Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English
Persian
open system interconnection reference
مدل ارجاع ارتباط سیستم باز
Other Matches
open system
سازگان باز
open system
نظام باز
open system
سیستم باز
open bus system
سیستم گذر باز
open loop system
مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
open ended system
سیستم بی انتها
open cycle reactor system
سیستم راکتوری که دران ماده سردکننده تنها یکبار از مبدل حرارتی مرکزی عبور میکند
interconnection
اتصالی داخلی
interconnection
به هم پیوستگی
interconnection
اتصال
interconnection
اتصال میانی
interconnection
بخش ماده متصل به دو وسیله
interconnection
تزویج
interconnection scheme
نقشه ی اتصال
interconnection of diagram
نمودار اتصال
interconnection wiring
سیم کشی
who are your reference?
چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
reference
توجه کردن یا کار کردن با چیزی
reference
دستیابی به محلی در حافظه
May I use your name as a reference?
اجازه میدهید شما را بعنوان معرف ذکر بکنم؟
reference
سفارش
reference
معرفی
reference
توصیه
May I use your name as a reference?
اجازه میدهید شما را بعنوان توصیه کننده بگویم؟
with reference to
با اشاره به
in reference to
با اشاره به
self reference
خود ارجاع
with reference to
عطف به
reference
مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر
reference
فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
reference
کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
reference
ارجاع امر به داوری
reference
توصیه
reference
سوابق
reference
ارجاع
reference
مدارک
reference
مراجعه و رجوع کردن
reference
مرجع
reference
مراجعه رجوع
reference
کتاب بس خوان بازگشت
reference
ماخذ
reference
عطف
reference
منبع
reference
استفتاء کردن
reference
دستوری که دستیابی به داده ذخیره شده یا مرتب شده فراهم میکند
reference
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
اندیسی که ارجاعی به متن است
reference
لیست موضوعات مرتب شده
reference
آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
reference
راده
reference
نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
reference
معرف
May I use your name as a reference?
اجازه میدهید شما را بعنوان سفارش کننده نام ببرم؟
reference
بازگشت مرجع
reference
اشاره
reference
لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه
cross reference
مراجعه متقابل
print reference
شماره سری عکس هوایی
cross reference
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
punctuation for reference
زیر واژه
circular reference
ارجاع چرخشی
call by reference
فراخوانی با ارجاع
cross-reference
شبکه چهارخانه
frame of reference
چهارچوب داوری
frames of reference
چهارچوب داوری
cross reference
سیستم مختصات
cross reference
شبکه چهارخانه
letter of reference
توصیه نامه
letter of reference
معرفی نامه
reference
[testimonial]
مدرک
reference
[testimonial]
گواهی
backward reference
ارجاع به عقب
reference book
کتابمرجع
point of reference
آنچهبهشماکمککندموقعیتیرابهتردرککنید
map reference
فهرست شناسایی نقشه
book of reference
کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
print reference
شماره عکس هوایی
cross-reference
ارجاع متقابل
cross-reference
سیستم مختصات
cross-reference
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross-reference
مراجعه متقابل
cross reference
ارجاع متقابل
explicit reference
خص مثل فیلد یا دگمهای با نام یکتا
reference sheet
برگ تعیین محل یکان برگ معرف
reference sheet
برگ راهنما
ideas if reference
افکار عطفی
reference position
محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
reference point
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
reference point
نقطه مبنا
reference pilot
نمونه مرجع
reference piece
توپ مبنا
reference phase
فاز مبنا
reference signal
سیگنال مرجع
reference station
ایستگاه مبداء سنجش جذر ومد دریایی
external reference
مرجع خارجی
external reference
ارجاع خارجی
implicit reference
مرجعی به شی که محل دقیق صفحه را نمیگوید ولی فرض میکند که شی روی صفحه جاری قرار دارد یا قابل دیدن است
forward reference
ارجاع به جلو
geographic reference
سیستم مختصات جغرافیایی سیستم شبکه بندی جغرافیایی
global reference
ارجاع سراسری
sortie reference
تعدادهواپیماهای شرکت کننده درپرواز
sortie reference
شماره پرواز
reference time
زمان مرجع
reference number
اعداد مبنای نشانه روی
reference line
خط راهنمای تعیین جهات خط برگشت خط مبنا
delusion of reference
هذیان بخود بستن
reference junction
اتصالی در سیستم ترموکوپل که دمای اتصال دیگر نسبت به ان سنجیده میشود
with reference to letter no
با اشاره بنامه شماره ....عطف بنامه .......نسبت بنامه ......
