Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (2 milliseconds)
English
Persian
pole changing
تعویض قطب
Search result with all words
pole changing motor
موتور با قطبهای قابل تعویض
pole changing switch
کلید تعویض قطب
Other Matches
changing
تبدیل
changing
تعویض مبادله
changing
چاپ گرفتن از محل هایی که داده باید در آنها تغییر کند
changing
رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changing
نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing
متفاوت ساختن چیزی
changing
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
changing
معاوضه
changing
تغییر دادن تبدیل
changing
دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
changing
تغییر کردن تغییر دادن
changing
تغییر
changing
پول خرد مبادله
changing
عوض کردن تغییردادن
changing
معاوضه کردن خردکردن
changing
تغییر کردن عوض شدن
changing
تغییر دادن
changing
دگرگونی
changing
عوض کردن
short-changing
کلاهبرداری کردن
short-changing
حق کشی کردن
Changing money
تبدیل پول و ارز
He is always chopping and changing.
دائما" از این شاخ به آن شاخ می پرد
short-changing
کش رفتن
short-changing
کمتر پول دادن
short-changing
مغبون کردن
short-changing
گوشبری کردن
frequency changing
تبدیل فرکانس
frequency changing
تعویض فرکانس
changing the goal keeper
تعویض دروازه بان
miners' changing-room
اتاقتغییردهندهجزئی
pole ax
تیر چکش دار
pole ax
تبرزین
pole ax
با تبرچکش کشتن
four pole
چهار قطبی
two pole
دو پل
up the pole
گرفتار در تنگنا واقع شده
pole
چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
pole
نیزه پرش با نیزه
pole
نیش ماگنترون
pole
دسته بلند چیزی
pole
قطب
pole
لهستانی
pole
با تیر یا دیرک محکم کردن
pole
تیردارکردن
pole
تیر چراغ برق
pole
تیر
pole
پایه
pole
قطب دار کردن
pole
دستک
pole
شمع
pole
دکل
pole
قطب باطری
pole
میله پرچم
pole jumping
با گرفتن چوب در دست
rel pole
قطب قرمز
salient pole
قطب برجسته
single pole
چوبدستی تکی اسکی
pole mast
دکل یک تیکه
ridge pole
کش بالای شیروانی
single pole
تک قطب
ridge pole
کش دیرک افقی چادر
pole mast
دیرک یک پارچه
ranging pole
شاخصهای مسافت یابی
positive pole
قطب مثبت
pole piece
قطبک
pole pitch
گام قطب
pole plate
حمال تیر شیروانی که سرلاپه هارا نگاه میدارد
pole shoe
کفشک قطب
pole shoe
کفش قطب
pole sitter
راننده نزدیک به نرده داخلی درمسیر
spinnaker pole
تیری که بادبان 3 گوشه به ان وصل میشود
pole strength
شدت قطب
pole tips
نوکهای قطب
pole vaulter
پرنده با نیزه
pole vaulting
پرش با نیزه
pole of development
قطب توسعه
ski pole
چوبدست اسکی
tent pole
تیر چادر
plain pole
پایهمسطح
pole grip
دستهمتصلبهدست
pole shaft
چوباسکی
pole tip
سرنوکتیزچوباسکی
roof pole
سقفبلند
singles pole
تکپایه
tail pole
کابلخارجی
barber's pole
پایهایکهدر قدیمبیرونمغازهها در بریتانیا استفادهمیشد
barge pole
چیز غیر قابلاعتماد
pole position
جلوتر از همه در صف
[مسابقه]
pole position
آغازگاه
[ستاره شناسی]
[ارتش]
pike pole
کلنگدوسردستهبلند
fluted pole
پایهزهدار
doubles pole
تیردوتایی
tent pole
دیرک چادر
the north pole
قطب شمال
the south pole
قطب جنوب
three pole switch
کلید سه پل
to pole any thing up or down
چیزیرا سوی بالایا پایین هل دادن
tubular pole
دکل لولهای
whisker pole
تیر وصل به دکل برای بادبانی دور از باد
wooden pole
تیر چوبی
wooden pole
دکل چوبی
wound pole
قطب مرکب
ski pole
چوب اسکی بازی
curtain pole
پایهپرده
pole jumping
جست
armature pole
قطب ارمیچر
communicating pole
قطب کمکی
commutating pole
قطب جابجاگری
commutating pole
قطب کمکی
double pole
با دو قطب
double pole
دو قطبی
elevated pole
قطب نافر
elevated pole
قطب راصد
field pole
قطب میدان
flag pole
میله پرچم
consequent pole
قطب فرعی
head pole
تیری که از پشت اسب تاکنارسرش ادامه دارد
anchor pole
دیرک مهار
analogous pole
شبه قطب
North Pole
قطب شمال
South Pole
قطب جنوب
Pole Star
Polaris
Pole Star
ستاره قطبی
Pole Star
جدی
totem pole
تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
pole vault
پرش با نیزه
pole vault
بانیزه پریدن
pole vaults
پرش با نیزه
pole vaults
بانیزه پریدن
internal pole
قطب داخلی
pole horse
اسب نزدیک به لبه داخلی مسیر
main pole
قطب اصلی
negative pole
قطب منفی مغناطیس
neutral pole
قطب خنثی
one pole switch
کلید یک قطبی
pole arc
قوس قطب
pole armature
ارمیچر قطبی
pole changer
تغییردهنده قطبش
pole changer
تعویض کننده قطب
pole charge
خرج دستکی
pole charge
خرج میلهای
pole climber
رکاب
pole climbing
از تیر بالا رفتن
pole horse
اسب کنار مال بند
pole horse
یابوی عصار خانه
negative pole
قطب منفی
magnet pole
قطب اهنربا
magnetic pole
قطب مغناطیسی
liberty pole
چوب پرچم انقلابیون فرانسه وامریکا
pole jumping
پرش با تیر
triple pole switch
کلید سه پل
flage pole position
موقعیت میله پرچمی
free magnetic pole
قطب مغناطیسی ازاد
pole post clamp
ترمینال
horn of pole piece
شاخ قطبک
split pole converter
تبدیل گر با انشقاق قطب
split pole motor
موتور با قطب چاکدار
split pole motor
موتور کمکی
magnetic north pole
قطب شمال مغناطیسی
single pole switch
کلید یک پل
single pole cutout
فیوز تک پل
commutating pole converter
تبدیل گر قطب کمکی
extended pole piece
قطبک دراز شده
commutating pole generator
مولد با قطب جابجاگر
shaded pole motor
موتور با قطب سایه دار
celestial north pole
قطب شمال عالم
magnetic pole sterngth
شدت قطب مغناطیسی
double pole switch
کلید دو پل
communicating pole winding
سیم پیچی قطب کمکی
double pole circuit breaker
دوقطبمدارشکننده
celestial body south pole
قطب جنوب عالم
single pole circuit breaker
مدارتکفطبشکننده
not touch something with a ten-foot pole
<idiom>
تصمیم گیری چیزی به طور کامل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com