Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
reaction force
نیروی عکس العمل
Other Matches
Force is the answer to force.
<proverb>
جواب زور را زور مى دهد .
reaction
پرتو
reaction
عکس العمل
reaction
واکنشی
overall reaction
واکنش کل
reaction
انعکاس
reaction
انفعال عکس العمل
reaction
واکنش
alarm reaction
واکنش هشدار
false reaction
واکنش کاذب
favorskii reaction
واکنش فاروسکی
emergency reaction
واکنش اضطرار
first order reaction
واکنش مرتبه یک
reformatsky reaction
واکنش رفرماتسکی
aldol reaction
تراکم الدولی
aldol reaction
واکنش الدولی
exothermic reaction
واکنش گرماده
second order reaction
واکنش مرتبه دوم
armature reaction
عکس العمل ارمیچر
armature reaction
واکنش ارمیچر
endothermic reaction
واکنش گرماگیر
exchanger reaction
واکنش تبادلی
antarafacial reaction
واکنش دوزخی
adverse reaction
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
chain reaction
واکنش زنجیری یاهستهای
chain reaction
واکنش زنجیری
reaction threshold
استانه واکنش
acid reaction
واکنش اسیدی
reaction time
زمان واکنش
reaction time
زمان عکس العمل
reaction time
زمان اماده شدن یکان برای عکس العمل به دستورات
addition reaction
واکنش افزایشی
reaction timer
زمان سنج واکنش
reaction turbin
توربین عکس العملی
reaction turbin
توربین فشار زیاد
reaction turbine
توربین عکس العملی
reaction progress
پیشرفت واکنش
elimination reaction
واکنش حذفی
elementary reaction
جزء واکنش
cycloaddition reaction
واکنش حلقه زایی
cross reaction
سطح مقطع
transfer reaction
واکنش انتقالی
conversion reaction
واکنش تبدیلی
cannizzaro reaction
واکنش کانیزارو
unimolecular reaction
واکنش تک مولکولی
chemical reaction
واکنش شیمیایی
circular reaction
واکنش چرخشی
cleavage reaction
واکنش گسسته شدن
consecutive reaction
واکنش پی در پی
condensation reaction
واکنش تراکمی
concentred reaction
واکنش همزمان
witting reaction
واکنش ویتیگ
deferred reaction
واکنش معوق
delayed reaction
واکنش درنگیده
displacement reaction
واکنش جانشینی
reversible reaction
واکنشبرگشتپذیر
reaction direction
جهتواکنش
shortening reaction
واکنش مختصر واکنش کوتاه کننده
metabolic reaction
واکنش سوخت و سازی
avoidance reaction
واکنش اجتنابی
electrocyclic reaction
واکنش الکتروسیکلی
backward reaction
واکنش برگشت
balanced reaction
واکنش موازنه شده
bimolecular reaction
واکنش دو مولکولی
side reaction
واکنش جانبی
substitution reaction
واکنش استخلافی
suprafacial reaction
واکنش تک رخی
thermonuclear reaction
واکنش گرما- هستهای
third order reaction
واکنش مرتبه سه
wassermann reaction
ازمایش سرم خون برای تشخیص وجودمیکروب سیفیلیس در بدن
reaction products
فراوردههای واکنش
adverse reaction
نتیجه جانبی
polyadiition reaction
واکنش چند افزایشی
precipitation reaction
واکنش رسوب دهنده
shortening reaction
واکنش کوتاه سازی
instantaneous reaction
واکنش فوری
quenching reaction
واکنش فرونشانی
rate of reaction
سرعت واکنش
reaction chamber
محفظه فعل و انفعال
reaction chamber
اطاق واکنش
homogeneous reaction
واکنش همگن
reaction coordinates
مختصات واکنش
reaction curve
منحنی واکنش
heterogeneous reaction
واکنش ناهمگن
insertion reaction
واکنش جایگیری
instantaneous reaction
واکنش انی
intermediate reaction
واکنش واسطه
adverse reaction
اثر فرعی
adverse reaction
اثر جانبی
mass reaction
واکنش کلی
chain reaction
واکنش زنجیرهای
net reaction
واکنش نتیجه
neutralization reaction
واکنش خنثی شدن
nuclear reaction
فرایند هستهای
irreversible reaction
واکنش برگشت ناپذیر
nuclear reaction
واکنش هستهای
intermolecular reaction
واکنش بین مولکولی
redox reaction