cell reference
ارجاع سل
reference address
نشانی مرجع
reference cell
پیل مرجع
reference cell
پیل مبنا
reference axes
محورهای مرجع
reference datum
سطح مبنای نقشه برداری سطح مبنا
reference edge
لبه مرجع
reference language
زبان مرجع
reference electrode
الکترود مبنا
reference electrode
الکترود مرجع
reference frame
دستگاه مقایسهای
reference librery
کتابخانهای که مردم بدانجارفته بکتابهایی مراجعه میکنند
reference group
گروه مرجع
reference datum
سطح افق بار یاوزن هواپیما
lay reference number
شماره ترتیب کاشتن مین شماره مشخصات مین کاشته شده
to push for an answer
[in reference to something]
برای پاسخ فشار آوردن
[در رابطه با چیزی]
cross reference generator
بخشی از اسمبلر یا کامپایلر یا مفسر که لیستی از برچسبهای برنامه
cross reference generator
متغیر ها و اعداد ثابت با محل آنها در برنامه ایجاد میکند
cross reference table
جدول ارجاع متقابل
color carrier reference
فاز مبنای حامل رنگ
relative cell reference
ارجاع سل رابطهای
absolute cell reference
رجوع مطلق سل
reference count technique
تکنیک شمارش ارجاعات
linear system
[system of linear equations]
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
the open
هوای ازاد
open
برداشتن پوشش یا باز کردن در
the open
ملاء عام
the open
ملا عام
open
باز کردن باز شدن
open
آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
open
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
open
افتتاح کردن اشکارکردن بسط دادن
open out
بسط دادن
open out
توسعه دادن
X/OPEN
ول ایجاد سیستمهای باز هستند
to open out
باز کردن
open to any one
مباح
to open out
توسعه دادن
to open out
گستردن
to open out
بسط دادن
To come into the open.
آفتابی شدن (خود رانشان دادن )
open
بی الایش
open
دایر
open
مفتوح
open
:باز
open
مهربان رک گو
open
واریز نشده
open
فضای باز
open
ازاد
open
زمین باز گسترده
open
مروحه را باز کنید
open
سکی
open
روباز
open
باز
open
ازاد اشکار
open
صریح
open
درمعرض
open
بی پناه
open
بی ابر
open
بازکردن
open
گشودن گشادن
open
مفتوح شدن
open
شکفتن
open
روشن شدن خوشحال شدن
open
باز شدن
open
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
open
نابسته
open
قابل بحث
open
بی دفاع واریز نش
open
بلامتصدی
open
تابعی که میتواند در تابع یا برنامه بزرگ بدون دستور فراوان درج شود
open
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
open
پروتکل شبکه ICP/IP که بستههای داده را دارد مسیر میکند که حجم داده کمتری داشته باشد
open
نوار مغناطیسی در نوردی که هنوز در کارتریج یا کاست بسته شده است
open
برنامه طراحی شده که امکان گستردگی در آینده و تغییرات آسان را فراهم میکند
open
دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند
open
کامپیوتر با واسط گسترده پانج شده که امکان ورود سخت افزار جانبی و نصب آن را می دهند
open
به جای اینکه یک پرسش به آدرس تابع انجام شود
open
برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
open
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
open
کد تابع که وقتی دستور فراخوان اعمال شد در حافظه کپی شده است
open
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
open
اشکار
open
گشوده سرگشاده
open
فایل خواندنی و نوشتنی
open
وزن ازاد
open
خط بازبی دفاع
open
وضع زه هنگام کشیده شدن
open circuit
اتصال باز
open caisson
صندوقچه روباز
open circuit
مدار باز
open ditches
زهکشهای روباز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com