Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
range table
جدول مسافت توپ
range table
جدول تیرتوپ
Other Matches
He banged the table with his fist . He thumped the table .
با مشت کوبیدن روی میز
table
به جدولی انتقال دادن
table
در فهرست نوشتن
table
کوهمیز
table
مطرح کردن
table
جدول
table
تو گذاردن
table
میزبازی
table
به صورت جدول دراوردن
table
لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
table
روی میز گذاشتن
table
معوق گذاردن
get table
دست یافتنی
Could we have a table outside?
آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟
get table
بدست اوردنی
table
میز
table
سفره
table
خوان
table
لوح جدول
table
لیست
table
فهرست
table
از دستور خارج کردن
table
مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
table
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table
لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
look up table
جدول مراجعهای
inner table
میزداخلی
table saw
تابلونمایشگر
table look up
جستجوی جدول
two way table
جدول دو سویی
table look up
مراجعه به جدول
the f. of a table
بطوریکه
the f. of a table
باید
table
لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
table
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table
طرح کردن
under the table
<idiom>
زیرمیزی
table
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
range
جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
within range
در برد جنگ افزار
range
تغییر کردن یا متفاوت بودن
range
قرار دادن متن در یک ترتیب معین
range
مجموعه موضوعاتی که خریدار از بین آنها انتخاب میکند
range
یک خانه یا تعدادی خانه
range
مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
range
منحنی مبنا
range
مجموعه مقادیر مجاز
out of range
دور از تیر رس یا صدارس
out of range
که خارج از حد سیستم باشد
within range
در تیررس
range k
ضریب تصحیح برد
range k
ضریب تصحیح کای برد
range name
نام دامنه
range
دامنه
[ریاضی]
in range with
در امتداد
range
دامنه
range
دامنه تغییرات
range
سلسله
range
برد سلاح
range
میدان تیر
range
بردهدف
range
مسافت
range
حدود
range
حدودجذر و مد دریا
range
صف
range
دسته
range
در طبقه قرار دادن
range
به خط کردن
range
محدوده
range
دامه تغییرات
in range with
درخط
range
رسایی
range
چشم رس
range
تیررس برد
range
دسترسی
range
حدود محدوده
range
حوزه
range
تغییر کردن خط مبنا
range
درصف اوردن
range
اراستن
range
مرتب کردن میزان کردن
range
عبور کردن مسطح کردن
range
سیر و حرکت کردن
range
ردیف
range
به نظم وترتیب واداشتن
range
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
range
گستره
range
حدود وسعت
range
ناحیه
range
طبقه
range
رشته
range
سلسله ردیف
range
میدان حدودتغییرات
range
حیطه
range
طیف
range
رشته کوه
range
فاصله
range
برد
range
حد فاصل
range
گام
range
بر
table d'hote
خوراک رسمی و روزانه مهمانخانه
table telephone
تلفن رومیزی
table comparator
مقایسه کننده نوارها
table waters
ابهای معدنی سر سفره
leontief table
جدول لئونتیف
table ware
لوازم میز یا سفره
table utility
برنامه کمکی جدولی
tilting table
میز نوسان دار
symbolic table
جدول علائم
symbol table
جدول نمادها جدول نمادی
symbol table
جدول نمادها
symbol table
جدول علامت
table tomb
گورصندوقی وتخت
table flap
قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
table of distribution
جدول توزیع
table of authorities
جدول اولیا امور
table of allowance
جدول سهمیه مجاز
table money
فوق العادهای که بابت هزینه مهمان داری به افسران ارشد داده میشود
table instrument
وسیله رومیزی
table linen
رومیزی
table linen
دستمال سفره
jolting table
میز لرزان
table land
زمین هموار
table lamp
لامپ استاندارد
lay on the table
از دستور خارج کردن
table of distribution
جدول تقسیم اماد
swivel table
میز نوسان دار
state table
جدول حالات
pier table
میز زیر ایینه قدی
permutation table
جدول کلمات رمز
permutation table
جدول تعیین رمز
periocic table
جدول تناوبی عناصر
lord's table
میز مخصوص شراب ونان وعشای ربانی
manning table
جدول مشاغل
mealing table
صفحهای که باروت را روی ان نرم می کنند
multiplication table
جدول بس شماری
movement table
جدول حرکت ستونهای موتوری
mutilation table
جدول بارگیری پیش بینی شده
mutilation table
جدول راهنمای بارگیری خودروها
night table
پاتختی
plane table
سه پایه نقشه برداری که الیداد بران سوار میشود
probability table
جدول احتمالات
spelling table
جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
to serve at table
پیشخدمتی کردن
serve at table
پیشخدمتی کردن
sand table
میز مخصوص شن بازی بچه ها
round table
کنفرانس میز گرد
leontief table
نگاه کنید به :
rotary table
میز گردان
reciprocating table
میز نوساندار
leontief table
table output Input
lie on the table
از دستور خارج شدن
loading table
جدول بارگیری
lookup table
جدول مراجعه
manning table
جدول تعیین مشاغل جدول وفایف پرسنل
table of equipment
جدول ساز و برگ
table water
سفره اب زیر زمینی
Could we have a table on the terrace?
آیا ممکن است میز ما روی تراس باشد؟
wait table
<idiom>
سرو کردن غذا
Lift up the table.
سرمیز رابلند کن
trestle table
میز سهپایه
table manners
روشغذاخوردنفردی
pin-table
صفحهمخصوصبازیpillowcasePinball
negotiating table
جلسهایکهمخالفانتلاشدارندبهتوافقیدستیابند
league table
جدوللیگ
dinner table
میزغذاخوری
dining table
میزغذاخوری
bargaining table
جلسهمشترکبرایرفعاختلافاتکهها در بریتانیا استفادهمیشد
table mixer
توپتنیسرویمیز
table extension
صفحهانقراض
table cut
تراشتختهای
printer table
میزچاپگر
outer table
تختهخارجی
Could we have a table by the window?
آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟
Could we have a table in the corner?
آیا ممکن است میز ما در گوشه باشد؟
I'd like to reserve a table for 5.
میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
multiplication table
جدول ضرب
[ریاضی]
table beet
چغندر
earth-table
رج بنا
corbel-table
[ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
communion-table
[میز چوبی در کلیساهای پروتستان]
basement-table
[پی را روی زمین ساختن]
altar-table
میز مقدس در کلیسا
table carpet
فرش رومیزی
[اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
the leg of the table
پایه میز
lay the table
چیدن میز
truth table
جدول ارزش
[منطق]
[ریاضی]
feed table
صفحهعلوفه
extending table
میزبازشو
to rap on the table
دست یا چیز دیگری روی زمین
to lay on the table
بوقت دیگر موکول کردن
time table
جدول زمانی ورود و عزیمت
time table
جدول زمان بندی
time table
جدول زمانی
tide table
جگول جزر و مد
tide table
جدول کشند
tide table
نمودار جزر ومد یاکشند
tier table
میز کوچک
table talk
صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com