English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (5 milliseconds)
English Persian
pneumatic tools اسبابهای بادی
Other Matches
tools در سیستم کامپیوتری
tools مجموعه برنامههای کاربردی
tools اسباب کار
tools ابزار
assembly tools ابزار مونتاژ
precision tools الات دقیق
types of tools انواعابزار
machine tools ابزار ماشینی
development tools ابزار توسعه
drawing tools مجموعه توابع در برنامه نقاشی که به کاربر امکان رسم میدهد. و به صورت نشانه هایی در میله ابزار فاهر میشود و شامل رسم دایره
drawing tools خط و رسم آزاد است
plumbing tools لوازم لولهکشیخانه
pipe tools وسایلپیپ
electrician's tools ابزارسیمکشی
cleaning tools ابزارتمیزکننده
tools of research وسایل تحقیقات
pioneer tools وسایل حفاری و تهیه استحکامات وسایل مهندسی حفاری
pc tools deluxe پی سی تولز دولوکس
pneumatic گازی
pneumatic لاستیک بادی
pneumatic پرباد کار کننده باهوای فشرده دارای چرخ یا
pneumatic هوادار
pneumatic هوایی
pneumatic بادی
pneumatic بافشار گاز وسایلی که با فشارگاز یا هوا کار می کنند
pneumatic با فشارهوا
pneumatic پنوماتیکی
tools of monetary policy ابزار سیاست پولی
tools of fiscal policy ابزار سیاست مالی
program development tools ابزار توسعه برنامه
wooden modelling tools ابزارچوبیفرم دهنده
pneumatic armlet بازوبندبادی
pneumatic tube لاستیک اتومبیل
pneumatic tire لاستیک بادی
pneumatic caisson صندوقه تحت فشار
pneumatic chamber اتاقک فشارسنج
pneumatic disatch بردن بستههای امانتی بالوله بوسیله هوای فشرده
pneumatic drill مته هوایی
pneumatic drill مته خشک
pneumatic dunnage جعبه ها و محفظههای لاستیکی بار
pneumatic fender دفرای بادی
pneumatic rodding فنر گذرانی با هوا
pneumatic riveting پرچکاری بادی
pneumatic press پرس بادی
pneumatic hammer چکش بادی
A bad workman always blames his tools. <proverb> کارگر بد همیشه از وسایلش غیبجویى مى کند.
Those who play with edged tools must expect to be . <proverb> کسى نه با وسائل تیز بازى مى کند باید انتظار بریده شدن دستش را داشته باشد .
A wise man avoids edged tools. <proverb> آدم عاقل از چیز تیز پرهیز مى کند .
pneumatic-tyred guide wheel عملیاتبادتایرچرخ
pneumatic-tyred running wheel چرخشبادبایرچرخ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com