English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (9 milliseconds)
English Persian
reverse polish notation نشان گذاری لهستانی معکوس
Other Matches
polish notation نشان گذاری لهستانی
polish جلادادن
polish تهذیب
polish ارایش مبادی ادابی
polish پرداخت
polish : صیقل
polish جلا واکس زنی
polish منزه کردن واکس زدن
polish براق کردن
polish :لهستانی
polish جلاء
polish صیقل
polish off <idiom> به طور کامل به پایان رساندن
polish پرداخت کردن
to polish off با شتاب پرداخت کردن
polish off از جلو کسی درامدن تمام کردن
polish off خوردن
polish صیقل دادن
polish opening لهستانی
polish opening گشایش
polish gambit گامبی زوکرتورت
polish gambit گامبی لهستانی
shoe polish واکس کفش
the polish refugees گریختگان یا فراریان لهستانی
the polish refugees مهاجرین لهستانی
nail polish مانیکور
nail polish رنگ و جلای ناخن
French polish روغن جلا
polish defence دفاع لهستانی
polish the apple <idiom> خود شیرینی کردن ،لعاب دادن به کسی
nail polish لاک
notation که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
notation نمادگذاری
notation علامتگذاری
notation عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notation عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
notation و دیگر نیاز به کروشه نیست
notation قالب ریاضی که عملگها درون عملوندها توکار وجود دارند.
notation نمایش داده پایه با ارقام 0 و 1
notation روش نوشتن یا نمایش اعداد
notation سیستم اعداد پایه دو عددی که فقط ارقام 0 و 1 را دارد
notation و A تا F
notation یادداشت
notation ثبت توجه
notation بخاطر سپاری حاشیه نویسی
notation نشان گذاری
notation تذکر
notation ثبت حرکات شطرنج
notation نماد سازی
reverse وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reverse سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال
reverse حرکت نوک چاپگر در نیمه خط به بالابرای چاپ حروف بزرگ
reverse عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reverse حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
reverse حرکت در جهت مخالف
reverse حرکت درخلاف جهت . ارسال
reverse داده ازگیرنده به فرستنده
reverse روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reverse خلاف جهت
reverse برگشتن
reverse معکوس
reverse پشت
reverse معکوس کردن
reverse بدبختی
reverse شکست وارونه کردن
reverse نقض کردن واژگون کردن
reverse معکوس کننده
reverse برگرداندن پشت و رو کردن
reverse وارونه
reverse کانال کنترل داده کند بین گیرنده وفرستنده
reverse عکس ضد
reverse فهر
reverse نقض کردن
reverse لغو کردن
reverse بدل کاری
reverse شکستنی مخالف
instead of the reverse بجای وارونه این
positional notation نشان گذاری مکانی
postfix notation نشان گذاری پسوندی
positional notation نشان گذاری مرتبهای
Parts-per notation بخش در یکای سنجش [مهندسی]
prefix notation عملیات ریاضی به صورت منط ق به طوری که عملگر پیش از عملوندها فاهر میشود و نیازی به کروشه نیست
prefix notation نشان گذاری پیشوندی
mathematical notation نشانه گذاری ریاضی [ریاضی]
chess notation نمایشگاهشطرنج
symbolic notation نشانگذاری نمادی
suffix notation عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
suffix notation نشانگذاری پسوندی
scientific notation نمادعلمی
scientific notation نشان گذاری علمی
radix notation نشان گذاری مبنایی
octal notation یا اعداد 0 تا 7
octal notation رقمی که در سیستم هشتایی به کار می رود
hexadecimal notation نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
hexadecimal notation صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
algebriac notation نمادگذاری جبری
algebriac notation ثبت حرکات شطرنج با استفاده نمادهای جبری
decimal notation نشان گذاری دهدهی
arabic notation پیکر
biquinary notation دستگاه نمادسازی که در ان هر رقم اعشاری توسط یک جفت رقم متشکل از یک ضریب 5 و یک ضریب 1 نشان داده میشود
arabic notation هندسی
binary notation نشان گذاری دودوئی
binary notation نمادسازی دوتایی
hexadecimal notation سیستم اعداد به همراه اعداد مبنا و A تا F
iinfix notation نشان گذاری میانوندی
excess n notation نشان گذاری با افزونی n
octal notation توان هشت مربوط به محل هر رقم در عدد
octal notation نشان گذاری هشت هشتی
binary notation نشان گذاری دودویی
decimal notation نمادسازی دهدهی
denary notation سیستم عددی در مبنای ده با استفاده از اعداد 0 تا 9
matrix notation نمایش ماتریسی
descriptive notation ثبت تشریحی حرکتهای شطرنج
infix notation روش قواعد برنامه نویسی کامپیوتر که عملگرها درون عملوندها هستند مثل D-C یا x+y
infix notation نشان گذاری میانوندی
to suffer a reverse شکست خوردن
reverse slope ضد شیب
reverse speed سرعت معکوس
reverse thrust تراست معکوس
reverse video کاراکترهای تیره بر روی زمینه نمایش روشن تصویرمعکوس
reverse video صفحه نمایش معکوس
reverse video ویدئوی معکوس
double reverse شوت برگردان به دروازه
the reverse of the medal طرف یا جنبه دیگر موضوع
reverse polarity پلاریته معکوس
reverse gear دنده معکوس
reverse gears دنده معکوس
reverse current جریان معکوس
indian in reverse هندی معکوس
reverse bias پیشقدر معکوس
reverse bias تغذیه معکوس
reverse control کنترل معکوس
reverse dive شیرجه وارونه
forward/reverse جلو/عقببرنده
reverse slope شیب معکوس
reverse image تصویر وارونه
reverse osmosis اسمز معکوس
reverse pitch گام معکوس
naked reverse حمله با مانور سدکنندگان به یک سمت و توپدار به سمت دیگر
floating point notation نشان گذاری با ممیز شناور
fixed point notation = نمایش عدد که محل ارقام و نقط ه اعشاری را در کامپیوتر نگه می دارد تا بیشترین تعداد اعداد قابل مدیریت را محدود کند
mixed radix notation نشان گذاری امیخته مبنا
fixed point notation نشان گذاری با ممیز ثابت
figurine algebraic notation ثبت جبری و شکلی حرکات شطرنج
fixed point notation = قوانین و روشهای ریاضی با استفاده از اعداد اعشاری
reverse chicken wing نوعی کلید کشی
reverse current cutout افتامات
king's indian in reverse هندی شاه معکوس
maximum reverse r.m.s. voltage ولتاژ سد موثر حداکثر
reverse flow regin ناحیه جریان معکوس
The car is in the reverse gear. اتو موبیل توی دنده عقب است
reverse stitch button دکمهوارونهکنندهدوخت
reverse slide change تعویضاسلایدوارونه
reverse flow engine توربین گاز دارای کمپرسورجریان خطی یا محوری
auto reverse button دکمهمعکوساتوماتیک
fireman's carry from outside and reverse پیچ یک دست و یک پا از پشت دست
binary coded decimal notation code BCD
reverse current circuit breaker مدارشکن جریان معکوس
reverse side of metal work پشت کار فلزی
leg ride and reverse chicken wing سگک قفل قیصر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com