Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (1 milliseconds)
English
Persian
project selection
انتخاب پروژه
project selection
گزینش طرح
Other Matches
selection
گزین
selection
نشانهای در میله ابزار که به کاربر امکان انتخاب یک ناحیه تصویر که بعداگ بریده , کپی یا پردازش میشود میدهد
selection
دایره کوچک که روی یک فریم اطراف ناحیه انتخاب شده نمایش داده میشود که به کاربر امکان تغییر شکل فضا را میدهد
selection
عمل یا فرآیند انتخاب
self selection
انتخاب کالا توسط مشتری خود گزینی
selection
دسته یا هیات انتخاب شده
selection
گزینش
selection
انتخاب
direct selection
انتخاب مستقیم
faulty selection
انتخاب غلط
impluse selection
انتخاب ایمپولز
item selection
پرسش گزینی
social selection
انتخاب اجتماعی
selection board
هیات گزینش
selection check
مقابله گزینش
selection method
روش گزینش
selection of position
انتخاب موضع
selection ratio
بهر گزینش
selection rules
قواعد گزینش
selection sort
جور کردن گزینشی
selection sort
مرتب کردن گزینشی
selection structure
ساختار گزینشی
selection switch
گزینه
selection switch
گزینه انتخاب
random selection
گزینش تصادفی
vocational selection
گزینش شغلی
personnel selection
کارمند گزینی
route selection
انتخاب مسیر
natural selection
انتخاب طبیعی
natural selection
فلسفه انتخاب اصلح در طبیعت
selection ratio
نسبت گزینش
function selection switch
سوویچانتخابردیاب
colour selection filter
فیلترجداکنندهرنگ
project
پیشنهاد کردن
project
ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
project
پروژه
project
پروژه پروژه افکندن
project
نقشه کشیدن
project
طرح ریزی کردن
project
برجسته بودن
project
پیش افکندن
project
پیش افکند
project
پرتاب کردن
project
طرح
project
نقشه
project
طرح یا پیشنهاد کردن
project
تصورکردن تصویر کردن
project
طرح نقشه
project
پیشنهاد پلان
project
پیش بینی مشخصات آینده یک مجموعه داده
project
فاهر کردن نشان دادن
project
کاربرنامه ریزی شده
scale of project
اندازه طرح
scale of project
وسعت طرح
housing project
تهیهمسکن
There is a hitch in this project.
این طرح یک جایش گیر دارد
To implement a project.
طرحی را پیاده کردن
The project fell through ( got nowhere).
این طرح بجایی نرسید
to shunt a project
کنارگذاشتن یک پروژه
research project
طرح پژوهشی
project library
کتابخانه پروژه
project manager
مدیر پروژه
project loans
قرضههای مربوط به انجام طرحهای توسعه
project loans
قرضههای مربوط به پروژه ها
project evaluation
ارزیابی طرح
project control
کنترل پروژه
project appraisal
ارزشیابی طرح
features of project
اجزاء اصلی یک طرح
project appraisal
ارزشیابی پروژه
project manager
مدیر طرحها
project manager
مدیر پروژه ها
project section
بخش تهیه طرحها
project section
بخش تهیه پروژه ها
project schedule
زمان بندی پروژه
project planning
نقشه کشی ساختمان
project plan
طرح پروژه
project method
روش اموزش طرحی
economic life of a project
دوره اقتصادی طرح
Public opinion is against the project.
عقیده وآراء عمومی برضد این طرح است
When we get this project off the ground we can relax.
وقتی این پروژه پا بگیرد و با موفقیت شروع شود، دیگر خیالمان راحت است.
The project was terminated as of July 1.
پروژه از اول ژولیه به پایان رسید.
The project is not fully developed yet.
این طرح هنوز پخته وآماده نیست
band project filter
فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
multi prupose project
طرح چند منظوره
water utilization project
پروژه بهره برداری از منابع اب
project technical report
گزارش فنی پروژه
project management program
برنامه مدیریت پروژه
project management system
سیستم مدیریت پروژه
long term project
پروژه طویل مدت
project technical report
گزارش فنی طرح
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com