English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
phase of a sinusoidal quantity فاز کمیت سینوسی
Other Matches
sinusoidal quantity کمیت سینوسی
damped sinusoidal quantity کمیت سینوسی میرنده
sinusoidal سینوسی
sinusoidal wave موج سینوسی
non sinusoidal wave موج غیر سینوسی
sinusoidal current جریان سینوسی
sinusoidal projection نقشه جهان نمای مسطح
sinusoidal signals علائم سینوسی
plane sinusoidal wave موج سینوسی صفحهای
phase to phase short circuit اتصال کوتاه فاز به فاز
phase to phase short circuit اتصال فاز به فاز
phase to phase short circuit اتصال فاز
quantity مبلغ
quantity تعداد یا شماره چیزی
quantity تعداد زیاد
quantity مقدار
quantity چندی
quantity کمیت
quantity قدر اندازه
quantity حد
quantity rebate تخفیف عمده فروشی
quantity supplied مقدار عرضه شده
quantity of supply مقدار عرضه
quantity surveryor براوردکننده مقادیر
electrical quantity مقدار الکتریسیته
r.m.s. value of a periodic quantity جذر متوسط مربعهای کمیتهای دورهای
rated quantity مقدار اسمی
scalar quantity کمیت عددی
scalar quantity کمیت اسکالر
scalar quantity کمیت نردهای
quantity of money مقدار پول
quantity of leisure مقدار ساعات بیکاری
quantity of leisure مقدار فراغت
magnetic quantity کیفیت مغناطیسی
quantity allowance تخفیفی که به خرید عمده تعلق میگیرد
mean value of periodic quantity میانگین کمیت دورهای
pulsating quantity کمیت ضربانی
observable quantity کمیت مشاهده پذیر
oscillating quantity کمیت نوسانی
physical quantity کمیت فیزیکی
peridic quantity کمیت تناوبی
quantity control کنترل کمیت
quantity controls کنترلهای کمی
quantity demanded مقدار تقاضا شده
quantity of labor مقدار کار
pseudoscalar quantity کمیت شبه عددی
quantity of capital مقدار سرمایه
quantity equation معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
quantity discount تخفیف عمده فروشی
quantity discount تخفیف کلی
quantity discount میزان تخفیف
quantity discount مقدار تخفیف
quantity of demand مقدار تقاضا
scalar quantity کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
partial quantity زیرمجموعه [ریاضی]
infinite quantity مقدار بی نهایت
conserved quantity کمیت ثابت [فیزیک]
vector quantity کمیت برداری
unknown quantity مقدارمجهول یانامعلوم کسیکه کردارش رانتوان پیش بینی کر د
scalar quantity اسکالر [فیزیک] [ریاضی]
quantity surveyor براورد کننده مقادیر
quantity surveyor ارزیاب کمیت مواد
quantity surveyors براورد کننده مقادیر
quantity surveyors ارزیاب کمیت مواد
dimensionless quantity کمیت بدون بعد [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
scalar quantity کمیت غیر برداری
copy quantity مقدارکپی
quantity allowance تخفیف کلی
certificate of quantity گواهی مقدار
certificate of quantity گواهی کمیت
batch quantity کمیت گروهی
an infinite quantity بی نهایت
alternating quantity کمیت متناوب
the quantity of a vowel کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
contract quantity حجم قرارداد
certificating of quantity گواهی کمیت
conserved quantity کمیت پایسته [فیزیک]
quantity theory of money نظریهای که به موجب ان قیمت هرکالا با مقدار پول تعیین میشود
symmetrical alternating quantity کمیت متناوب متقارن نامتوازن
quantity equation of exchange یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
quantity theory of money حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
quantity theory of money نظریه مقداری پول
input energizing quantity اندازه تحریک ورودی
economic order quantity حد مطلوب سفارش
economic order quantity کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
demand versus quantity demanded تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
quantity theory of money and prices نظریه مقداری پول و قیمت
