English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
overlap joint اتصال نیمانیم
Other Matches
overlap جایی که چیزی بخشی از دیگری را بپوشاند یا در بخش داده روی هم قرا رگیرند
overlap پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
overlap سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlap همپوشانی
overlap نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
overlap پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlap تطابق کردن
overlap همپوشی
overlap بر روی هم قرار گرفتن فصل مشترک
overlap اصطکاک داشتن
overlap رویهم افتادن
overlap روی هم افتادن
overlap تداخل رنگ ها [خصوصا در لبه طرح ها و موقع تعویض رنگ در نقشه]
overlap اشتراک داشتن
overlap tell پوشش رله اطلاعات
overlap tell رله اطلاعات مربوط به هدف یا دشمن به ایستگاههای مجاور
overlap processing اجرای همزمان فعالیتهای ورودی
side overlap پوشش جانبی عکس هوایی
overlap processing پردازش و خروجی توسط یک سیستم کامپیوتری
overlap angle زاویه همپوشی
orbital overlap همپوشانی محوری
multipass overlap بنابراین نقاط کمتر به نظر می آیند
multipass overlap سیستمی که چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matria-dot ایجاد میکند با تکرا خط حروف ولی تغییر مکان به آرامی
forward overlap پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
sliding overlap arm بازویپوشش
principle of miximum overlap اصل حداکثر همپوشانی
overlap of distillat curves رویهم افتادگی منحنیهای تقطیر
joint درزه
joint متصل
joint مفصل
joint and several تضامنی
joint کردن خرد کردن
joint بهم پیوستن
joint درز
joint اتصال
joint ستاد مشترک
joint شریک
joint شرکتی مشاع
joint بند گاه
joint بند
joint بند بند کردن مساعی مشترک
joint مفصل پیوندگاه
joint زانویی
v joint اتصال "وی "
joint جای کشیدن تریاک با استعمال نوشابه لولا
joint مشترک
joint توام
joint مشترک الحاقی
joint اتصالی
joint مهره اتصال
joint محل اتصال محل ضربه
joint تصلب شرائین
joint مفصل اتصال ضربهای
joint بند بند کردن اتصال دادن بند
joint هرزملات
joint مشاع
joint دستگاه کوچک باطریدار که سوارکار بطور غیر مجازروی گردن اسب می گذارد تاتندتر برود
joint وصله
joint نیروهای مشترک عملیات مشترک
joint مشترک بین نیروهای مسلح
joint لولا
knee joint مفصل زانو
joint weld جوشکاری اتصالی
joint washer واشر اتصال
knee joint بندزانو
juke joint رستوران کوچکی که خوراک ارزان داشته و نیز صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب خودکار میزند
joint venture سرمایه گذاری مشترک
joint venture سرمایه گذاری مشترک تجارت مشترک
joint zone منطقه مشترک
knee joint زانو زانویی
lap joint اتصال رویهم
lap joint اتصال پوششی
lap joint لبه رویهم افتاده ومتصل بهم
knuckle joint اتصال زانویی
knuckle joint لولای بند دار
lap joint اتصال نیمانیم
knuckle joint لولای مفصلی
joint tenancy شرکت در اجاره داری
lap joint اتصال نیم ونیم
joint tenants در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
joint tenants اجاره داران مشترک
joint resistance مقدار مقاومت مفصل
joint products محصولات مشترک
joint pin خار اتصال
joint ownership مالکیت اشتراکی
joint ownership اشتراک در مالکیت مالکیت مشاع
joint ownership اشاعه
joint ownership مالکیت مشاع
joint ownership مالکیت مشترک
joint owner مالک مشاع
joint owner در جمع مالکین مشاع
joint owner شریک ملک
joint operations عملیات مشترک مابین نیروهای مسلح ارتش
joint resolution تصمیم مشترک
