Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
plain carbon steel
فولاد کربن غیرالیاژی
Search result with all words
plain carbon tool steel
فولاد ابزار غیرالیاژی
Other Matches
carbon steel
فولاد کربن یا فولاد سخت
medium carbon steel
فولادباکربن متوسط
high carbon steel
فولاد با کربن زیاد
high carbon steel
فولادی با میزان کربن 5/0%تا 50/1%
plain
میدان
plain
غیر رسمی جلگه
plain
ساده پوست کنده
plain
تخت
plain
لباس غیرنظامی
plain
پهن
plain
مسطح
plain
صاف برابر
plain
واضح
plain
اشکار
plain
رک وساده
plain
ساده
plain
جلگه
plain
دشت هامون
plain
دشت
plain
شکوه کردن
plain
شکوه
plain
هموار
plain
بدقیافه
plain
میدان یا محوطه جنگ
carbon
الماس بیفروغ
carbon
C :symb
carbon
ذغال
carbon
ذغال خالص
carbon
کربن
plain flour
آردخالص
plain chocolate
شکلاتخالص
plain pole
پایهمسطح
abyssal plain
جلگهژرف
flat plain
دشت هموار
plain spoken
رک گو
strand plain
کران دشت
plain concrete
بتن غیرمسلح
plain washer
واشر تخت
plain vertical
سطح افق
plain vertical
خط افق
plain weave
بافت ساده
flood plain
دشت سیلابی
in plain english
پوست کنده
in plain english
به انگلیسی ساده
outwash plain
آبشستهشدهبینمک
plain weave
پارچه ساده بافت
plain text
متن واضح و اشکار
plain dealing
بیرپا
plain dealing
درست
plain dealing
معامله راست حسینی راست باز
plain dealing
سودای درست
plain dealing
بازی
plain dealing
راست
plain coordinates
مختصات مسطحه
plain coordinates
مختصات افقی
plain bearing
یاتاقان تخت
plain bearing
یاتاقان ساچمهای
plain component
متن یا قسمت کشف یک پیام رمز
plain concrete
بتن معمولی
plain dress
لباس غیر نظامی
plain flap
فلپ ساده
plain flap
فلپی که لایه فراربال را تشکیل میدهد
plain text
متن کشف
plain text
پیام کشف
plain spoken
بی پرده
plain spoken
یر راست
plain spoken
رک
plain sailing
پیشرفت بدون مانع
plain rib
تیغه ساده
plain paper
کاغذ بی نقش
plain paper
کاغذ ساده
plain hearted
بی تزویر
plain hearted
ساده دل
plain grinder
دستگاه چرخ سمباده مدور
plain concrete
بتن بدون ارماتور
plain weave
بافت حصیری
plain speaking
رک گویی
plain weave
بافت ساده زیر و رو
[معمولا قسمت گلیم بافت فرش را به این صورت می بافند.]
as plain as a pikestaff
<idiom>
مثل شیربرنج
[قیافه]
plain-clothes
غیر نظامی پوش
plain-clothes
ساده پوش
plain clothes
غیر نظامی پوش
plain clothes
ساده پوش
plain design
طرح کف ساده
plain design
طرح بدون نقش و نگاره
carbon monoxide
منواکسید کربن
carbon paper
کاغذ کاربن
carbon copy
کپی نسخه غیراصل
carbon tracking
باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
carbon tape
نوارکاربنی
carbon seal
وسیلهای مقاوم در برابرگرما که در موتورهای توربینی برای جلوگیری ازخروج یا نشت روغن ازمحفظه یاتاقان بکار میرود
carbon ribbon
ریبون پلاستیکی نازک با جوهر مشکلی که در چاپگر استفاده میشود
carbon ribbon
نوار کاربنی
carbon copy
ورق کاربن
carbon resistor
مقاومت کربنی
carbon copy
رونوشت
carbon rheostat
رئوستای کربنی
tertiary carbon
کربن نوع سوم
tertiary carbon
کربن 3 درجه
active carbon
کربن فعال
gas carbon
ذغال قرع
activated carbon
ذغال فعال شده
cored carbon
کربن هسته دار
activated carbon
کربن فعال شده
secondary carbon
کربن نوع دوم
secondary carbon
کربن 2 درجه
hydro carbon
ترکیب هیدروژن و کربن
primary carbon
کربن نوع اول
primary carbon
