Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
residual charge
بار الکتریکی مانده
Other Matches
residual
پس مانده ته نشین
residual
مانده
residual
مازاد
residual
پسماند
residual
باقیمانده
residual
رسوب
residual
رسوبی
residual value
مقدار باقی مانده
residual
آنچه در پشت سر باقی می ماند
residual
نرخ داده در یافتی ناصحیح وکل داده ارسالی
residual
ته مانده
residual
مربوط به ریزش اتمی
residual
ته نشستی
residual unemployment
بیکاری باقیمانده
residual variable
متغیر باقیمانده
residual variance
پراکنش مازاد
residual volume
حجم باقیمانده
residual force
نیروهای ته مانده یاباقیمانده در محل
residual drawdowm
افت باقیمانده
residual deviation
انحراف مانده
residual thrust
تراست تولیدشده توسط موتورجت
residual magnetism
مغناطیس پس ماند
residual magnetization
مغناطیس مانده
residual error
خطای مانده
residual discharge
تخلیه مانده
residual magnetism
مغناطیس مانده
residual matrix
ماتریس مازاد
residual current
جریان مانده
residual bitumen
قیر ته مانده
residual term
جمله باقیمانده
residual term
جمله پسماند
residual bitumen
قیر تفاله
residual stress
تنش پس مانده
residual schizophrenia
اسکیزوفرنی مانده
residual current state
رژیم جریان مانده
residual error reat
نرخ خطای پس مانده
residual magnetic induction
مغناطیس مانده
functional residual capacity
فرفیت باقیمانده عملی
magnetic residual loss
تلف رماننس
residual sum of squares
مجموع مجذورات انحرافات مجموع مربعات انحرافات مجموع مجذورات باقیمانده ها
sum of squares of residual
مجموع مربعات باقیمانده
residual propulsive force
نیروی پیشرانه خالص
take over in charge
تصدی
take over in charge
تحت اختیار دراوردن
on charge of
به اتهام
be charge with
متهم شدن به
charge some one with
به عهده کسی گذاشتن
like charge
شارژ همنام
in charge
<adj.>
مسئول
in charge
<adj.>
پاسخگو
in the charge of
<idiom>
تحت مراقب یا نظارت
in charge
<idiom>
مسئول بودن
in charge
متصدی
(in) charge of something
<idiom>
مسئولیت کار یاکسانی را به عهده داشتن
like charge
قطبهای همنام
charge
که برای ذخیره سازی داده و امکان دستیابی ترتیبی وتصادفی به کار می رود
charge
اتهام
charge
حمله به حریف
charge
خطای حمله
charge
جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
charge
بار
charge
خرج گذاری کردن شارژ کردن
charge
پر کردن
charge
خرج منفجره
charge
خرج
charge
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge
بار کردن
charge
ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
charge
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charge
وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند
charge
مین وسایل با بار الکتریکی شارژ می شوند
charge
محفظهای
charge
بدهکار کردن
charge
شارژ کردن شارژ
charge
متهم کردن
charge
بار الکتریکی
charge
موردحمایت
charge
تصدی
charge
دستگاه با ماده منفجره
charge
هزینه
charge
حمله اتهام
charge
گماشتن
charge
وزن
charge
بار مسئولیت
charge
عهده داری
charge
عهده دارکردن
charge
زیربار کشیدن
charge
متهم ساختن
charge
مطالبه بها
charge
پرکردن
snow charge
بار برف
section charge
خرج چند قسمتی
pole charge
خرج میلهای
space charge
بار پیرامونی
soaking charge
بار سولفات زدای
pole charge
خرج دستکی
space charge
ناحیه بار فضا
spinning charge
بار چرخان
spotting charge
خرج مشقی برای تصحیحات دیدبانی خرج مخصوص تنظیم تیر
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
statement of charge
اعلام اتهامات
statement of charge
مشخص کردن جرایم فرم تقاضای خسارت
zero charge potential
پتانسیل بار صفر
shaped charge
خرج گود
export charge
تعرفه صادرات
reduced charge
خرج کمتر یا پایین تر توپ
propelling charge
خرج
propelling charge
خرج پرتاب
propellant charge
خرج پرتاب
powder charge
خرج پرتاب گلوله
powder charge
خرج باروت
positive charge
بار مثبت
satchel charge
خرج خورجینی
satchel charge
خرج کیسهای
section charge
خرج جزء جزء
shaped charge
خرج مقعر
import charge
حقوق واردات
electrostatic charge
بار الکتریسیته ساکن
[که در اثر مالش بوجود می آید.]
physician in charge
دکتر پاسخگو
[در بیمارستان]
doctor in charge
دکتر پاسخگو
[در بیمارستان]
elementary charge
بار الکترون
[فیزیک]
What's the charge per hour?
