Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (5 milliseconds)
English
Persian
reading quotient
بهر خواندن
Other Matches
quotient
بهر
quotient
خارج قسمت
[ریاضی]
quotient
نتیجه تقسیم یک عدد بر دیگر
quotient
بهره
quotient
خارج قسمت
quotient
کسر
quotient
نسبت
achievement quotient
بهر پیشرفت
activity quotient
بهر فعالیت
intelligence quotient
عددی که هوش و زیرکی شخص را نشان میدهد
educational quotient
بهر اموزشی
encephalization quotient
بهر مغزی شدن
resipatory quotient
بهره تنفسی
accomplishment quotient
بهر پیشرفت
quadratic quotient search
الگوریتم بازرسی کننده که به هنگام تست مکانهای بعدی جدول از یک ادرس دوگانه استفاده میکند
reading
خواندن
first reading
طرح نخستین لایحه قانونی درمجلس
reading
قرائت
reading
مطالعه
reading
تفسیر
reading
استنباط
reading
نظریه شور
reading
یادداشت مربوط به اعداد یا درجه ها , به ویژه درجههای یک اندازه
reading span
فراخنای خواندن
reading rooms
اتاق قرائت
reading room
قرائت خانه
reading room
خوانشگاه
reading room
اتاق قرائت
thought reading
اندیشه خوانی
silent reading
بیصدا خوانی
lip reading
لب خوانی
reading station
ایستگاه خواندن
reading rooms
خوانشگاه
reading rooms
قرائت خانه
reading mirror
آینهمخصوصخواندن
when reading a book
در حال خواندن کتابی
sight-reading
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-reading
بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-reading
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
Proof – reading.
غلط گیری (تصحیح مطا لب چاپی وغیره )
She was reading the book to herself.
کتاب را آهسته ( پیش خودش) می خواند
reading lamp
چراغمطالعه
reading start
شروعخواندن
reading readiness
امادگی خواندن
reading speed
سرعت خواندن
reading rate
سرعت خواندن
mind reading
فکرخوانی
direct reading
قرائت مستقیم
mind reading
کشف افکار دیگران
map reading
نقشه خوانی کردن
map reading
نقشه خوانی
reading desk
بعدا پرسیده شود
hand reading
کف بینی
first reading of a bill
شوراول لایحه
mirror reading
وارونه خوانی
reading wand
دستگاهی که نشان ها و کدهارا به صورت نوری درک میکند
lip-reading
لب خوانی
reading habit
عادت خواندن
reading disability
ناتوانی در خواندن
reading age
سن خواندن
parallel reading
خواندن موازی
oral reading
بلندخوانی
direct reading dial
درجه بندی برای قرائت مستقیم
light-reading scale
نورخواندنصفحه
direct reading galvanometer
گالوانومتر بی تبدیل
I stayed up reading until midnight.
تا نصف شب بیدارماندم ومطالعه کردم
direct reading instrument
دستگاه مستقیم خوانی
monroe diagnostic reading test
ازمون تشخیص خواندن مونرو
gray oral reading test
ازمون بلند خوانی گری
mirror writing shadow reading
کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
direct-reading rain gauge
اندازه مقدار بارش مستقیم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com