English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
order of service سوت داور بمعنای دستورسرویس دادن
Other Matches
marching order [travel order] دستور پیشروی [ارتش]
in service خدمتی
i am at your service در خدمت شما هستم
take into service استخدام کردن
please do me a service خواهشمندم یک همراهی بامن بکنید
out of service <adj.> ازکارافتاده
on service سر خدمت
f.service نمازمعمولی هفته
self service بدون مسئول توزیع سلف سرویس
service over خطای سرویس
d. service نماز
d. service عبادت خدا
he is of no service to us بکار ما نمیخورد
he is of no service to us بدرد مانمیخورد
self-service ازاد
self-service با انتخاب ازاد
self-service بدون مسئول توزیع سلف سرویس
to see service در ارتش یانیروی دریایی خدمت
to see service کردن
in service درخدمت ارتش در ارتش
out of service <adj.> خراب [ازکارافتاده]
in service به خاطر خدمت
self-service تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
self-service کمک بوسیله خود شخص
self service خود زاوری
self service خود یاوری
self service کمک بوسیله خود شخص
self service تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
self service ازاد
self service با انتخاب ازاد
self-service خود زاوری
self-service خود یاوری
one's service خدمت یکسره
service اداره
service روبراه ساختن
service اطاعت و فرمانبرداری عبادت و نماز
service شعائر
service ماشینی راتعمیروروغن کاری کردن
service رسیدگی به
service درخت سنجد وابسته بخدمت
service سنجد
service نظامی
service تعمیر کردن
service سرویس
service منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
service قسمت یکان
service نظام وفیفه
service جنگی
service بیت ارسالی برای کنترل ونه داده
service یکدست فروف اثاثه
service وفیفه
service برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
service کار
service نوکری یاری
service استخدام
service خدمت
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
service توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
service تعمیر
service لوازم
service سرویس کردن
service بنگاه سرویس
on service سر کار
service کمک
service عبادت تشریفات
service ابلاغ
order about پیوسته پی فرمان فرستادن
in order that برای اینکه
in order to ... تا [اینکه ]
by order of فرمان
by order of حسب الامر
order off حکم خروج
In this order. In this way. باین ترتیب
out of order <idiom> کارنکردن
out of order <idiom> برخلاف قانون ،نامناسب
to order <idiom> به ترتیب
order [placed with somebody] سفارش [ازطرف کسی]
order [placed with somebody] دستور [ازطرف کسی]
first order مرتبه اول
out of order از کار افتاده
out of order خراب
out of order نادرست
out of order درهم برهم
in order to <idiom> اعتماد شخص را بدست آوردن
in order to ... برای [اینکه]
well-order خوش ترتیب [ریاضی]
second order مرتبه دوم
order ترتیب انجام کار
order فرمان نظم
order نظم دادن
order سفارش دادن کالا یا جنس
order سبک معماری
order شیوه
order نظام معماری
order دستورالعمل دستور
order سفارش دادن دستور دادن
order مرتب کردن
order حکم
order حواله
order حواله کرد حواله کردن دستور
order ترتیب
order دستور دادن
order دستورعملیاتی
in order that تا اینکه
in order درست
in order صحیح
in order دایر
in order that he may go برای اینکه برود
to the order of بحواله کرد
order ن
order سفارش دادن تنظیم کردن
order نظم
order سفارش
order دستور
order منظم کردن
order دستورالعمل
order خرید سفارش خرید
order سفارش دادن
order دستور دادن سفارش
to the order of به حواله کرد
in order that i may go برای اینکه بروم
order رتبه
order پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کدگشایی کند و انجام میدهد مط ابق کد برنامه
order دستور سفارش
order کد عمل
to the order of در وجه
order مرتبه
re order سفارش دوم باره
order امر
order راسته
service practice مشق پای توپ
service program برنامه خدماتی
service practice تمرین اموزشی
service stairs پلکان خدمت
service rating تقدم پرسنلی رتبه بندی پرسنلی
service records پروندههای خدمتی
medical service قسمت بهداری
service of the piece مشق پای قبضه توپخانه مشق پای توپ
service practice مشق پای قبضه جنگ افزار تمرین عملی
information service خدمت اطلاعاتی
information service سرویس اطلاعاتی
service officer افسر ارشد نگهبان
information service خدمات اطلاعات
service rating طبقه بندی پرسنلی
intelligence service قسمت اطلاعات
intelligence service اداره اطلاعات
service passport پاسپورت خدمات
service peculiar امور اختصاصی یک قسمت یایک نیرو مخصوص یک نیرو
intersectional service قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
medical service خدمات پزشکی
master service انشعاب اصلی
service unit یکان خدمات
knight service تصرف مجانی ملک دربرابرخدمت نظامی
labor service سازمان کار
ship's service فروشگاه ناو
labor service اتحادیه کارگران
into plane service تدارک سوخت و وسایل برای هواپیماها طبق قرارداد
labor service اداره کار
social service خدمات اجتماعی
social service موسسه تعاون اجتماعی
land service خدمت نظام در نیروی زمینی
substituted service اوراق دعوی
statement of service خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
service uniform اونیفرم خدمت
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
service support پشتیبانی خدمات
telephone service سرویس تلفن
service ribbon لنت نشان خدمت
service road شوسه کناری
service road جاده کناری جاده سرویس
service sector بخش خدمات
service squadron قسمت خدمات دریای
service squadron گروه خدمات
service stairs پلکان سرویس
service stock اماد و کالاهای جنگی
suspend from service معلق کردن از کار
service stock امادرزمی
substituted service ابلاغ قانونی
selective service خدمت داوطلبانه نظام
service bureau دفتر خدماتی موسسه خدماتی
service cable کابل مصرف کننده
service calls شیپور خدمت
service calls شیپور جمع عمومی
service cap کلاه خدمت
service ceiling سقف پرواز معمولی یا جنگی هواپیما
service chevron علایم بازویی که خدمات جنگی را نشان میدهد
service club باشگاه سربازان
service club باشگاه افراد
personal service ابلاغ شخصی
personal service خدمت شخصی
service company گروهان خدمات
service component نیروی مسلح
service component نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات
service connections انشعاب
service contract قرارداد خدمت
professional service تیمهای متخصص پزشکی قسمتهای تخصصی پزشکی
service bureau اداره خدماتی
service branch انشعاب
service ace امتیاز سرویس تنیس
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com