Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (8 milliseconds)
English
Persian
primary masses
نقاط مادی اولیه
Other Matches
the masses
دستههای پایین تر
masses
انبوه
the masses
توده
masses
جرم
masses
مراسم عشاء ربانی
masses
انبوه توده
masses
کپه
masses
گروه
masses
جمع
masses
جرم حجم
masses
قسمت عمده
masses
جمع اوری کردن
masses
توده مردم
masses
توده
masses
جمعی
masses
جماعت
masses
مقدار حجم توده کردن قوا
masses
تمرکز قوای جنگی
land masses
کشخر
land masses
خشکسار
land masses
اقلیم
land masses
سرزمین بزرگ
land masses
قاره
unbalanced rolling masses
بارهای غلطان نامتعادل
primary
تنها ایستگاه در شبکه داده که میتواند مسیر انتخاب کند و ارسال کند
primary
وضعیت این ایستگاه موقت است و از یک ایستگاه به دیگری ارسال میکند
primary
کانالی که ارسسال داده را بین دو وسیله بر عهده دارد
primary
خط ارتباط و با کارایی بالا ISDN
primary
که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
primary
1-حافظه کوچک با دستیابی سریع داخلی در سیستم کامپیوتری
primary
که برنامه جاری را ذخیره میکند 2-حافظه اصلی داخل سیستم کامپیوتری
primary
اولین یا ابتدایی یا بسیار مهم
primary needs
نیازهای نخستین
primary
کلمه شناسایی یکتا که یک ورودی از پایگاه داده ها انتخاب میکند
primary
مقدماتی اصلی
primary
اصلی
primary
مقدماتی نخستین
primary
ابتدایی
primary
اولیه
primary
عمده
primary
ورودی
primary
نخستین
primary
ابتدایی مقدماتی
primary reciever
دریافت کننده توپ که هدف اصلی پاس است
primary structure
ساختمان اصلی
primary reinforcement
تقویت نخستین
primary reinforcer
تقویت کننده نخستین
primary standard
استاندارد اولیه
primary storage
حافظه اولیه
primary products
محصولاتی که به عنوان مواد اولیه بکار برده میشود
primary planets
سیارات کبار
primary position
موضع اصلی
primary position
موضع ابتدایی
primary processes
فرایندهای نخستین
primary productivity
فراوردگی نخستین
primary memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
primary products
محصولات اولیه
primary products
محصولات پایه
primary structure
ساختمان اولیه
primary tenses
زمانها یاصلی و گذشته وماضی قریب و ماضی بعید
primary marshalling
راهاولیه
primary mirror
آئینهابتدائی
primary root
ریشهاولیه
primary colour
رنگهایاصلی-قرمز RedسبزGreen آبیBlue
primary material
مواد اولیه فرش
[همچون نخ و رنگ]
primary accused
متهم اصلی
primary covert
پرهایاولیه
primary storage
انباره اولیه
primary track
شیار اولیه
primary track
شیار اصلی
primary treatment
تصفیه نخستین
primary treatment
پاکسازی نخستین
primary winding
سیم پیچ ورودی
primary wire
سیم ورودی
primary zones
نواحی نخستین
white primary
اخذ اراء مقدماتی حزبی
primary memory
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
primary planets
سیارات عمده
primary school
دبستان
primary carbon
کربن نوع اول
primary cell
پیل ساده
primary center
مرکز عمده
primary center
مرکز اولیه
primary circuit
مدار ورودی
primary cluster
تشکیل ورودیهای یک جدول در اطراف یک خانه منفردجدول
primary cognizance
شناختهای اولیه
primary cognizance
تحقیقات اولیه روی یک مسئله
primary coil
پیچک راه انداز
primary colors
رنگهای نخستین
primary carbon
کربن 1 درجه
primary body
جسم اولیه
primary armament
جنگ افزار اصلی
primary schools
دبستان
primary colours
رنگهای اصلی
primary mission
ماموریت اصلی
primary education
اموزش ابتدایی
grounded primary
مدار ورودی زمینی
primary gain
بهره اصلی بیماری
primary alcohol
الکل 1 درجه
primary alcohol
الکل نوع اول
primary amentia
نقص عقل نخستین
primary anxiety
اضطراب نخستین
primary colors
رنگهای اصلی
primary inputs
دادههای اولیه
primary inputs
نهادههای اولیه
primary personality
شخصیت نخستین
primary interest
مسئولیت اصلی
primary interest
هدف توجه اصلی
primary investment
سرمایه گذاری اولیه
primary key
[کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
primary motivation
انگیزش نخستین
primary industries
صنایع اولیه
primary hypertension
افزایش اولیه فشار خون
primary consumers
مصرف کنندگان نخستین
primary group
گروه نخستین
primary emission
صدور اولیه
primary current
جریان ورودی
primary electron
الکترون اولیه
primary drive
سائق نخستین
primary sensory area
ناحیه حسی نخستین
primary mental abilities
تواناییهای عقلی نخستین
gross primary product
تولید ناخالص نخستین
primary mental deficiency
عقب ماندگی ذهنی نخستین
primary process thinking
اندیشیدن در فرایند نخستین
primary cosmic rays
پرتو کیهانی
primary cosmic rays
تابش کیهانی
to act through primary agents
به وسیله پاسخگویان اصلی عمل کردن
primary diagonal
[matrix]
قطر اصلی
[ریاضی]
net primary production
تولید خالص نخستین
primary vowel sounds
صداهای اصلی
primary storage unit
واحد انبارش اولیه
primary consumers: herbivores
گیاهخواران
middle primary covert
پرهایاولیهمیانی
primary projection area
ناحیه فرافکنی نخستین
primary standard grade
خلوص استاندارد اولیه
primary consumers: herbivores
مصرفکنندهاولیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com