joint responsibility مسئوولیت تضامنی
joint tenancy اجاره داری مشترک
joint supply عرضه مشترک
joint stock سرمایه مشترک
joint stock شرکت سهامی
joint stock سهامی
joint staff ستاد مشترک
joint space محل لحیم
joint space محل اتصال
joint shares سهام مشترک
joint servicing دفتر خدمات و پشتیبانی مشترک از نیروهای مسلح
joint services خدمات مشترک
joint opening دهانه یک درز
welded joint اتصال جوش
universal joint قفل کاردان
universal joint مفصل چرخنده
universal joint دو میله متصل بهم وفا دربچرخش
transverse joint درز از درازا
transverse joint درز عرضی
toggle joint مفصل زانویی
swivel joint مفصل گردان
summit joint درز کلید طاق قوسی
strike joint شکستگی طولی
with the joint views of با جلب نظر
fetlock joint مویپشتپایاسب
flare joint اتصالز-بانه
joint of the foot قوزک پا [استخوان بندی]
ankle joint قوزک پا [استخوان بندی]
joint of the foot قوزک [استخوان بندی]
drip-joint [اتصال بین دو ورق فلزی]
clip joint <idiom> شغل سطح پایینی که پراز کلاهبرداری باشد
rail joint اتصالریل
peripheral joint اتصالجانبی
strapped joint اتصال تسمهای
slip joint اتصال ازاد
sleeve joint اتصال با بوش
pin joint اتصال بین اعضای ساختمانی بصورت لولا یا پاشنه
ankle joint قوزک [استخوان بندی]
oblique joint شکستگی کج
mortise joint اتصال کام
mitre joint اتصال فارسی
miter joint برش فارسی
magnetic joint محل ضربه در میدان مغناطیسی
longitudinal joint درز از درازا
longitudinal joint درز طولی
lapped joint اتصال بوسیله پوشش
propeller joint چهارشاخه گاردان خودرو
rabbet joint بست یا مفصل کنش کاوی
rabbet joint اتصال دو راهه
seam joint درز
sealing joint اتصال اب بندی
scarf joint جایی که دو سر تیر رانیم ونیم کرده با هم جفت کرده باشند
sawn joint درز بریده
sawn joint درز اره شو
riveted joint اتصال پرچ
raking out of a joint درزخراشی
raking out of a joint درز گشایی
raking out of a joint درز اره شده
raking out of a joint تهی کردن درزها
lap joint اتصال لب به لب
joint of masonry بند
fitting joint اتصال مناسب
fish joint محل اتصال دو خط اهن یادوتیر
finger joint اتصال انگشتی
expansion joint درز انبساطی
expansion joint درز وارفت
expansion joint درز گسترش درز گشایش
expansion joint درز انبساط
expansion joint اتصال چند قسمتی
elbow joint بندارنج
elbow joint زانویی
doweled joint اتصال میخ چوبی
flang joint اتصال لبه
flang joint اتصال سرلوله
flexible joint اتصال قابل انعطاف
joint account حساب بانکی مشترک
joint account حساب مشترک
in joint partnership شراکتا"
in joint partnership به شراکت
hip joint مفصل ران
hip joint مفصل استخوان خاصره وران
hinge joint مفصل لولایی
hinge joint مفصلی که دریک سطح حرکت کند
ground joint اتصال سنبادهای
foundation joint درز پی
foundation joint درز اتصالی که بین پی وساختمان تعبیه میشود
doweled joint درز میخ چوبی
dovetail joint اتصال دم چلچله
cable joint موف اتصال
cable joint مفصل اتصال کابل
jump joint اتصال لب به لب
butt joint ضربه
butt joint اتصال دو ورقه بصورت لب به لب و بدون روی هم امدن لبه ها
butt joint اتصال لب به لب
brittannia joint اتصال بریتانیایی
ball joint سیبک
ball joint توپی اتصال
calked joint اتصال فاق و زبانه
choke joint مفصل چوکی
closed joint کوربند
corner joint اتصال گوشه
corner joint اتصال فارسی
copper joint جوش مس
contraction joint درز وابست
contraction joint درز انقباض
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com