English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 98 (8 milliseconds)
English Persian
physical handicap معلولیت جسمانی
Other Matches
handicap مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap معلولیت
handicap نقص
handicap مانع
handicap امتیاز دادن اشکال
handicap اوانس
handicap امتیاز به طرف ضعیف دربازی
free handicap مسابقه با امتیاز تعادلی برای اسبها
handicap spot مهرهتعادلی
sensory handicap معلولیت حسی
perceptual handicap ناتوانی ذهنی
highweight handicap مسابقه اسبدوانی با امتیازمتفاوت وزن
handicap stake مسابقهای که مبلغ شرطبندی از صاحبان اسبهاست
experimental free handicap دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
Poor eyesight is a handicap to a scientists progress . ضعف بینایی مانع پیشرفت یک دانشمند است
physical فیزیکی
physical ماده جامدی که قابل لمس است
physical طبیعی
physical فیزیکی مربوط به تاسیسات
physical مادی
physical جسمانی
physical مادی جسمانی
physical بدنی
physical مربوط به استفاده از تماس یاخشونت بدنی
physical پایین ترین لایه استاندارد شبکه ISO/OSI
physical توان و رسانه ارسال سیگنال را بیان میکند
physical ترتیب فعلی کابلها در شبکه
physical آدرس حافظه که مط ابق با محل حافظه سخت افزاری در رسانه حافظه است
physical سازمان دهی و ساختار پایگاه داده ذخیره شده
physical حافظه مناسب در کامپیوتر
physical که قوانین نرخ بیت
physical state حالت فیزیکی
physical security امنیت فیزیکی
physical security حفافت تاسیسات
physical security تامین تاسیسات
physical therapy تن درمانی
physical record همه اطلاعات از قبیل داده کنترل برای رکورد ذخیره شده در سیستم کامپیوتری
physical record بیشترین واحد داده که در یک عملیات قابل ارسال باشد
physical profile براوردبنیه کلی بدنی یاقدرت بدنی و کارایی
physical movement حرکت جسمانی
physical movement حرکت بدنی
physical psychological تنی- روانی
physical psychological جسمی- روانی
physical quantity کمیت فیزیکی
physical record مدرک مادی
physical profile نیمرخ بدنی
physical therapy ورزش درمانی
physical constant ثابت فیزیکی [فیزیک]
physical appearance منظر بدنی
physical device ابزار مادی
physical connection اتصال مادی
physical jerks تمرینفیزیکی
physical map نقشهفیزیکی
physical record رکورد فیزیکی
physical science خیمشناسی
physical science علوم طبیعی
physical science دانش مادی
physical unit واحد فیزیکی
physical education تربیت بدنی
physical chemistry شیمی فیزیک
physical characteristics مشخصات زمین خصوصیات بدنی
physical characteristics خصوصیات زمین
physical change تغییرات فیزیکی
physical capital سرمایه غیرپولی
physical capital سرمایه فیزیکی
physical anthropology انسان شناسی جسمانی
physical analysis جداسازی ذرات خاک از نظر قطر دانه ها به روش فیزیکی
physical analysis تجزیه فیزیکی
extra physical بیرون ازقواعدطبیعی
emotional and physical روحی وبدنی
emotional and physical امور عاطفی و بدنی
physical sciences علوم طبیعی
physical coercion اجبار مادی
physical constant ثابتهای فیزیکی
physical constraints محدودیتهای فیزیکی
physical medicine درمان بدنی و توان بخشی
physical medicine طب توان بخشی
physical inspection بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
physical format قالب بندی فیزیکی
physical fitness امادگی عمومی جسمانی
physical fitness امادگی جسمانی
physical exercise تمرین ورزشی
physical design طرح فیزیکی
physical exercise تمرین بدنی
physical exercise ورزش
physical dimension بعد مادی
physical drive دیسک گردان فیزیکی
physical aptitude test ازمون استعداد جسمانی
physical element of crime عنصر مادی جرم
iranian physical society انجمن فیزیک ایران
marginal physical product محصول فیزیکی نهائی
physical capacity for marriage قابلیت صحی برای ازدواج
physical motor pool پارک موتوری ساختمان دار پارک موتوری تاسیسات دار
marginal physical product of capital محصول فیزیکی نهائی سرمایه
marginal physical product of labor محصول فیزیکی نهائی کار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com