English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 164 (8 milliseconds)
English Persian
private saving پس انداز خصوصی
Other Matches
saving رستگار کننده پس انداز
saving پس انداز
saving صرفه جویی
saving قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
saving خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
saving نجارت دهنده
He is saving his money. پولهایش راجمع می کند
saving institutions موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
saving grace وجدان
saving function صورت مقدار پس انداز درامدشخص
I'm saving up for a new bike. من برای یک دوچرخه جدید صرفه جویی می کنم.
ex ante saving پس انداز
saving motive انگیزه پس انداز
saving ratio نسبت پس انداز
compulsory saving پس انداز اجباری
theory of saving نظریه پس انداز
theory of saving نظریه مربوط به پس انداز
aggregate saving پس انداز کل
actual saving پس انداز واقعی
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
forced saving پس انداز اجباری
labour saving کار کم کن رنج گاه
cost saving درامد حاصل از تقلیل هزینه
saving function تابع پس انداز
face-saving مراعات کنندهی فواهر
saving your reverence دورازجناب شما
ex ante saving پیش بینی شده
ex post saving پس انداز
national saving پس انداز ملی
negative saving پس انداز منفی
net saving پس انداز خالص
permanent saving پس انداز دائمی
planned saving پس انداز برنامه ریزی شده
saving account حساب پس انداز
saving rate نرخ پس انداز
rate of saving نرخ پس انداز
face-saving آبرو نگهدار
saving bank بانک پس انداز
saving equation معادله پس انداز
ex post saving واقعی
personal saving پس انداز شخصی
labor saving کاراندوز
labour-saving کار کم کن رنج گاه
intended saving پس انداز مورد انتظار
gas saving صرفه جویی در مصرف بنزین
labor saving techinque فن کاراندوز
net business saving پس انداز خالص شرکتها
daylight saving time افزودن یک ساعت بر ساعات روز
labor saving devices ابزارهای کاراندوز
soil saving dam سد محافظ خاک
capital saving technique فن تولید سرمایه اندوز
saving and loan associations شرکتهای پس انداز و وام
wealth saving relationship رابطه ثروت و پس انداز
daylight saving time ساعت تابستانی
energy saving bulb حبابحافظانرژی
Saving your presence . present company excepted . بلانسبت شما !
private محرمانه سرجوخه
private عادی
private غیر دولتی
private خصوصی
private اعضاء تناسلی
private مستور سرباز
private محرمانه
private اختصاصی خصوصی
private شخصی
private محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
private d. کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
he is a private او سرباز
in private محرمانه
in private در خلوت
private پوشیده
he is a private است
private property دارائیهای خصوصی
private property دارایی شخصی
private property دارایی شخصی بلامعارض
private road شارع خاص
without private motive بی غرضانه
private property مالکیت خصوصی
private ownership مالکیت خصوصی
private nuisance هتک حرمت منازل و املاک
private line خط خصوصی
private law حقوق خصوصی
private first class سرباز یکم
private session جلسه غیر علنی
private siding سایدینگ یا دوراهی ویژه راه اهن
private talk گفتگوی محرمانه
private tuition تدریس خصوصی
the matter was kept private مطلب را پوشیده نگاه داشتند
private lessons تدریس خصوصی
copy for private use نسخه برای استفاده شخصی
A private car. اتوموبیل شخصی
private eyes کارآگاه خصوصی
quasi private نیمه خصوصی
private eye کارآگاه خصوصی
private treaty معامله خصوصی
private treaty معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
private talk صحبت خصوصی
private first class سربازیکم
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
deed under private سند غیر مصدق
deed under private سند عادی
private document سند عادی
he wished to be private میخواست تنهاباشد
he wished to be private می خواست در خلوت باشد
private motive غرض شخصی
private agreement قرارداد خصوصی
private investigator کاراگاه خصوصی
private enterprise شرکت خصوصی
private sector بخش خصوصی
private school مدرسه ملی
private school اموزشگاه خصوصی
private schools مدرسه ملی
private schools اموزشگاه خصوصی
private enterprise عمل خصوصی
private detective کاراگاه خصوصی
private detectives کاراگاه خصوصی
private enterprise اقتصاد بخش خصوصی
private parts شرمگاه
private benefits منافع خصوصی
private borrowing استقراض خصوصی
quasi private شبه خصوصی
private cost هزینه خصوصی
private debt بدهی خصوصی
private decument سند عادی
private decument عقد عادی
private decument درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
private deed سند خصوصی
private employees کارکنان خصوصی
private endowment وقف خاص
private enterprises موسسات خصوصی
private institutions موسسات خصوصی
private corporation شرکت خصوصی
private finance مالیه خصوصی
private code کد محرمانه
private code رمز محرمانه
private company شرکت خصوصی
private broadcasting پخش برنامه خصوصی
private consumption مصرف خصوصی
private tutoring [American E] تدریس خصوصی
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
private member's bill طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private member's bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private members' bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private broadcasting network شبکهپیشبینیخصوصی
to give private lessons درس خصوصی دادن
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
private rate of discount نرخ تنزیل خصوصی
private rate of return نرخ بازده خصوصی
endowments to the private individuals اوقاف خاصه
deed under private signature سند عادی
deed under private seal سند غیر مصدق
deed under private seal سند عادی
based on private motives غرض امیز
based on private motives غرض الود
private international law حقوق بین الملل خصوصی
marginal net private product محصول خصوصی نهائی خالص
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
private brench exchange switchboard مرکز سوئیچینگ فرعی
acts based on private motives غرض ورزی
private joint stock company شرکت سهامی خاص
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com