English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (9 milliseconds)
English Persian
reference junction اتصالی در سیستم ترموکوپل که دمای اتصال دیگر نسبت به ان سنجیده میشود
Other Matches
junction جعبه کوچکی که تعداد سیم بهم وصل شده اند
junction اتصال بین سیم ها و کابل ها
p n junction پیوندگاه "پی ان "
junction نقطه اتصال
T junction اتصال با زاویه درست با سیگنال اصلی یا کابل حمل توان
junction پیوندگاه [جای انشعاب چهارراه ]
junction well چاهها یا گودالهایی که درمحل تلاقی تغییر شیب زهکشهای زیرزمینی ایجادمیگردند
y junction دوشاخه
junction پیوندگاه
junction محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction انشعاب
junction اتصال
junction دگراهی
junction اتصال برخوردگاه
junction محل الحاق چهارراه
junction تقاطع
junction چهارراه
junction پیوندگاه برخوردگاه
junction چهارسو
junction نقطه الحاق
junction boxes جعبه تقسیم
junction boxes جعبه اتصال
junction box جعبه ترمینال
junction box جعبه تقسیم
junction box جعبه اتصال
railroad junction دوراهی راه اهن
box junction جادهعلامتگذاریشده
road junction سه راه
multiway junction همبر چندشاخه
multiway junction تقاطع چند راه
flyover junction چهارسوی دو راه ناهمتراز
idle junction اتصال ازاد
junction cable کابل اتصال
junction point نقطه الحاق
junction potential پتانسیل اتصال
junction selector مرکز تلفن خودکار سلکتوری
junction boxes جعبه ترمینال
measuring junction محل سنجش
measuring junction نقطه سنجش
flyover junction تقاطع دو راه ناهمکف چهارراه دو تراز
multilevel junction چهارراه چند طبقه
double junction اتصال مضاعف
road junction تقاطع راه
staggered junction همبرنیزهای
staggered junction چهارراه سر نیزهای چهارراه نیزهای
scissor junction چهارراه کج همبر اریب
scissor junction تقاطع مورب
road junction چهارراه
road junction تقاطع جاده
trumpet junction چهارراه شیپوری
main junction box جعبهمستقیم
positive/negative junction منفی
half cloverload junction چهارراه نیمه شبدری
positive/negative junction نقطهاتصالمثبت
tow level forked junction دو شاخه دو ترازه
partial two level forked junction گذرگاه زیر و رو
partial two level forked junction گذرگاه زیر و زبر
tow level forked junction دو شاخه ناهمکف
maximum junction to case thermal impedan مقاومت حرارتی حداکثر بین محلهای تماس و بدنه
reference معرفی
reference سفارش
May I use your name as a reference? اجازه میدهید شما را بعنوان معرف ذکر بکنم؟
May I use your name as a reference? اجازه میدهید شما را بعنوان سفارش کننده نام ببرم؟
May I use your name as a reference? اجازه میدهید شما را بعنوان توصیه کننده بگویم؟
reference توصیه
in reference to با اشاره به
self reference خود ارجاع
with reference to عطف به
who are your reference? چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
with reference to با اشاره به
reference توجه کردن یا کار کردن با چیزی
reference بازگشت مرجع
reference اشاره
reference استفتاء کردن
reference ارجاع امر به داوری
reference معرف
reference توصیه
reference راده
reference مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر
reference فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
reference نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
reference آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
reference دستوری که دستیابی به داده ذخیره شده یا مرتب شده فراهم میکند
reference لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه
reference نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference اندیسی که ارجاعی به متن است
reference دستیابی به محلی در حافظه
reference سوابق
reference لیست موضوعات مرتب شده
reference ماخذ
reference کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
reference عطف
reference کتاب بس خوان بازگشت
reference مراجعه رجوع
reference مرجع
reference ارجاع
reference منبع
reference مدارک
reference مراجعه و رجوع کردن
reference time زمان مرجع
reference station ایستگاه مبداء سنجش جذر ومد دریایی
reference sheet برگ راهنما
reference signal سیگنال مرجع
reference position محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
reference point نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
reference sheet برگ تعیین محل یکان برگ معرف
reference datum سطح مبنای نقشه برداری سطح مبنا
point of reference آنچهبهشماکمککندموقعیتیرابهتردرککنید
reference book کتابمرجع
with reference to letter no با اشاره بنامه شماره ....عطف بنامه .......نسبت بنامه ......
reference [testimonial] مدرک
reference [testimonial] گواهی
letter of reference معرفی نامه
backward reference ارجاع به عقب
letter of reference توصیه نامه
sortie reference تعدادهواپیماهای شرکت کننده درپرواز
sortie reference شماره پرواز
reference point نقطه مبنا
reference pilot نمونه مرجع
cross reference شبکه چهارخانه
book of reference کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
frames of reference چهارچوب داوری
frame of reference چهارچوب داوری
cross-reference ارجاع متقابل
map reference فهرست شناسایی نقشه
cross-reference شبکه چهارخانه
cross-reference سیستم مختصات
cross-reference مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross-reference مراجعه متقابل
implicit reference مرجعی به شی که محل دقیق صفحه را نمیگوید ولی فرض میکند که شی روی صفحه جاری قرار دارد یا قابل دیدن است
call by reference فراخوانی با ارجاع
ideas if reference افکار عطفی
delusion of reference هذیان بخود بستن
explicit reference خص مثل فیلد یا دگمهای با نام یکتا
external reference مرجع خارجی
external reference ارجاع خارجی
circular reference ارجاع چرخشی
cell reference ارجاع سل
forward reference ارجاع به جلو
geographic reference سیستم مختصات جغرافیایی سیستم شبکه بندی جغرافیایی
global reference ارجاع سراسری
cross reference ارجاع متقابل
cross reference سیستم مختصات
reference line خط راهنمای تعیین جهات خط برگشت خط مبنا
reference cell پیل مرجع
reference number اعداد مبنای نشانه روی
reference datum سطح افق بار یاوزن هواپیما
reference edge لبه مرجع
reference electrode الکترود مبنا
reference electrode الکترود مرجع
reference frame دستگاه مقایسهای
reference group گروه مرجع
reference language زبان مرجع
reference librery کتابخانهای که مردم بدانجارفته بکتابهایی مراجعه میکنند
reference phase فاز مبنا
reference cell پیل مبنا
reference piece توپ مبنا
cross reference مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross reference مراجعه متقابل
print reference شماره عکس هوایی
print reference شماره سری عکس هوایی
punctuation for reference زیر واژه
reference address نشانی مرجع
reference axes محورهای مرجع
cross reference table جدول ارجاع متقابل
color carrier reference فاز مبنای حامل رنگ
cross reference generator بخشی از اسمبلر یا کامپایلر یا مفسر که لیستی از برچسبهای برنامه
relative cell reference ارجاع سل رابطهای
to push for an answer [in reference to something] برای پاسخ فشار آوردن [در رابطه با چیزی]
reference count technique تکنیک شمارش ارجاعات
absolute cell reference رجوع مطلق سل
lay reference number شماره ترتیب کاشتن مین شماره مشخصات مین کاشته شده
cross reference generator متغیر ها و اعداد ثابت با محل آنها در برنامه ایجاد میکند
open system interconnection reference مدل ارجاع ارتباط سیستم باز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com