Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
poison-pen letter
نامهایکهحاویخبریناخوشایندباشد
Other Matches
poison
زهر
to take poison
زهر خوردن
poison
مسموم کردن چیز خور کردن سم
poison
زهر دادن
poison
مسموم کردن
poison
زهرالود سمی
poison
شرنگ
poison
سم
poison berry
مرگ ماهی
poison pen
نامه بی امضاء وتوهین امیز
poison pen
نوشته غرض الود
they a his death to poison
مرگ اورا ازخوردن زهرمی دانند
poison oak
پیچک سمی امریکایی
poison hemlock
شوکران یونانی
poison ivy
پیچک سمی امریکایی
poison oak
سماق سمی
poison gas
گاز سمی
poison sumac
سماق سمی امریکایی
The poison took effect after one hour.
زهر پس از یکساعت اثر کرد اما حرفم در او اثر نداشت.
He commited suicide by taking poison.
با خوردن زهر خود کشی کرد
Get the letter to him . Have the letter handed to him.
نامه را بدستش برسان
i wrote letter a letter
هی کاغذ نوشتم
i wrote letter a letter
چندین کاغذ پشت سرهم نوشتم
Read out the letter. Read the letter aloud.
نامه را بلند بخوان
d. letter
حرفی که درسالنامه دلالت برروز یک شنبه میکند
to the letter
<adv.>
کلمه به کلمه
to the letter
<adv.>
نکته به نکته
letter of a
اطلاع نامه
letter of a
اگاهی نامه
letter no
نامه شماره 5
to the letter
طابق النعل بالنعل
to a. letter
فرستادن
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
to the letter
<idiom>
طبق قانون
to the letter
<adv.>
مو به مو
letter for letter
<adv.>
نکته به نکته
letter
نوشته
letter
حرف
letter
نویسه
letter
سند
letter
حرف چاپی
letter
نامه
letter
معرفی نامه
letter
مراسله
letter
باحروف نوشتن باحروف علامت گذاشتن اجازه دهنده
letter
معرفت دانش
letter
کاغذ ادبیات
letter
حرف الفباء
letter for letter
<adv.>
مو به مو
letter
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter for letter
<adv.>
کلمه به کلمه
letter
حروف ارسالی به چندین آدرس با نام بدون تغییر در متن
letter
اثارادبی
take this letter to the post
این نامه راببرید به پستخانه
the letter is urgent
نامه فوری است
the letter of the law
نص یا لفظ شریعت
letter sheet
نامه تمبردار پستی
letter writer
کتاب
letter testamentary
تصدیق انحصار وراثت
the letter of the law
عبارت قانون
letter weight
کاغذ نگاه دار
omission of a letter
انداختن یا حذف یک حرف
the original letter
عین نامه
to readdress a letter
عنوان نامهای را عوض کردن
small letter
حرف ریز
send a letter
کاغذ بدهید
nundinal letter
حرفی برای نامیدن هریک ازهشت روز بازار بکار میرفت
letter writing
نامه نگاری
letter writer
نامه نویس
letter writer
نامه نگاری
the letter of the law
لفظ یا نص قانون
letter writer
کاغذ نویس
recredential letter
recredential
red letter
با حروف قرمز
red letter
مربوط به روزهای تعطیل و اعیاد مخصوص ایام خوشحالی فراموش نشدنی
referring to your letter of
با اشاره بنامه .......عطف بنامه ....... راجع بنامه .......
repetitive letter
یات آدرس
scarlet letter
حرف A برنگ سرخ که روی سینه زناکاران نصب میشده
sea letter
سند بیطرفی کشتی
registered letter
نامه سفارشی
send a letter
نامهای بفرستید
letter shift
مبدله حروف
near letter quality
خروجی چاپ شده توسط چاپگرهای نقطه ماتریسی که به اندازه خروجی چاپگرهای با کیفیت حروف عالی خوانانمیباشد
under cover of letter no
ضمن نامه شماره
letter of dismissal
انفصال
letter of reference
توصیه نامه
letter of reference
معرفی نامه
to kern a letter
فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
letter of attorney
اجازه نامه
letter of attorney
اختیار نامه
I read through the letter.
