English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
post equivalence point پس از نقطه هم ارزی
Other Matches
equivalence point نقطه هم ارزی
equivalence تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
equivalence دروازهای که تابع معادل انجام میدهد
equivalence 1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
equivalence تابع منط قی که وقتی درست است همه ورودی ها مشابه باشند
equivalence تساوی
equivalence هم ارزی
equivalence تعادل
equivalence معادل بودن
equivalence coefficient ضریب هم ارزی
stimulus equivalence هم ارزی محرک
equivalence belief هم ارزانگاری
magnetic equivalence هم ارزی مغناطیسی
coefficient of equivalence ضریب هم ارزی
response equivalence هم ارزی پاسخ
non equivalence function پیاده سازی الکترونیکی تابع NEQ
non equivalence function تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که ورودی ها مثل هم نباشند وگرنه خروجی غلط است
equivalence operation عمل هم ارزی
equivalence relation رابطه هم ارزی
equivalence gate دریچه معادل
equivalence gate دریچه هم ارزی
mass energy equivalence هم ارزی جرم و انرژی
ringer equivalence number شمارهای که باریک وسیله روی شبکه تلفن را مشخص میکند
point to point line خط نقطه به نقطه
point-to-point connection اتصال نقطه به نقطه
point to point network شبکه نقطه به نقطه
0.42 [zero point four two] [zero point forty-two] [forty-two hundreths] صفر ممیز چهار دو [ریاضی]
out post پاسدار پست نگهبانی پاسداری دادن پاسدار صحرایی
post- پست کردن
post- تیر یا میله در مسیر اسبدوانی
post- محل مهاجم محل تیراندازی با تیر و کمان
post- ستون
post- بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
post- دیرک ستون
post- تیر
post- تیرعمودی
post- جرز
post- چوب تقویت
post- مربوط به پست
post- گماردن نگهبان قرار دادن
post- که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
post- ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
post- وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
last post شیپور خاموشی
to post up مطلع کردن کامل دادن به
to post up تکمیل کردن
out post نگهبانی
first post شیپور خبر شبانه
out post نگهبان
Would you post this for me, please? ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟
post پاسگاه
the post has come پست رسید
last post شیپورعزا
ex post واقعی
ex post عملی
ex post بوقوع پیوسته
ex post به اعتبار گذشته
post- وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
post- محل ماموریت موضع
post- پادگان قرارگاه
post مجموعه پستی
the post has come پست امد
the post has come پست وارد شد
post پادگان قرارگاه
post محل ماموریت موضع
post گماردن نگهبان قرار دادن
post مربوط به پست
post چوب تقویت
post جرز
post تیرعمودی
post تیر
post دیرک ستون
post پایگاه
post بدیوار زدن
post نامه رسان پستچی
post چاپار
post پست
post بسته پستی
post سیستم پستی پستخانه
post صندوق پست تعجیل
post عجله
post ارسال سریع پست کردن
post تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
post پست نظامی
post مقام مسئولیت
post شغل
post اگهی کردن اعلان کردن
post پست کردن
post تیر یا میله در مسیر اسبدوانی
post وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
post- پست
post- عجله
post- شغل
post- مقام مسئولیت
post- نامه رسان پستچی
post- مجموعه پستی
post- بسته پستی
post- سیستم پستی پستخانه
post- صندوق پست تعجیل
post- ارسال سریع پست کردن
post- تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
post- پست نظامی
post وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post- پاسگاه
post محل مهاجم محل تیراندازی با تیر و کمان
post- پایگاه
post ستون
post- چاپار
post بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
post ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
post- اگهی کردن اعلان کردن
post که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
post- بدیوار زدن
post binder پوشهپوستی
post strike بعد از تک هوایی
finishing post پستانتهایی
post time زمان شروع اسبدوانی
newel post تیرعمودیپایهنرده
post test پس ازمون
post town شهری که پستخانه مستقل دارد
aiming post شاخصهای نشانه روی
post union اتحاد پستی بین المللی
post-war پس از جنگ
queen post عصا
post processing پس پردازی
centre post قسمتبدونآرایش
post deflection الکترد شتابده ثانوی
post tensioning پیش تنیدگی ناشی از کشش ارماتورهائی که بعد از بتن ریزی تحت کشش قرارگرفته و روی بتن عمل امده و سخت شده اتکاء دارد
post flight بعد از پرواز
post processing پس پردازش
post processor پس پرداز
aiming post شاخص
by return of post با نخستین پست
quota post شغل دایمی
quota post پست دایمی
post lantern فانوسخیابان
kings post شاه دکل
post road جاده پستی
knight of the post کسیکه معاشش ازگواهی دروغ دادن فراهم میشد
post restante پست رستان
post restante پست رستانت
post race مسابقهای که صاحب اسب قبلا نام اسب را ثبت میکند
post property اموال پادگان
post property اموال پادگانی
post processor پس پردارنده
observation post پست دیدبانی
kings post دکل اصلی بار
king post ستون جرثقیل
king post قطر شاغولی میان خرپا
post mill آسیابنصبشده
ring post لبهزمینبوکس
border post ساختمانمرزبانی
post strike بعد از اجرای تک
post script SYSTE ADOBE برای طراحی فاهر صفحات درسیستمهای ریزکامپیوتری ساخته شده است یک زبان شرح صفحه که توسط S
post script مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
post road جاده چاپارخانه دار
binding post پیچ اتصال
king post تیر بزرگ عمودی شیروانی شاه تیر
king post عصا
staging post محلآمادهسازی
Where is the post office? پستخانه کجاست؟
distance post قرارگاهمحلمسابقه
side post قائمه
side post باهو
side post بائو
door post تیرعمودی
door post پایه درب
door post قائمه درب
forward post پست استراق سمع جلو
forward post پستهای دیده ور جلو
send it by post با پست انرا بفرستید
samson post تیر یدک کش قایق
sampson post ستونک شاهین
sampson post پایه شاهین
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
sign post تابلو راهنما
finger post تیر راهنما
finger post تیرپنجه دار راهنمای جاده
ex post saving واقعی
ex post saving پس انداز
ex post facto عطف بماسبق
ex post facto شامل اصول گذشته
take this letter to the post این نامه راببرید به پستخانه
fire post جایگاه اتش نشانی
stern post ستون پاشنه ناو
starting post تیری که در مسابقه دوجای اغاز و حرکت را نشان میدهد
starting post تیرمبدا
to stand to one's post درجایاماموریت خود ثابت ماندن
safety post پایه ایمنی
from pillar to post از این ستون بان ستون
from pillar to post ازیک دربدردیگر
guides post فرمان راهنماها به جای خود
guides post نفر هادی مستقر شوید
corner post محل کرنر
gun post مزغل توپ یا تفنگ
gun post سوراخ محل استقرار لوله توپ
hand post پنجه راهنما
relay post پست رابط پست واسطه
relay post پست رابط ستون
railing post میله نرده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com