English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 172 (9 milliseconds)
English Persian
plumb lines شاقول
plumb lines خط عمودی
plumb lines ریسمان شاغول
plumb lines خط قائم
Other Matches
plumb شاقولی افتادن
plumb عمودبودن
plumb با شاقول ازمودن
plumb سرب
plumb عمق پیمودن عمودی قرار دادن
plumb باسرب مهر وموم کردن
plumb لوله کشی کردن
plumb درست عینا
plumb : راست بطور عمودی
plumb گلوله سربی
plumb شاقول عمودی
plumb :ژرف پیما
plumb شاغول
plumb شاغول بنایی
plumb سطح شاغولی
out of plumb غیر عمودی
out of plumb کج
plumb ژرف یابی کردن
out of plumb اریب ناراست
plumb عمودا
plumb شاقول
plumb سطح قائم صفحه شاغول
plumb bob شاقول [ابزار] [ساخت و ساختمان]
plumb line شاقول
plumb line ریسمان شاغول
plumb line خط قائم
plumb line خط عمودی
plumb bob وزنه سربی
plumb bob شاغول
plumb point نقطه شاغولی دوربین هواپیمادر لحظه عکس برداری
plumb rule ریسمان کار یا شاقولی که روی تختهای اویزان باشد تخته کار
plumb rule خط کش معماری
plumb bob گلوله شاقول
by-lines خط فرعی راه اهن
by-lines کار یاشغل اضافی وزائد
outside lines خطوط حمله
lines خط دار کردن
by-lines خط دوم یافرعی
lines : خط
lines استرکردن
lines پوشاندن
lines خط
lines طناب خط
lines خط صف
lines صفی در خط
lines در سمت
lines سیم
lines جبهه جنگ
lines لوله منفردی در سیستم سیالات
lines ترازکردن
lines اراستن
lines بخط کردن
lines سطر
lines ردیف
lines رشته بند
lines ریسمان
lines رسن
lines طناب سیم
lines جاده
lines دهنه
lines لجام
lines : خط کشیدن
lines خط انداختن در
lines رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
lines رشته
lines لاین
lines اتصال فیزیکی به ارسال داده
lines خط زدن
lines محصول
lines شعبه
lines نسب
lines طرز
lines حدود رویه
stream lines خطوط جریان
open lines خطوط باز شطرنج
hard lines سختی
papillary lines خطهای برجسته انگشتها
guide lines خط مشیها
guide lines دستورالعملها
grid lines خطوط شبکه
ghost lines نوارهای فسفردار
isostatic lines خطوط ایزواستاتیک
lines of force خطوط قوا
marriage lines گواهی نامه عروسی
load lines علایم بارگیری
lines of force خطوط نیرو
hard lines بدبختی
passage of lines عبور از خط
inside lines خطوط حمله شمشیربازی
lines man سرباز صف
lines of communication خطوط مواصلاتی
passage of lines عبور کردن ازخط یک یکان دیگر
read between the lines <idiom> پیدا کردن مفهوم ضمنی
voltage between lines ولتاژ بین خطوط
curvature lines خطوط مدور
suspension lines خطوطآویزان
lines of longitude خطوططولجغرافیایی
lines of latitude خطوطعرضجغرافیایی
fuel lines خطوطسوخت
hot lines خط تلفنی بیست و چهار ساعته
two parallel lines دو خط موازی
curvature lines خطوط منحنی
to read between the lines معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن
striped lines خطوط راه راه [همچون نقش محرمات]
stepped lines خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
retrace lines خطهای بازگشتی
return lines خطهای بازگشتی
side lines محوطه بیرون از خط کناری
spectral lines خطوط طیفی
lazy lines سفیدک [رشته تارهای نخ پود که در پشت فرش آزاد بوده و جزء گره قرار نگرفته اند.]
symmetry lines خطوط تقارن
hot lines تلفن قرمز
picket lines خط دستکها
party lines خط مشترک
party lines مرز مشترک
party lines خط دستهای
clothes lines ضبه زدن و انداختن حریف
branch lines شاخه
main lines نهر اصلی
main lines نهر مادر
main lines کانال اصلی
main lines خط اصلی
punch-lines لب مطلب
punch-lines جمله اساسی واصلی
absorption lines طیف جذبی
party lines خط خصوصی تلفن
power lines خط جریان قوی
branch lines خط فرعی
picket lines خط پرچین
picket lines خط نرده ها
picket lines صف کارگران اعتصابی
production lines خط تولید
assembly lines تیمار خط
assembly lines دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines خط مونتاژ
assembly lines خط کلی
assembly lines خط تولید
absorption lines خطوط دراشامی
active lines خطهای فعال
adjacent lines خطهای مجاور
front lines خطوط جلو جبهه
equipotential lines خطوط هم پتانسیل
extension lines خطوط دنباله
floating lines خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
floating lines خطوط مواج عکس هوایی
flow lines خطوط جریان
flying lines لولههای متحرک
frapping lines طناب تعادل کمکی ناو
fraunhofer lines خطوط فرانهوفر
front lines خط مقدم جبهه
front lines خطوط مقدم
drawing lines خط کشی
contour lines خط هم ارتفاع
contour lines خطوط میزان منحنی
cotidal lines خطوط هم مد
cotidal lines خطوط مدیکسان
dark lines خطوط تاریک
buttock lines نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
boundry lines خطوط اطراف زمین والیبال
balmer lines خطوط بالمر
dedicated lines خطوط اختصاصی
contour lines منحنی تراز
microwave transmission lines خطوط انتقال ریزموج
equal cost lines خطوط هزینه برابر
emission spectrum lines خطوط نشری
magnetic lines of force خطوط قوای مغناطیسی
magnetic lines of force خطوط نیروی مغناطیسی
chisel marking fine lines پرداز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com