English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
reflecting power قدرت انعکاس
Other Matches
reflecting منتج شدن به
reflecting تامل کردن منعکس کردن
reflecting برگرداندن
reflecting منعکس شدن
reflecting باز تابیدن
reflecting فکرکردن
reflecting بازتاباندن
reflecting بازتاب یافتن بازتابیدن
reflecting بازتاب دادن
reflecting surface سطحانعکاس
reflecting telescope تلسکوپ انعکاسی
reflecting telescope تلسکوپ بازتابی
reflecting nebulas ابرهای بازتابنده
reflecting stud علایم شبنما
reflecting stud چشم گربه
cross section of a reflecting telescope قسمتمورببازتابتلسکوپ
hunger for power [craving for power] میل شدید به قدرت
p in power to do something عدم نیروبرای کردن کاری
outside power جریان خارجی
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
power قوه [ریاضی]
power 0 تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
power up روشن کردن
power توان [ریاضی]
to the power of [three] به توان [سه] [ریاضی]
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
power زور
power down قطع نیرو
power down قطع برق خاموش کردن
power saw دستگاه اره
will to power قدرت خواهی
in power دارای اختیارات
useful power توان مفید
useful power قدرت مفید
in power صاحب مقام
i did all in my power انچه در توانم بود کردم
e. power قوه مجریه
power saw اره ماشینی
will-power اراده
will-power تصمیم
e. power نیروی اجرایی
power i طرح شماره یک بازی با سه مدافع
power [over somebody/something] قدرت [ بر کسی یا چیزی]
will power <idiom> قدرت
power on روشن کردن
will-power قدرت اراده
will-power عزم راسخ
power up برق
power توان برقی
power اقتدار و اختیار
power راندن
power قوه
power انرژی
power زور بکاربردن
power درشت نمایی قدرت دوربین
power توانایی
power نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
power قدرت دیدذره بین
power شدت
power قدرت نیرو
power دولت
power قوه یا توان
power برقی
power دستگاه برقی
power توان
power نیرو
power حداکثر تلاش در کمترین زمان
power اقتدار سلطه نیروی برق
power برق
power جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
power نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
power خاموش کردن یک وسیله
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power توان نیرو
power توان از دست رفته
power مجموعه بررسیهای سخت افزاری که کامپیوتر پس از روشن شدن انجام میدهد
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power قدرت
power اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power حذف توان کامپیوتر
power برتری
power اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
radiant power شاره تابان
r f power supply منبع توان بسامد رادیویی
power steering فرمان خودکار
tractive power نیروی کشش
power source منبع قدرت
power slide لغزش به کنار در پیچ مسیر
reactive power توان غیر فعال
reactive power توان هرز
rated power هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
power rammer زمین کوب مکانیکی
power spectrum طیف توانی
power shovel ماشین خاک کش
power shovel بیل مکانیکی
power transformer مبدل تغذیه
power stroke مرحله قدرت
pulling power نیروی کشش
predictive power قدرت پیش بینی
power test ازمون قدرت
power function تابع توانی
power transformer ترانسفورماتور شبکه ترانسفورماتور قدرت
power transmission انتقال انرژی
power transmission انتقال قدرت
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
power turret برجک برقی
power unit پیش راننده
power user کاربر پیشرفته
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
power system شبکه نیرو
power structure ساخت قدرت
power supply مبدل برق
power supplay منبع قدرت
power supplay منبع تغذیه
power supply منبع تغذیه
power supply منبع انرژی
power supply تامین کننده برق
power surge برق ناگهانی
power volleyball والیبال قدرتی
power cable کابل قدرت
power factor ضریب قدرت
power form تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
power forward فوروارد قوی
power forward مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
power fuel سوخت
power function تابع توان
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
power function تابع قدرت
power hacksaw اره کمانهای
power hacksaw کمان اره
power factor ضریب توان
power endurance توان استقامت
power dive با استفاده از نیروی موتور طیاره
power cable کابل جریان قوی
power circuit مدار توان
power consumer مصرف برق
power consumer مصرف انرژی مصرف توان
power consumption مصرف قدرت
power consumption مصرف برق
power dissipation اتلاف قدرت
power distribution پخش قدرت
power dive شیرجه رفتن هواپیما
power brake ترمز سروو
power dive شیرجه
power head سر موتور
power head نوک نیزه تیراندازی به ماهی
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
power of the keys اختیارات کلیسای پاپ
power outege قطع قدرت
power outege قطع برق
power output توان خروجی
power pack دستگاه تنظیم برق
power pack جعبه تغذیه
power play نقشه تهاجمی
power play حمله دسته جمعی
power play وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
power politics سیاست زور
power of reservation حق اعتراض
power of production نیروی تولید
power mower چمن زن یا علف چین موتوری
power house کارخانه برق
power installation تاسیسات جریان قوی
power jack جک
power law قانون توانی
power level تراز توان
power loss اتلاف توان
power loss تلف قدرت
power loss گمگشتگی قدرت
power mains شبکه جریان قوی
power mains شبکه نیرو
power meter دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
power politics سیاست جبر زور طلبی
power cut قطعبرق
power failure قطع برق
power cut قطع برق
power blackout رفتن برق
power failure رفتن برق
power cut رفتن برق
solar power نیروی خورشیدی
power outlet پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
power outlets پریز ها
power blackout قطع برق
power point اتصالبرق
power worker فردیکهدرایستگاهبرقکارمیکند
power-sharing روشحکومتیکهمردم درامورکشورشاندخالتچندانیندارند
Power of distiction. قوه تشخیص
To have power and influence. تیغ برایی داشتن
power pack باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
power failure خاموشی
power cut خاموشی
power outlet پریز دیواری
power outlet پریز روی دیوار
power outlets پریز های دیواری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com