Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 198 (10 milliseconds)
English
Persian
percussion lock
ماشه تفنگ
Other Matches
percussion
ضربت
percussion
اسبابهای ضربی مثل طبل ودنبک
percussion
عمل ضربتی
percussion
ضربتی چاشنی ضربتی
percussion
بهم خوردن
percussion
ضربه زدن
percussion
تصادم
percussion
دق
percussion cap
چاشنی ضربتی
percussion instrument
الات موسیقی ضربی
percussion gun
تفنگ پاشنه دار
instruments of percussion
ادوات ضربی
percussion caps
چاشنی
percussion caps
چاشنی ضربتی
percussion caps
کلاهک ضربتی
percussion cap
چاشنی
percussion cap
کلاهک ضربتی
percussion fuze
ماسوره ضربتی
percussion drill
گمانه زن کوبشی
percussion drill
مته ضربه ای
percussion press
پرس ضربهای
percussion gun
تفنگ دنگی
percussion riveter
پرچ کننده ضربهای
percussion welding
جوشکاری ضربهای
percussion bar
میلهضربهزنی
lock out
قفل کردن
lock out
حبس کردن تحریم کردن
lock out
تعطیل کارخانه
lock out
بسته شدن کارخانه
lock up
وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
lock out
درتنگنا قراردادن یا بمحل کار راه ندادن
lock out
تحریم کردن مستخدمین رااز مزایای استخدامی محروم کردن
lock out
حبس کردن
lock on
قفل کردن توپ روی هدف هنگام تعقیب ادامه مستمرتعقیب هدف
lock on
باعلائم مخابراتی و رادارچیزی را تعقیب کردن
lock in
از بیرون در را روی کسی بستن
to lock somebody
[yourself]
out
[of something]
در را روی
[خود]
کسی قفل کردن
[و دیگر نتوانند داخل شوند چونکه کلید در آنجا فراموش شده]
lock up
زیر قفل نگه داشتن
lock up
<idiom>
اطمینال کامل از موفقیت
lock up
وضعیتی که در ان امکان انجام عمل دیگری نمیباشد
lock up
توقیف بازداشت کردن حبس کردن
lock up
حبس
lock up
بازداشتگاه
lock up
حبس کردن
lock up
در محلی محصور کردن
to lock out
پشت در
to lock off
جدا کردن
to lock out
نگاه داشتن
lock away
درجای قفل شده نگه داشتن
lock
دسته پشم
lock
طره گیسو
lock
قفل شدن گیره دریچههای کانال ناو
lock
چفت شدن
lock
چفت
lock
قفل گلنگدن
lock
بوسیله قفل بسته ومحکم شدن محبوس شدن
lock
قفل شدن
lock
راکدگذاردن
lock
سدبالابر چشمه پل
lock
محل پرچ یااتصال دویاچند ورق فلزی قفل کردن
lock
بغل گرفتن
lock
قفل
lock
محکم نگهداشتن
lock
قفل کردن بستن قفل
lock
چفت و بست مانع
lock
سد متحرک
lock
همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
lock
عمل جلوگیری از نوشتن روی فایل
lock
مانع دستیابی به سیستم یا فایل شدن
lock
قفل چخماق تفنگ
lock
قفل کردن
putlog or lock
چوب بست
putlog or lock
زیرتختهای
puzzle lock
قفل رمزی
retraction lock
وسیله مکانیکی برای جلوگیری از جمع شدن غیرعمدی ارابه فرود
putlog or lock
تیر افقی
pollack or lock
یکجور ماهی روغن
net lock
سیم بند چهارراه
net lock
قفل چهارراه
ignition lock
قفل موتور
lock torque
قفل پیچش
rim lock
سیم بند دو راه
rim lock
قفل دو راه
safety lock
قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد
equipment lock
قفلتجهیزات
switch lock
دکمهقفل
key lock
قفلرمزی
lock dial
تنظیمقفل
lock rail
ریلقفلشده
lock ring
حلقهقفل
lock switch
کلیدقفل
lock-chamber
منفذقفل
swivel lock
قفلچرخان
tape lock
قفلنوار
tubular lock
قفلمیلهای
drawbar lock
قفلمیلهکشنده
cycle lock
قفلدوچرخه
column lock
قفلپایه
safety lock
ضامن اسلحه
safety lock
قفل ضامن
safety lock
چفت ضامن سلاح
scalp lock
کاکل
time lock
قفل ساعتی
time lock
گاه قفل
two bolt lock
قفل دو زبانه
under lock and key
زیر قفل
vapor lock
