English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (4 milliseconds)
English Persian
planing hull بدنه قایق که در سرعت زیاداز اب بیرون می اید
Other Matches
planing افقی سطح افق افقی کردن
planing هواپیما
planing رنده کردن
planing با رنده صاف کردن
planing صاف کردن پرواز
planing جهش شبیه پرواز سطح تراز
planing هموار
planing صاف مسطح
planing صفحه
planing سطح مستوی
planing مسطح
planing رویه هموار
planing رنده
planing صاف هواپیما
planing یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
planing سطح تراز مسطح
planing سطح هموار
planing سطح صاف
planing tool قلم
planing machine ماشین کندگی
planing tool اسکنه
hull down قرار دادن تانک تالوله پشت حفاظ
hull down بدنه پشت حفاظ
hull down زیر افق
hull down از مسافتی که فقط عرشه کشتی پیداست
hull ولگردی کردن
hull بدنه کشتی
hull پوست کندن
hull لاشه کشتی
hull خانه رعیتی تنه کشتی
hull کلبه
hull پوست میوه یابقولات
hull قشر
hull پوست
hull بدنه
hull جدار
hull بدنه قایق
hull بدنه یک هواپیمای دریایی
hull بدنه کشتی یا دهلیزهای ان
hull بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
planing iron grinder دستگاه تیزکننده تیغه رنده
pressure hull بدنه ضد فشار
the ship is hull down کشتی چندان دوراست که تنه ان پیدا نیست
hull column پایه بدنه
hull speed حداکثر سرعت نظری قایق
hull insurance بیمه بدنه
hull defilade تا ارتفاع لوله در پشت حفاظ قرارگرفتن
hull defilade سنگر گرفتن تانک
displacement hull قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
hull sonar سوناربدنهکشتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com