English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (7 milliseconds)
English Persian
primary tenses زمانها یاصلی و گذشته وماضی قریب و ماضی بعید
Other Matches
tenses وخیم
tenses تشدید یافتن
tenses عصبی وهیجان زده
tenses زمان فعل تصریف زمان فعل
tenses سفت سخت
tenses ناراحت
tenses کشیده
tenses وخیم شدن
tenses تنیده
sequence of tenses مطابقه زمانها
primary needs نیازهای نخستین
primary کانالی که ارسسال داده را بین دو وسیله بر عهده دارد
primary خط ارتباط و با کارایی بالا ISDN
primary که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
primary 1-حافظه کوچک با دستیابی سریع داخلی در سیستم کامپیوتری
primary که برنامه جاری را ذخیره میکند 2-حافظه اصلی داخل سیستم کامپیوتری
primary اولین یا ابتدایی یا بسیار مهم
primary اصلی
primary وضعیت این ایستگاه موقت است و از یک ایستگاه به دیگری ارسال میکند
primary تنها ایستگاه در شبکه داده که میتواند مسیر انتخاب کند و ارسال کند
primary کلمه شناسایی یکتا که یک ورودی از پایگاه داده ها انتخاب میکند
primary اولیه
primary ابتدایی
primary مقدماتی نخستین
primary عمده
primary ورودی
primary نخستین
primary مقدماتی اصلی
primary ابتدایی مقدماتی
primary motivation انگیزش نخستین
primary reciever دریافت کننده توپ که هدف اصلی پاس است
primary reinforcement تقویت نخستین
primary reinforcer تقویت کننده نخستین
primary standard استاندارد اولیه
primary storage انباره اولیه
primary storage حافظه اولیه
primary mission ماموریت اصلی
primary products محصولاتی که به عنوان مواد اولیه بکار برده میشود
primary products محصولات پایه
primary personality شخصیت نخستین
primary planets سیارات عمده
primary planets سیارات کبار
primary position موضع اصلی
primary position موضع ابتدایی
primary processes فرایندهای نخستین
primary productivity فراوردگی نخستین
primary products محصولات اولیه
primary structure ساختمان اصلی
primary structure ساختمان اولیه
primary mirror آئینهابتدائی
primary root ریشهاولیه
primary colour رنگهایاصلی-قرمز RedسبزGreen آبیBlue
primary material مواد اولیه فرش [همچون نخ و رنگ]
primary accused متهم اصلی
primary memory حافظه کامپیوتر [علوم کامپیوتر]
primary marshalling راهاولیه
primary covert پرهایاولیه
primary track شیار اولیه
primary track شیار اصلی
primary treatment تصفیه نخستین
primary treatment پاکسازی نخستین
primary winding سیم پیچ ورودی
primary wire سیم ورودی
primary zones نواحی نخستین
white primary اخذ اراء مقدماتی حزبی
primary memory حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
primary schools دبستان
primary carbon کربن نوع اول
primary cell پیل ساده
primary center مرکز عمده
primary center مرکز اولیه
primary circuit مدار ورودی
primary cluster تشکیل ورودیهای یک جدول در اطراف یک خانه منفردجدول
primary cognizance شناختهای اولیه
primary cognizance تحقیقات اولیه روی یک مسئله
primary coil پیچک راه انداز
primary carbon کربن 1 درجه
primary body جسم اولیه
primary armament جنگ افزار اصلی
primary colours رنگهای اصلی
primary school دبستان
primary education اموزش ابتدایی
grounded primary مدار ورودی زمینی
primary gain بهره اصلی بیماری
primary alcohol الکل 1 درجه
primary alcohol الکل نوع اول
primary amentia نقص عقل نخستین
primary anxiety اضطراب نخستین
primary colors رنگهای نخستین
primary emission صدور اولیه
primary group گروه نخستین
primary hypertension افزایش اولیه فشار خون
primary industries صنایع اولیه
primary inputs دادههای اولیه
primary inputs نهادههای اولیه
primary interest مسئولیت اصلی
primary interest هدف توجه اصلی
primary key [کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
primary investment سرمایه گذاری اولیه
primary drive سائق نخستین
primary current جریان ورودی
primary consumers مصرف کنندگان نخستین
primary masses نقاط مادی اولیه
primary electron الکترون اولیه
primary colors رنگهای اصلی
primary diagonal [matrix] قطر اصلی [ریاضی]
primary mental abilities تواناییهای عقلی نخستین
to act through primary agents به وسیله پاسخگویان اصلی عمل کردن
gross primary product تولید ناخالص نخستین
primary cosmic rays پرتو کیهانی
primary cosmic rays تابش کیهانی
net primary production تولید خالص نخستین
primary standard grade خلوص استاندارد اولیه
primary storage unit واحد انبارش اولیه
primary sensory area ناحیه حسی نخستین
primary projection area ناحیه فرافکنی نخستین
primary mental deficiency عقب ماندگی ذهنی نخستین
primary vowel sounds صداهای اصلی
middle primary covert پرهایاولیهمیانی
primary process thinking اندیشیدن در فرایند نخستین
primary consumers: herbivores گیاهخواران
primary consumers: herbivores مصرفکنندهاولیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com