من این نامه را کاملا میخوانم.
letter of dismissal
بطلان
letter of dismissal
الغا
letter of dismissal
انقضا
letter of dismissal
خاتمه
letter of dismissal
رها سازی
letter of dismissal
متارکه
letter of dismissal
ترک
letter of attorney
وکالت نامه
He signed with the letter
امضاء با حرف او
letter opener
سرنامهبازکن
letter-bombs
بمب نامهای
letter-bomb
بمب نامهای
four-letter words
واژهی قبیح
four-letter words
واژهیچهار حرفی
four-letter word
واژهی قبیح
four-letter word
واژهیچهار حرفی
chain letter
نامهی زنجیری
letter scale
مقیاسنامهها
To mail a letter.
نامه ای رابه پست انداختن
I have just received your letter.
کاغذت تازه به دستم رسیده است
Has a letter arrived for me?
آیا برای من نامه ای رسیده است؟
The letter is well typed .
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
I had a letter from my father .
از پدرم کاغذ داشتم
The letter is addressed to you .
نامه بعنوان شما نوشته شده است
This letter has been tampered with .
در این نامه دست برده شده
The letter is in his own handwriting .
نامه بخط خودش است
Letter of recommendation.
توصیه نامه
with reference to letter no
با اشاره بنامه شماره ....عطف بنامه .......نسبت بنامه ......
letter of attrney
وکالتنامه
letter missive
امر نامه
letter head
کاغذیکه نشان چاپی دارد
letter head
سر کاغذ
letter founder
حروف ریز
letter de chancellerie
نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
letter de chancellerie
نامه رسمی
letter carrier
چاپار
air letter
نامهء مخصوص پست هوایی
letter card
کاغذ پستی تا شده که لبههای چسب دارانرابهم چسبانده به پست میدهند
letter missive
اجازه نامه ابلاغیه
letter missive
امریه
letter of attorney
مدعی
letter of attorney
وکیل
adverting to letter
عطف بنامه
in letter and in spirit
ئر لفظ و در معنی
letter of attorney
نیرو
letter of agreement
موافقتنامه
letter of advice
آگهی
air letter
نامهء هوایی
letter of admission
اقرارنامه
letter drop
صندوق پست
letter box
صندوق پست
i am in receipt of your letter
نامه شما واصل گردید
circular letter
بخشنامه اداری
i am in receipt of your letter
نامه شما به من رسید
circular letter
نامه اداری
computer letter
حرف کامپیوتری
curled letter
کاهوی پیچ
dead letter
قانون منسوخ
blind letter
نامهای که نام ونشان روشن ندارد
drop letter
نامه پست شهری
capital letter
حرف بزرگ
block letter
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
an open letter
نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
letter balance
ترازوی نامه کشی
back letter
گواهی تضمین
letter book
کتاب رونوشت
black letter
حرف سیاه
letter book
رونوشت نامه
block letter
چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ
in letter and in spirit
از حیث نص و معنی هردو
in letter and in spirit
لفظاومعنا
dead letter
نامه غیر قابل توزیع
form letter
فرم نامه
letter perfect
کلمه بکلمه
letter paper
کاغذ نویسی
covering letter
نامه پوششی
letter carrier
نامه رسان پستچی
letter of recommendation
سفارش نامه
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
letter of marque
پروانه دستگیر کردن کشتی بازرگانی دشمن و غارت کردن اتباع ایشان
letter of invitation
رقعه دعوت
letter of invitation
دعوت نامه
letter perfect
جزء بجزء
letter perfect
کاملاوارد
love letter
نامه عاشقانه
repetitive letter
نوشته شده است
letter quality
کیفیت حرفی
letter of recommendation
توصیه نامه
letter quality
چاپ با کیفیت خوب
letter quality
کیفیت حرف
letter press
نوشته وابسته به عکسها
letter press
مواد چاپی
letter perfect
از بر
letter of introduction
معرفی نامه
covering letter
نامه یایادداشتی که همراه اسنادفرستاده میشود و در ان دلیل ارسال اسناد و مطالب دیگر درج میگردد
letter of credit
اعتبار نامه بانکی
letter of credit
برگه اعتبار
letter of credit
اعتبار اسنادی
letter of credit
ورقه اعتبار
letter of credit
اعتبارنامه
letter of credence
credence
letter of credence
اعتبارنامه
action letter
فرم بازرسی ویژه در ردههای بالا
letter of indemnity
ضمانت نامه
letter of even date
نامه همین تاریخ
letter of instruction
دستورالعمل انجام کار
letter of intent
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
covering letter
نامه توضیحی
letter of d ult
مامه سوم ماه گذشته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com