English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (5 milliseconds)
English Persian
red oxide of zinc اکسید قرمز روی
red oxide of zinc زینیست
Search result with all words
zinc oxide اکسید روی
Other Matches
zinc قطب پیل ولتا
zinc Zn
zinc روح
zinc فلز روی
zinc روی
zinc زینک
zinc coat روکش روی
floers of zinc پنبه روی
zinc dimrthyldithiocarbomate روی دی متیل دی تیوکربامات
zinc dust گرد روی
sulphate of zinc زاج روی
sulphate of zinc توتیای روی
slab zinc زینک صفحهای
slab zinc زینک
ruby zinc زینسیت
ruby zinc اکسید قرمز روی
zinc electrode الکترود روی
zinc ethylenebisdithiocarbamate روی اتیلن بیس دی تیوکربامات
zinc oxid اکسید روی به فرمول ZnO اکسید دو زنگ
zinc white سفید اب روی
carbon zinc cell پیل اولیه قابل حمل
red zinc ore زینسیت
red zinc ore اکسید قرمز روی
zinc carbon cell پیل روی- زغال
electrolytic zinc process الکترولیز روی
crow foot zinc پیل پنجه کلاغی
zinc carbon cell پیل لکلانشه
heavy zinc coating روش کاری روی سنگین
hexonal zinc sulfide structure ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
oxide اکسیدی
oxide اکسید آهن برای پوشش روی دیسک یا نوار مغناطیسی
oxide ماده شیمیایی از اکسیژن
oxide اکسید
oxide روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
red oxide خاک رس
red oxide خاک سرخ
zirconium oxide زیرکونیم اکسید
yttrium oxide ایتریا
yttrium oxide ایتریم اکسید
zirconium oxide اکسیدزیرکونیم
ytterbium oxide ایتربیا
ytterbium oxide ایتربیم اکسید
refractory oxide اکسید دیرگداز
refractory oxide اکسید نسوز
oxide skin پوسته اکسید
oxide skin قشر نازک اکسید
oxide of iron زنگ اهن
iron oxide اکسیداهن
oxide zine پنبه روی
ferrous oxide اکسید فرو
ferric oxide که به عنوان پوشش نور یا دیسک میباشد که برای ذخیره داده یا سیگنال قابل مغناطیسی شدن است
ferric oxide مادهای
copper oxide اکسید مس
calcium oxide کلسیم اکسید
benzophenone oxide بنزوفنون اکسید
aluminum oxide اکسید الومینیوم
acidic oxide اکسیژن اسیدی
acid oxide اکسید اسیدی
magnesium oxide اکسیدمنیزیوم
oxide coating روکش اکسیدی
oxide film لایه اکسیدی
oxide film قشر اکسیدی
oxide isolation جداسازی اکسیدی
oxide cathode کاتد اکسید اندود
nitrous oxide نیتروژن مونوکسید
nitrous oxide گاز خنده اور
oxide of copper توتیای قرمز
oxide of iron خاک سرخ
alkaline earth oxide فلز قلیایی خاکی
metal oxide semiconductor روش تولید و طراحی برای خانوادههای خاصی از مدارهای مجتمع با استفاده از الگویی از هادیهای آهنی و اکسیر که روی نیمه هادی قرار دارند
copper oxide rectifier یکسوکننده مس- اکسید
rust oxide iron زنگ زدگی
oxide coated cathode کاتد اکسید اندود
white oxide of arsenic سم الفار
metallic oxide semiconductor نیمه هادی اکسید فلزی
metal oxide semiconductor طراحی مدار مجتمع و روش ساخت با استفاده جفت تراتریستورهای p و n
deuterium oxide upgrading تقویتاکسیددتریوم
complementary metal oxide semiconductor نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی
complementary metal oxide semiconductor طرح مدار پیچیده و روش ساخت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com