واکنش اکسایش- کاهش
reaction curve
منحنی عکس العمل
reaction potential
پتانسیل واکنش
reaction equation
معادله عکس العمل
reaction graph
گراف واکنش
fugue reaction
واکنش گریز
forward reaction
واکنش رفت
reaction formation
واکنش وارونه
reaction of support
عکس العمل تکیه گاه
heat of reaction
گرمای واکنش
reaction key
کلید واکنش
reaction equation
معادله واکنش
grief reaction
واکنش سوگ
reaction engine
موتور عکس العملی
half reaction
نیم واکنش
growth reaction
واکنش رشد
haloform reaction
واکنش هالوفرم
reaction drills
تمرینهای واکنشی
reaction rate of constant
ثابت سرعت واکنش
controlled thermonuclear reaction
جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
absolute reaction rate
سرعت واکنش مطلق
acid catalyzed reaction
واکنش کاتالیزور شده با اسید
wolf kishner reaction
واکنش ولف- کیشنر
symmetry allowed reaction
واکنش مجاز از لحاظ تقارن
markovnikoff addition reaction
واکنش افزایشی مارکونیکوف
michael addition reaction
واکنش افزایشی مایکل
reaction
[answer, commentary]
پاسخ
reaction
[answer, commentary]
نظر
load reaction brake
ترمز فشار باد
cis addition reaction
واکنش افزایشی سیس
coefficient of subgrade reaction
ضریب عکس العمل
modulus of subgrade reaction
ضریب عکس العمل
reaction
[answer, commentary]
رای
olefin metathesis reaction
واکنش مبادله اولفینی
average reaction rate
سرعت متوسط واکنش
pseudo first order reaction
واکنش شبه مرتبه یک
average reaction rate
مقدار متوسط واکنش
ring clossure reaction
واکنش حلقه بندی
half cell reaction
واکنش نیم سلول
hand to mouth reaction
واکنش دست به دهان بردن
roasting reaction method
روش واکنش تشویهای
step reaction polymerization
بسپارش مرحلهای
effective reaction potential
حد موثر نیرومندی واکنش
oxidative addition reaction
واکنش افزایشی اکسایشی
ring opening reaction
واکنش حلقه گشا
addition elimination reaction
واکنش افزایشی- حذفی
acute stress reaction
واکنش حاد فشار روانی
oxidation reduction reaction
واکنش اکسایش- کاهش
advancement degree of reaction
درجه پیشرفت واکنش
law of additivity of reaction heat
قانون جمع پذیری گرمای واکنش
free radical chain reaction
واکنش زنجیری رادیکالی
force
مجبور کردن
in force
دارای اعتبار
in force
مجری
p force
نیروی جلوبرنده یاپرت کننده
to come into force
مجرایامعمول شدن
force
مجبور کردن کسی به انجام کاری
force
وادار کردن
force
نیروی نظامی
force
قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
force
فشار دادن
force
یکان قسمت نظامی
force
درهم شکستن قفل یا چفت را شکستن
force
مسلح کردن
force
مجبورکردن بزورگرفتن
force
بزور بازکردن
force
راندن
force
بیرون کردن
force
بازور جلو رفتن تحمیل
force
پاس بی هدف
force
نافذ
force
شروع به عمل یا کار
force
کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد
force
قدرت
force
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
force
تحمیل کردن
force
ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
force
مجبورکردن
force
خشونت نشان دادن
force
بردار نیرو
force
زور
by force of
بضرب
by force
بجبر
by force
جبرا
by force
بزور
came into force
مجری شدن
force
نیرو
force
عنف
force
جبر
force
نفوذ
force
عده
force
شدت عمل
by force
عنفا
force
قوا
force
بی عصمت کردن
measure of one's force
میزان نیروی شخص
mechanized force
نیروی مکانیزه
to cease to be in force
باطل شدن
electromotive force
نیروی برقرانی
to cease to be in force
نامعتبر شدن
osmotic force
نیروی اسمزی
reflex force
نیروی ضربتی هوایی در حال اماده باش فوری
generalized force
نیروی تعمیم یافته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com