English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (1 milliseconds)
English Persian
oral reading بلندخوانی
Search result with all words
gray oral reading test ازمون بلند خوانی گری
Other Matches
oral گفتاری
oral از راه دهان
oral دهانی
oral شفاهی
oral زبانی
oral character منش دهانی
oral evidence گواهی
oral evidence شهادت
oral evidence دلیل شفاهی
oral dependence وابستگی دهانی
oral eroticism شهوت دهانی
oral dyskinesia حرکت پریشی دهانی
oral sadism ازارگری دهانی
oral stage مرحله دهانی
oral test ازمون شفاهی
oral intercourse رابطه جنسی دهانی
oral information اطلاعات گفتاری [شفاهی]
oral irrigator آبریزدهانی
oral evidence شهادت شفاهی
oral cavity حفرهدهانی
oral zone ناحیه دهانی
post oral پشت دهنی
oral passive type سنخ دهانی- پذیرشی
oral aggressive type سنخ دهانی- پرخاشی
oral trade test ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
reading یادداشت مربوط به اعداد یا درجه ها , به ویژه درجههای یک اندازه
reading نظریه شور
reading استنباط
reading تفسیر
reading خواندن
reading مطالعه
first reading طرح نخستین لایحه قانونی درمجلس
reading قرائت
reading rooms اتاق قرائت
reading room قرائت خانه
reading room خوانشگاه
reading room اتاق قرائت
silent reading بیصدا خوانی
reading wand دستگاهی که نشان ها و کدهارا به صورت نوری درک میکند
reading rooms خوانشگاه
sight-reading بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-reading فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
lip reading لب خوانی
when reading a book در حال خواندن کتابی
Proof – reading. غلط گیری (تصحیح مطا لب چاپی وغیره )
She was reading the book to herself. کتاب را آهسته ( پیش خودش) می خواند
reading lamp چراغمطالعه
reading start شروعخواندن
reading mirror آینهمخصوصخواندن
lip-reading لب خوانی
thought reading اندیشه خوانی
reading rooms قرائت خانه
reading station ایستگاه خواندن
reading span فراخنای خواندن
reading readiness امادگی خواندن
reading desk بعدا پرسیده شود
hand reading کف بینی
first reading of a bill شوراول لایحه
mirror reading وارونه خوانی
mind reading فکرخوانی
map reading نقشه خوانی
direct reading قرائت مستقیم
map reading نقشه خوانی کردن
sight-reading بدون مطالعه قبلی خواندن
parallel reading خواندن موازی
mind reading کشف افکار دیگران
reading age سن خواندن
reading disability ناتوانی در خواندن
reading habit عادت خواندن
reading quotient بهر خواندن
reading rate سرعت خواندن
reading speed سرعت خواندن
I stayed up reading until midnight. تا نصف شب بیدارماندم ومطالعه کردم
direct reading instrument دستگاه مستقیم خوانی
direct reading galvanometer گالوانومتر بی تبدیل
direct reading dial درجه بندی برای قرائت مستقیم
light-reading scale نورخواندنصفحه
monroe diagnostic reading test ازمون تشخیص خواندن مونرو
mirror writing shadow reading کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
direct-reading rain gauge اندازه مقدار بارش مستقیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com