English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (6 milliseconds)
English Persian
plea agreement توافق مدافعه
Other Matches
This is against our agreement. [This is contrary to our agreement] این بر خلاف قرارداد ما است.
plea دادخواست
under the plea of بعنوان به بهانه
plea دفاع خوانده در برابر ادعای خواهان
plea مدافعه
plea پاسخ دعوی
plea ادعا
plea وعده مشروط
plea پیشنهاد
plea تقاضا استدعا
plea منازعه
plea مشاجره مدافعه
plea بهانه
plea عذر
cop a plea <idiom> دردادگاه مقصراعلام شدن
plea in abatement دفاعی که باعث معلق ماندن یابه تعویق افتادن دعوی خواهان شود
sham plea دفاع ناموجه
sham plea دفاع پوچ
plea of tender اعلام امادگی خوانده به ادای دین خواهان در دادگاه
plea of accused مدافعات متهم
special plea دفاع خاص
plea bargain توافق مدافعه [حقوق]
plea of accused دفاع متهم
plea deal [between Prosecution and Defense] توافق مدافعه [بین دادستان و وکیل دفاع]
unless otherwise agreement مگر به ترتیب دیگری توافق شده باشد
come to an agreement موافقت پیدا کردن
come to an agreement توافق حاصل کردن
to off an agreement قصد خود را برای الغای قراردادی اگاهی دادن
in agreement with somebody با کسی موافقت داشتن
agreement معاهده و مقاطعهء توافق
agreement موافقتنامه
agreement توافق
agreement قراداد
agreement قرارداد
agreement مطابقهء نحوی
agreement قرار قبول
agreement سازش
to come to an agreement موافقت پیداکردن
to come to an agreement یکدل شدن توافق حاصل کردن
agreement موافقت
agreement پیمان
agreement موافقت نامه
unilateral agreement قرارداد یک جانبه
written agreement قولنامه
wage agreement موافقت نامه دستمزد
wage agreement قرارداد دستمزد
verbal agreement موافقت شفاهی
trade agreement موافقت نامه تجاری
trade agreement موافقتنامه تجارتی
unilateral agreement توافق یک جانبه
written agreement موافقت نامه پیمان نامه
reach an agreement به توافق رسیدن
frame agreement چهارچوب توافق [حقوق]
master agreement چهارچوب توافق [حقوق]
skeleton agreement چهارچوب توافق [حقوق]
outline agreement چهارچوب توافق [حقوق]
basic agreement چهارچوب توافق [حقوق]
basic agreement توافق اولیه
frame agreement توافق اولیه
master agreement توافق اولیه
skeleton agreement توافق اولیه
outline agreement توافق اولیه
gentlemen's agreement قول جوانمردانه
agreement area سطح مورد قرارداد
extension of the agreement تمدید مدت قرارداد
gentelmen's agreement کلیه توافقهایی که مستند به اسنادرسمی و امضا شده نباشد
gentlemen's agreement قرارداد شفاهی
gentlemen's agreement قول مردانه
gentlemen's agreement موافقت شرافتمندانه
implicit agreement موافقت ضمنی
gentelmen's agreement موافقتنامه دوستانه
labor agreement موافقتنامه کار
labor agreement قرارداد کار
executive agreement موافقتنامه اجرایی موافقتنامه قابل اجرا
enter into an agreement قراردادی را منعقد کردن
agreement coefficient ضریب توافق
agreement of arbitration قرارداد داوری
agreement of arguments توافق نشانوندها
arbitration agreement موافقت نامه داوری
clearing agreement موافقتنامه بازرگانی بین دوکشور
collective agreement توافق جمعی
commodity agreement تثبیت مشترک قیمت فروش
commodity agreement موافقتنامه کالا
concessionary agreement امتیاز نامه
lease agreement قرارداد اجاره
letter of agreement موافقتنامه
mutual agreement توافق طرفین
reciprocal agreement توافق دو جانبه
to enter into an agreement پیمان یا قراردادی منعقد کردن
to fly away from an agreement پیمان شکنی کردن
quota agreement موافقت سهمیه
reciprocal agreement قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
private agreement قرارداد خصوصی
to fly away from an agreement نقض عهدکردن
arbitration agreement توافق بر حکمیت
swap agreement موافقتنامه مبادلات ارزی قرار معاوضه ارزی
special agreement قرارداد ویژه
tenency agreement اجاره نامه
preliminary agreement قولنامه
potsdom agreement تاکید وتشریح کردند
potsdom agreement موافقتنامه پوتسدام موافقتنامه منعقده بین امریکاو شوروی و انگلیس پس ازپایان جنگ جهانی دوم به سال 5491 که در ان سه دولت خط مشی خود را نبست به المان اشغال شده
mutilateral agreement موافقت چند جانبه
reciprocal agreement قرارداد دو جانبه
bretton woods agreement موافقت نامه برتن وودز
Lease (rental) agreement. اجاره نامه (قرار داد اجاره )
european monetary agreement موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
To conclude an agreement (contract). قراردادی بستن
The rental agreement has exprired. تاریخ قرارداد اجاره سر آمده است
The party to the contract (agreement). طرف قرارداد
agreement on partial payments توافق در پرداخت های قسطی
agreement water rate نرخ قراردادی اب
dangerous goods by road agreement موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
enewal of contract by tacit agreement تجدید توافق بر اساس توافق ضمنی
He closed the door against the peace agreement. تمام درها را بروی موافقتنامه صلح بست
An open - dated agreement ( contract) . قرارداد بدون مدت
general agreement on tariff & trade (gat موافقت نامه عمومی تعرفه وتجارت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com