Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (6 milliseconds)
English
Persian
programming aids
ادوات برنامه نویسی
programming aids
کمک برنامه نویسی
Other Matches
first aids
کمکهای نخستین
AIDS
بیماری ایدز
AIDS
بیماری سیدا
AIDS
سندرم نقص ایمنی اکتسابی
first aids
کمکهای اولیه
debug aids
ادوات اشکال زدایی
debug aids
ابزاراشکال زدایی
penetration aids
وسایل تولید نفوذ
Band-Aids
نوار کوچک زخم بندی که لبههای آن چسبناک است
debugging aids
ادوات اشکال زدایی
debugging aids
وسائل اشکال زدایی
aids to trade
بیمه
documentation aids
وسائل سندسازی
design aids
وسائل طراحی
landing aids
وسایل کمک ناوبری فرودهواپیما وسایل کمکی فرودهواپیما
visual aids
ابزارهای کمکی دیداری
navigational aids
وسایل کمک ناوبری
penetration aids
وسایل تولید رخنه در صفوف دشمن
Band-Aids
چارهی سطحی و موقتی
visual aids
کمکهای بصری
visual aids
دیدافزار
hearing aids
سمعک
aids to navigation
کمکهای ناوبری
aids to trade
خدمات جنبی تجارت مانندبانکدارب
aids to trade
حمل و نقل و تبلیغات
aids to navigation
وسایل کمک ناوبری
audiovisual aids
ابزارهای کمکی دیداری-شنیداری
artificial aids
وسایل کمکی
graphical training aids
چارت اموزشی
graphical training aids
چارت
programming
قوانینی که برنامه باید به آنها تبدیل شود تا کد سازگار ایجاد شود
programming
نرم افزاری که به کاربر امکان نوشتن مجموعه دستورات مشخص برای کاری را میدهد که بعداگ به قالبی ترجمه میشود که توسط کامپیوتر قابل فهم است
programming
نوشتن برنامه برای کمپیوترها
programming
نوشتن داده در وسیله PROM
programming
برنامه ریزی
programming
برنامه نویسی کامپیوتر
programming
GOLORP
programming
برنامه نویسی
programming language
زبان برنامه نویسی
optimm programming
برنامه نویسی بهینه
nonlinear programming
برنامه ریزی غیر خطی
programming librarian
بایگان برنامه نویسی
programming specification
مستند مفصل قدمهای دقیق برنامه نویسی
optimum programming
برنامه نویسی بهینه
programming linguistics
زبان شناسی برنامه نویسی
programming methods
روشهای برنامه ریزی
top down programming
برنامه سازی از بالا به پایین
systems programming
برنامه نویسی سیستم
system programming
برنامه نویسی سیستم
symbolic programming
برنامه نویسی سمبلیک
structured programming
برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
structured programming
برنامه نویسی ساخت یافته
quantitative programming
برنامه ریزی کمی
quadratic programming
تابع هدف درجه دوم است
quadratic programming
برنامه ریزی غیرخطی
programming team
تیم برنامه نویسی
programming statement
حکم برنامه نویسی
non numeric programming
برنامه ریزی غیر عددی
multi programming
سیستم عامل که چندین برنامه را همزمان اجرا میکند
linear programming
برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
interactive programming
برنامه سازی فعل و انفعالی
integer programming
برنامه سازی صحیح
integer programming
برنامه ریزی عدد صحیح
conventional programming
برنامه نویسی قراردادی
goal programming
برنامه ریزی ارمانی
functional programming
برنامه نویسی تابعی
elegant programming
نوشتن برنامه ساخت یافته با استفاده از کمترین تعداد دستور است
conversational programming
برنامه سازی محاورهای
defensive programming
برنامه نویسی تدافعی
dynamic programming
برنامه سازی پویا
dynamic programming
برنامه نویسی پویا
dynamic programming
برنامه ریزی پویا
linear programming
برنامه ریزی خطی
linear programming
برنامه نویسی خطی
modular programming
برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
modular programming
برنامه نویسی پیمانهای
application programming
برنامه نویسی کاربردی
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
computer programming
برنامه نویسی کامپیوتری
mathematical programming
برنامه نویسی ریاضی
automatic programming
برنامه نویسی اتوماتیک
bottom up programming
ترکیب دستورات سطح پایین به دستور سطح بالا
concurrent programming
برنامه نویسی همزمان
logic programming
برنامه نویسی منطقی
discrete programming
برنامه سازی گسسته
turning programming language
زبان برنامه نویسی تورینگ
certificate in computer programming
CCP
planning programming budgetting
system
object language programming
برنامه نویسی به یک زبان ماشین قابل اجرا در یک کامپیوتر بخصوص
object oriented programming
برنامه نویسی مقصود گرا
ego loss programming
تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یاگناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چندبرنامه نویس تقسیم گردد
planning programming budgetting
نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
mail application programming interface
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
mail application programming interface
مجموعه استانداردها
low level programming language
زبان برنامه نویسی سطح پایین
object oriented programming language
زبان برنامه نویسی موضوعی
input output programming system
سیستم برنامه سازی ورودی- خروجی
special purpose programming language
زبان برنامه نویسی تک منظوره
high level programming language
زبان برنامه نویسی سطح بالا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com