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
two phase دوحالتی
three phase سه فاز
phase out به ترتیب خارج کردن
phase out خارج کردن
two phase دو فاز دومرحلهای
two phase دووهلهای
phase حالت
to phase out something اتمام یک سری
to phase out something به تدریج موقوف کردن چیزی
to phase out something به ترتیب خارج کردن چیزی
in phase هم فاز
phase بخشی از فرآیند بزرگتر
phase معرفی تدریجی چیزی یا کاهش تدریجی چیزی
phase طبقه
in phase همفاز
out of phase ناهم فاز
out of phase خارج از فاز
phase وضعیت
out of phase ناهمفاز
phase مدت زمانی که برنامه کامپایل میشود
phase دوره زمانی اجرای برنامه
phase وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phase دوره
phase مرحله عملیات
phase in به ترتیب داخل شدن
phase منظر
phase وجهه
phase صورت
phase مرحلهای کردن
phase دوره تحول وتغییر
phase لحاظ پایه
phase فاز
phase مرحله
phase وضع
phase-out اتمام یک سری
phase اهله قمر جنبه
phase وجه
phase in داخل کردن
three phase installation تاسیسات سه فاز
three phase armature ارمیچر سه فازه
three phase circuit سه فاز
three phase circuit مدار سه فاز
discontinuous phase فاز ناپیوسته
three phase generator مولد سه فاز
three phase generator مولد سه فازه
three phase generator تناوب گر سه فاز
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
three phase current جریان سه فازه
split phase انشقاق فاز
diastolic phase مرحله انبساطی قلب
crystalline phase فاز بلورین
single phase برق یک فاز
single phase تک فازه
continuous phase فاز پیوسته
combat phase مرحله درگیری در رزم مرحله رزم
color phase فاز رنگ
boost phase مرحله دوم پرتاب موشک مرحله روشن شدن موتورمرحله دوم
six phase circuit مدار شش فاز
solvent phase فاز حلال
stationary phase فاز ساکن
assault phase مرحله هجوم
systolic phase دوره انقباضی قلب
terminal phase مرحله اخر مسیر حرکت موشک
termination phase مرحله پایانی
design phase فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
phase modulation تلفیق فازی
three phase line خط سه فازه
two phase current جریان دو فاز
two phase current جریان دوفازه
two phase generator تناوب گر دو فازی
two phase generator ژنراتور دو فاز
two phase machine ماشین دو فازه
two phase mains شبکه دو فاز
two phase meter کنتور دو فاز
two phase motor موتور دو فاز
two phase region ناحیه دو فازی
two phase system شبکه یا سیستم دو فاز
three phase connection اتصال سه فازه
phase conductor فازهادیجریانبرق
to phase out their activities فعالیت های خود را به تدریج قطع کردن
two phase connection اتصال یا مدار دو فازه
two phase commit ن میشود که هر مرححله تراکنش صحیح است و معتبر , پیش از برخورد با تغییرات پایگاه داده ها
two phase circuit مدار دو فازه
three phase machine ماشین سه فازه
three phase motor موتور سه فاز
three phase rectifier یکسو ساز سه فازه
three phase starter راه انداز سه فاز
three phase switch کلید جداکننده سه فاز
three phase switch ترنرسه فاز
three phase synchroscope سنکروسکپ سه فاز
three phase system سیستم سه فاز
three phase system شبکه سه فاز تاسیسات سه فاز
three phase transformer ترانسفورماتور سه فاز
three phase winding سیم پیچی سه فازه
two phase field میدان دو فاز
two phase alternator مولد دو فازه
two phase armature ارمیچر دو فازه
phase difference اختلاف مراحل عملیات
lead of phase پیش افتادگی فاز
lag of phase تاخیر فاز
phase angle زاویه فاز
phase controller ماشین تنظیم فاز
phase advancer ماشین تنظیم فاز
phase inverter لامپ واژگونه ساز
internal phase فاز درونی
intermediate phase فاز میانی
phase splitter فاز شکاف
phase displacement اختلاف فاز
inflight phase مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
in phase vectors بردارهای هم فاز
phase space فضای فازی
phase space فضای فاز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com