کربن 1 درجه
sugar carbon
زغال قند
acetylenic carbon
کربن استیلنی
decolorizing carbon
ذغال رنگ زدا
carbon copy
رونوشت کاربنی
anomeric carbon
کربن انومری
carbon brush
زغال کربنی
carbon black
دوده
carbon copies
رونوشت کاربنی
asymmetric carbon
کربن بی تقارن
carbon dioxide
گازکربنیک
carbon microphone
میکروفون زغالی
carbinol carbon
کربن کربینول
carbon dioxide
دی اکسید کربن
be a carbon copy
<idiom>
دقیقا مثل دیگری بودن
battery carbon
زغال باتری
carbon fixed
کربن ثابت
carbon dating
اندازهگیریسنچیزیبااستفادهازمیزانرادیواکتیویتهآن
carbon arcwelding
جوش قوسی بوسیله کربن
carbon copies
کپی نسخه غیراصل
carbon free
کربن ازاد
carbon free
ذغال ازاد
carbon holder
پایه کربن
carbon disk
قرص زغالی
carbon copies
رونوشت
carbon deposite
لایه کربن
carbon cycle
سیکل کربن
carbon contact
کنتاکت کربنی
carbon copies
ورق کاربن
carbon fixed
ذغال ثابت
carbon cell
پیل کربنی
carbon brush
ذغال
plain gypsum lath
[توفان سنگ و گچ مسطح]
In simple (plain) English.
به انگلیسی ساده
Plain food (dress).
غذا ( لباس ) ساده
balanced plain weave
بافت ساده یک رو یک زیر
plain milling cutter
دستگاه فرز غلطکی
plain clothes man
کاراگاه یا ماموردیگرشهربانی که لباس غیرنظامی می پوشد
balanced plain weave
گلیم باف فرش
regular weave
[plain]
بافت معمولی و ساده
This is plain highway robbery .
این که اسمش لخت کردن است ( پول زیادی گرفتن )
He's a carbon copy of his father.
کپی پدرش است.
to trap something
[e.g. carbon dioxide]
چیزی را گرفتن
[جمع کردن]
[برای مثال دی اکسید کربن ]
iron carbon alloy
الیاژ اهن و کربن
iron carbon diagram
نمودار اهن- کربن
zinc carbon cell
پیل روی- زغال
crater in positive carbon
گودی کربن مثبت
blind carbon copy
در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
coolant: carbon dioxide
سردکنندهدیاکسیدکربن
zinc carbon cell
پیل لکلانشه
carbon battery plate
صفحه باتری کربنی
carbon chain polymer
بسپار زنجیر کربنی
carbon dioxide therapy
درمان با انیدرید کربنیک
carbon filament lamp
لامپ با افروزه کربنی
carbon pile regulator
نافم کربنی
carbon arc welding
جوشکاری با جرقه کربن
carbon zinc cell
پیل اولیه قابل حمل
arc lamp carbon
کربن لامپ قوسی
single button carbon microphone
میکروفون تک زغالی
double button carbon microphone
میکروفون دو زغالی
carbon dioxide gas coolant
سردکنندهیگازدیاکسیدکربن
carbon pile voltage regulator
تنظیم کننده ولتاژ زغالی
ultra high carbon steels
فولادهای فرا- پر- کربن
carbon arc lead burning
جوش سرب با جرقه کربن
steel
پولادین
steel
شمشیر پولادی
steel
پولادی کردن
steel
فولاد
steel
پولاد
steel
اب فولاددادن
steel
مانندفولاد محکم کردن
steel
محکم استوار
steel industries
صنایع فولادی
wrought steel
فولاد نرم
steel to plastic
فولاددرپلاستیک
refined steel
فولاد مصفا
steel cap
خود
steel bar
میلهایفلزی
copper to steel
مسفولادی
sharpening steel
فولادتیز
steel pen
خودکارفلزی
steel spring
فلزفولادی
tungsten steel
فولاد تنگستن دار
toll steel
فولاد ابزار
to steel one'sheart
سنگدل شدن
steel blue
رنگ ابی فولادی
steel cap
کلاه فولادی
steel casting
پروفیل فولادی ریخته گری
steel chimmey
دودکش فولادی
steel construction
ساختمان فولادی
steel pipe
لوله فولادی
steel dam
سد فولادی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com