته از کمک به من.
considerations of public interest مصالح مرسله
area of operational interest منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
special interest group گروه
special interest group که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
special interest groups گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
money loaned without interest قرض الحسنه
vocational interest blank پرسشنامه علائق شغلی
to put out money to interest پول به بهره گذاشتن
to put out money to interest پول تنزیل دادن
vested interest groups گروههای همسود
He takes ( heels) much interest in politics. به سیاست خیلی علاقه دارد
strong vocational interest blank رغبت سنج شغلی استرانگ
taking the public interest into account استصلاح
time preference theory of interest نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
kuder occupational interest survey رغبت سنج شغلی کودر
To sever ones ties . to lose interest. قطع علاقه کردن
through rate نرخ حمل سراسری
rate of changes نرخ تغییرات
first-rate عالی
rate نرخ [درصد]
through rate نرخ کامل
first rate درجه اول
first rate نخستین درجه
to rate up بیمه زیاد گرفتن از
first rate عالی
second-rate جنس پست
rate تندی سرعت عوارض
rate اهنگ
at that rate در این صورت
third-rate درجه سه
rate پایه
rate اندازه نسبت
at any rate در هر حال
at any rate درهر صورت
rate سنجیدن
rate بها
rate قرار
rate ارزیابی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com