کرایه هر ساعت چقدر است؟
minimum charge
حداقل هزینه
import charge
هزینه واردات
import charge
تعرفه واردات
bursting charge
دستگاه با ماده منفجره
to charge the battery
باتری را بار کردن
explosive charge
دستگاه با ماده منفجره
export charge
حقوق صادرات
export charge
هزینه صادرات
minimum charge
حداقل قیمت
What's the charge per day?
اجاره آن برای یک روز چقدر است؟
total charge
بارگذاری کامل
toll charge
باج
to give in charge
سپردن
to give in charge
تسلیم کردن
to charge a gun
خرج در تفنگ گذاشتن
telephone charge
هزینه تلفن
tapering charge
پر کردن شیبدار
surface charge
بار سطحی
supplementary charge
خرج یدکی خرج اضافی
supplementary charge
خرج تکمیلی
sticky charge
خرج انفجاری قابل چسباندن در محل انفجار
sticky charge
خرج چسبنده
trickle charge
پر کردن اهسته
unlike charge
قطب غیر همنام
volume charge
بار حجمی
What's the charge per week?
اجاره آن برای یک هفته چقدر است؟
What's the charge per mile?
اجاره هر مایل چقدر است؟
Do you charge for the baby?
آیا برای بچه ها هم پول میگیرید؟
What is the charge per day?
کرایه روزانه چقدر است؟
elementary charge
بار بنیادی
[فیزیک]
charge carrier
حامل بار
[فیزیک]
[شیمی]
[مهندسی]
community charge
گونهایمالیات
charge nurse
سر پرستار
charge hand
کارگر معمولی
baton charge
حرکترو بهجلو بوسیلهپلیسباتونبدست
charge indicator
اندازهشارژ
static charge
برق ساکن
point charge
بار نقطهای
diamond charge
خرج مربع شکل
collection charge
هزینه وصول
coke per charge
ذغال کک شارژ
charge with a fault
تخط ئه کردن
charge pits
چالههای خرج
charge of the electron
بار الکترون
charge neutrality
خنثایی بار
charge neutrality
تساوی تقریبی ذرات مثبت ومنفی در شارههای متراکم
charge density
چگالی بار
charge daffaires
شارژدافر
charge d'affaires
شارژ دافر
collection charge
هزینه وصول مطالبات
condenser charge
بار خازن
conservation of charge
بقای بار الکتریکی
detonation charge
خرج تلاش
detonation charge
خرج انفجار
detonating charge
چاشنی
detonating charge
خرج منفجر کننده
density of charge
چگالی بار برقی
deep charge
خرج عمیق دریایی
deep charge
خرج گود
cratering charge
خرج مخصوص تهیه چاله تخریب
cratering charge
خرج تخریب
counter charge
دعوی متقابل در امر جزایی
counter charge
تهمت متقابله
charge d'affaires
کاردار سفارت
charge d'affaires
نایب وزیر مختار
charge d'affaires
نایب سفارت
bank charge
هزینههای بانکی
accumulator charge
بارگیری اکومولاتور
service charge
سرویس مهمانخانه وغیره
service charge
اضافه کار
service charge
انعام
tas de charge
پاطاق
charge sheets
ورقه حاوی مشخصات متهم
charge sheet
ورقه حاوی مشخصات متهم
depth charge
بمب ضد زیر دریایی machine sounding echo
depth charge
خرج زیرابی بمب زیرابی
depth charge
خرج عمیق
boost charge
ولتاژ ثابت و اولیهای که به باطری داده میشود تا انرابرای استارت موتور اماده نگه دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com