English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
repeating group الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
Other Matches
repeating تکرارکننده
I keep repeating himself همش حرفای تکراری
repeating fraction کسر مکرر
repeating coil مبدل تلفن
repeating firearm اسلحه خودکار
repeating label برچسب یا مطلب مکرر
repeating unit واحد تکراری
it will not bear repeating جندان زشت است که نمیتوان انرا بازگو کرد
repeating field فیلد مکرر
repeating key روش رمزی که همراه با تکرار یک کلید رمز میباشد
repeating groove شیارتکرارکننده
repeating decimal اعشاری مکرر
telephone repeating coil واگویه
repeating decimal number عدد دهدهی تکراری
group مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
out group برون گروه
t group گروه حساسیت اموزی
we group گروه خودی
group دسته دسته کردن
t group گروه T
in group گروه خودی
group جمع کردن چندین وسیله با هم
group مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group ناوگروه
group گروه رزمی
group دسته
group جمع شدن
group جمعیت گروه بندی کردن
group انجمن
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group شیعه
group حزب
group جمع اوری چندین چیز با هم
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group دسته بندی کردن
group گروه
pile group دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
point group گروه نقطهای
leaving group گروه ترک کننده
marginal group گروه حاشیهای
membership group گروه عضویت
minority group گروه اقلیت
norm group گروه هنجار
open group گروه باز
local group گروه محلی
phosphoryl group گروه فسفریل
natural group گروه طبیعی
infinite group گروه نامتناهی
group of targets گروه هدفها
group of targets گروه اماجها
group norms هنجارهای گروهی
group membership عضویت گروهی
group mark علامت گروه
group mark نشان گروه
group interview مصاحبه گروهی
group index اندیس گروه
group pressure فشار گروهی
group printing چاپ گروهی
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
hydrogxyl group گروه هیدروکسیل
group velocity سرعت گروهی
group theory نظریه گروهی
group theory نظریه گروهها
group test ازمون گروهی
group teaming ریخته گری گروهی
group structure ساخت گروهی
group separator جداساز گروه
group selector سلکتور گروهی
group index شاخص گروه
sporadic group گروه نامنظم [ریاضی]
business group شرکت سهامی [شرکت]
splinter group گروهجداییطلب
noun group گروهکلمات
interest group علایقگروهی
ginger group افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group گروه قیدی
cyclic group گروه دوری [ریاضی]
Group theory نظریه گروه ها [ریاضی]
management group ائتلاف تجاری
management group ائتلاف چند شرکت
extra-group ناهمراه گروه [پرنده شناسی]
finite group گروه متناهی [ریاضی]
within group variance پراکنش درون گروهی
user group گروه کاربران
user group گروه استفاده کننده
side group گروه جانبی
shot group گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
selected group گروه گزیده
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
salvage group گروه بازیابی وسایل
group practice گروهپزشکی
reference group گروه مرجع
product group کالاهی مشابه
spelling group حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
standardization group گروه معیاریابی
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
thiocarbonyl group گروه تیوکربونیل
task group گروه ماموریت زمینی
task group ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group گروه تقارن
substituent group گروه استخلافی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
primary group گروه نخستین
group identification همانند سازی گروهی
criterion group گروه ملاک
between group variance پراکنش میان گروهی
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group گروه خدمات ساحلی
battle group گروه نبرد
battle group واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
attack group گروه تک به ساحل
attack group گروه تک
artillery group گروه توپخانه
boat group ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
bridged group گروه پل شده
bridging group گروه پل شده
coordinated group گروه کوئوردینانسی
control group گروه گواه
commutative group گروه جابجاپذیر
command group گروه فرماندهی
coacting group گروه همکار
closed group گروه بسته
carboxylic group کروه کربوکسیلی
carbonyl group گروه کربونیل
army group گروه ارتش
armor group گروه زره تانک
armor group گروه زرهی
acid group گروه اسید
abelian group گروه ابلی
group therapy گروه درمانی
peer group گروه همسالان
blood group گروه خون
blood group تعیین کردن
blood group گروه خونی
pressure group گروه فشار
acid group گروه اسیدی
acidic group گروه اسید
acidic group گروه اسیدی
amino group گروه امینی
alkyl group گروه الکیلی
alkyl group گروه الکیل
air group گروه هوایی یک ناو
air group گروه هوایی
aiming group دستگاه مثلث گیری
aiming group عوامل مثلث گیری
age group گروه سنی
age group گروه سالخور
group casting ریخته گری گروهی
entry group گروه واجد شرایط
experimental group گروه ازمایشی
feeding group گروه تغذیه کننده
feeding group قسمت خوراک دهنده
formal group گروه رسمی
group discussion بحث گروهی
group contracts قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
group contagion سرایت گروهی
group consciousness اگاهی گروهی
gas group گروه گاز
group acceptance پذیرش گروهی
group analysis تحلیل گروه
group atmosphere جو گروهی
group captain سرهنگ هوایی
group casting ریخته گری
entry group واجدین شرایط تخصصی شغلی
end group گروه انتهایی
group factors عاملهای گروهی
functional group گروه عاملی
detail group دسته ماموربیگاری
group dynamics پویش گروهی
detail group قسمت بیگاری
group dynamics مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group drive محرکه گروهی
group frequency بسامد گروهی
encounter group گروه رویارویی
entering group گروه وارد شونده
diastereotopic group گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
dead group زاویه بیروح
dead group زمین بیروح
deactivating group گروه کم کننده فعالیت
age group competition مسابقه برحسب گروه سنی
group of battery plates دسته صفحات باتری
group occulating light چراغ ناپیوسته گروهی
activated methylene group گروه متیلن فعال شده
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
opposition parliamentary group گروه مخالف در مجلس پارلمانی [سیاست]
commutative group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
Abelian group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
commutative group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
Abelian group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
commutative group [math.] گروه آبلی [ریاضی]
Abelian group [math.] گروه آبلی [ریاضی]
Why dont you join our group. ? چرا به جمع ما نمی آیی ؟
date time group گروه تاریخ و زمان
fire support group ناو گروه پشتیبانی اتش دریایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com