English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (3 milliseconds)
English Persian
pawn island جزیره پیادهای شطرنج
Other Matches
island پل فرماندهی ناو هواپیمابر پل فرماندهی
island منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
island پل فرماندهی ناو هواپیمابر
island جزیره دار کردن
island جزیره ساختن
island محل میخکوبی شده وسط خیابان و میدان وغیره
island جزیره
island ابخست
island universe کهکشان
channelising island سکوی هدایت کننده
channelising island سکوی جداساز
coral island جزیره مرجانی
sand island جزیرهماسهای
safety island سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
sagfety island بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
floating island جزیره شناور ومصنوعی شیرینی
traffic island بلندی وسط خیابان مخصوص توقف پیاده رو
Christmas Island جزیرهی کریسمس
Christmas Island رجوع شود به Kiritimati
roundabout island فلکه
island bases پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
island of reil جزیره ریل
island pullout مانور چرخاندن تخته موج برای ردکردن موج
volcanic island جزیرهآتشفشان
desert island جزیرهوصحرایاستوایی
Norfolk Island جزیرهایدراسترلیا
sea island terminal باراندازیا اسکله روی دریا
sea island terminal بارانداز داخل دریا
pawn گروگان وثیقه
pawn گرو
pawn رهن دادن
pawn گروگذاشتن
pawn رهن
pawn پیاده شطرنج
pawn آلت دست
at pawn درگرو
at pawn در رهن
in pawn گرو گذاشته
pawn وثیقه
pawn گرو گذاشتن رهن دادن
pawn shops مغازهی کارگشایی و گروبرداری
to pawn one's word قول دادن
to pawn one's word عهد کردن
to pawn one's word پیمان بستن
pawn shop مغازهی کارگشایی و گروبرداری
pawn chain زنجیر پیادهای شطرنج
advanced pawn پیاده پیش رفته
pawn broker کسی که کارش دادن وامهای کوچک و گرفتن وثیقه است
pawn broker نزولخوار
passed pawn پیاده رونده یا پاسه شطرنج
isolated pawn پیاده ایزوله یا منفرد شطرنج
fee pawn پیاده ازاد شطرنج
capped pawn پیاده مات کننده از پیش اعلام شده شطرنج
backward pawn پایده عقبمانده شطرنج
advanced pawn پیادهای که از نیمه صفحه گذر کرده باشد
pawn promotion ترفیع پیاده شطرنج
pawn push پیاده رانی شطرنج
pawn roller پیاده رانی شطرنج
pawn storm توفان پیادهای شطرنج
pawn structure ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
poisoned pawn پیاده زهراگین یا مسموم
My gold ring is in pawn. انگشتر طلایم درگرو است
queen's pawn game بازی پیاده وزیر شطرنج
queen's pawn opening گشایش پیاده وزیر شطرنج
protected passed pawn پیاده رونده محافظت شده
poisoned pawn variation واریاسیون پیاده زهراگین دردفاع سیسیلی
symmetrical pawn structure ساختمان پیادهای متقارن
To pawn ones life ( honour) . زندگی ( شرافت ) خود را درگروی کاری گذاشتن
queen's pawn counter gambit گامبی متقابل پیاده وزیرشطرنج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com