قطع کامل جریان سیال
arm lock
قفلبازو
canal lock
سرمتحرککانال
lock-up garage
صندوقامانات
dead lock
وقفه
gust lock
قفل داخلی سطوح فرامین که از حرکت انها در اثر باد شدیدجلوگیری میکند
hydraulic lock
قفل هیدرولیکی
cylinder lock
قفل میلهای
dead lock
گیر کردن گیر
keep under lock and key
مهر و موم کردن
light lock
درب نوربند
light lock
نوربند
control lock
وسیلهای برای قفل کردن سطوح فرامین و جلوگیری ازحرکت انها وقتیکه هواپیمامتوقف است
lock chain
زنجیربرای بستن چرخ
lock code
رمز قفل
lock forward
هرکدام از دو نفر خط تهاجم در طرفین ردکننده توپ
goldie lock
فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
flint lock
چخماقی
flint lock
تفنگ
dead lock
کوچه بن بست
dead lock
اشکال
dead lock
مانع
die lock
گیره حدیده
door lock
قفل در
door lock
کلید خانه
door lock
قفل
double lock
دوبارکلیدگردانیدن در
elf lock
موی درهم برهم
elf lock
زلف ژولیده
elf lock
گیس جنی
firing lock
قفل اتش
lock hospital
بیمارستان ناخوشیهای مقاربتی
check lock
مهره پشت گیر
air lock
دریچه هوابند
air lock
راهروی فشار
advisory lock
قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند
lock spit
شیاری که مسیر راه را نشان میدهد
lock spring
قاب ساعت فنری
lock step
محدود
lock washer
واشر پشت گیر
lock step
گیردار
lock step
غیر قابل انعطاف
bail lock
قفل قرقره ماهیگیری
mortise lock
قفل و بست
combination lock
قفل حروفی
air lock
اطاقک فشارهواپیما
letter lock
قفل حروفی
lock nut
مهره قفلی
lock nut
مهره پشت گیر
check lock
ساعت امتحان کننده
lock washer
واشر قفلی
lock option
اختیار کاربرد قفل
ankle lock
فیتیله پیچ
To insert the key in the lock.
کلید را به قفل زدن
mortise dead lock
قفل داخل کار قفل داخل درب
To lock horns with someone. To take issue with someone.
با کسی سر شاخ ( شاخ بشاخ ) شدن
Luer-Lock tip
نوکلاک
lock with wooden bolt
کلیدان
camera platform lock
محلقفلدوربینبهپایه
Luer-Lock tip
لوئر
rip fence lock
قفلشکافنردهای
shift lock key
دکمهقفل
num lock key
کلیدی که کارایی قسمت عددی صفحه کلید را از کنترل نشانه گر به ورودی عددی تط بیق میدهد
num lock key
کلید Lock Num
side-tilt lock
قفلکنندهکناری
outside hook and overan lock
لنگ تندر
lock filling opening
قفلبازکنندهمکش
steering column lock
قفل فرمان اتومبیل
steering wheel lock
قفل غربالک
lock in base tube
لامپ قفلی
caps lock key
کلید Lock Caps
mortise dead lock
قفل توکار
air lock caisson
صندوقه تحت فشار
blade tilting lock
قفلتیغهواژگون
scroll lock key
کلید Lock Scroll
horizontal motion lock
دستهتنظیمافقی
laboratory air lock
آزمایشگاهحبسهوا
lift cord lock
قفلطناببالابر
lock emptying system
قفلسیستمتخلیه
lock, stock, and barrel
با همه چیز
lock filling intake
قفلمکش
side wall of a lock
بدنه سد دریچهای
external tooth lock washer
قفلواشوندهدندانهای
Be sure to lock ( shut , close ) the door .
مبادا در راباز بگذاری
The key stuck in the door lock .
کلید درقفل گیر کرد
interior door lock button
دکمهقفلدستگیرهداخلیدر
lock filling and emptying system
دستگاهتخلیهوپرکردن
lock filling and emptying opening
قفلبازوبستهکردنوتخلیهوپرکردن
internal tooth lock washer
واشرداخلدندانهای
lock the barn door after the horse is stolen
<idiom>
نوشدارو پس از مرگ سهراب
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen
<proverb>
کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com